بریتانیا آماده است تا چارلز سوم را به عنوان پادشاه جدید خود تاج گذاری کند
به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:
ON 6 می در لندن به مردی کلاه می دهند. او هرگز آنقدر مشتاق این کلاه به نظر نمی رسید. در سن ۲۰ سالگی، پادشاه چارلز سوم متوجه میشود که «با وحشتناکترین حس اجتنابناپذیر»، پادشاه خواهد بود. پیشینیان او کمی مشتاق بودند. شاه ادوارد هشتم سلطنت را به عنوان “مشغله ای با مشقت قابل توجه” توصیف کرد. پادشاه جورج ششم صبح روز تاجگذاری خود با “احساس غرق شدن” از خواب بیدار شد. به نظر میرسد خود بریتانیاییها بهطور مشابه بیتفاوت هستند . به گفته YouGov، یک نظرسنجی، تقریبا نیمی از آنها می گویند که بعید است مراسم تاج گذاری را تماشا کنند، با این حال همه هفته ها در مورد آن صحبت می کنند.
تاج گذاری، همانطور که وبسایت سلطنتی توضیح میدهد، “یک مراسم مذهبی رسمی است” “. یادآوری لازم است، زیرا لیست شرکت کنندگان در این آخر هفته شامل افرادی با عناوینی مانند Rouge Dragon Pursuivant، Rouge Croix Pursuivant و Portcullis Pursuivant است. این شامل یک پادشاه اسلحه گارتر و افرادی با عناوین آنقدر قدیمی است که به نظر میرسد صفتهایشان پشت به جلو هستند (اربابان معنوی و زمانی این قلمرو). این شامل بیدل ها، منادی ها، شاهزاده خانم ها، پادشاهان، ملکه ها و خدایی ترین سعادت او تئوفیلوس سوم، پدرسالار اورشلیم و تمام فلسطین است. قسمتهای «بازی تاج و تخت» با فهرست بازیگران هوشیارتر وجود دارد.
مراسمی که در کلیسای وست مینستر برگزار می شود کمی معقول تر است. این شامل یک سنگ سرنوشت، یک شمشیر عدالت معنوی و روغن ساخته شده با زیتون های برداشت شده از صومعه مریم مجدلیه در اورشلیم است. نیاز به تعظیم، تراشیدن، ذکر و مسح از یک قاشق مخصوص تاجگذاری دارد. این شامل تعداد زیادی از مردان با جوراب شلواری است. این باعث شده است که وب سایت دولت بریتانیا – که معمولاً در مورد مواردی مانند مهلت های اظهارنامه مالیاتی خود ارزیابی (۳۱ ژانویه) توضیحاتی ارائه می دهد – شروع به ارائه توضیحات در مورد آنچه ارل ارول در آن روز حمل خواهد کرد (یک باتوم نقره ای) را ارائه می دهد.
همانطور که حتی پادشاهان نیز مستعد اشاره به آن هستند، سلطنت به دنیای مدرن تعلق ندارد. ادوارد هشتم آینده در سال ۱۹۲۰ نوشت: “واقعاً، روز پادشاهان و شاهزادگان گذشته است.” قرن بیستم تمایل به موافقت داشت. با تیراندازی یک قاتل در سال ۱۹۰۰، پادشاه اومبرتو اول ایتالیا آغاز شد. برای بسیاری از خانواده های سلطنتی، اوضاع فقط بدتر شد. ترور پادشاهان پرتغال، یونان و تزار روسیه به دنبال داشت. دیگران را بوت کردند. در سال ۱۹۴۸، فاروق پادشاه مصر مشاهده کرد که: “به زودی تنها پنج پادشاه باقی خواهند ماند… پادشاه بیل، پادشاه کلوپ ها، پادشاه قلب ها و پادشاه الماس” – و پادشاه انگلستان.
اوضاع به همان اندازه که فاروک پیشبینی میکرد بد پیش نرفت. امروزه، ۲۲ درصد از کشورهای جهان هنوز یک حاکم ارثی را به عنوان رئیس دولت خود دارند. اگرچه همه چیز به اندازه آن آمار قابل توجه نیست، زیرا بسیاری از این پادشاهان چارلز هستند که حاکم ۱۵ کشور است. حداقل فعلا. چندین قلمرو او اشاره کرده اند که ممکن است از شر او خلاص شوند.
برخی فکر می کنند بریتانیا باید به آنها بپیوندد. بر اساس گزارش مرکز ملی تحقیقات اجتماعی، تعداد بریتانیاییهایی که سلطنت را «بسیار مهم» میدانند، از ۶۵ درصد در سال ۱۹۸۳ به ۲۹ درصد امروز کاهش یافته است (نمودار را ببینید). فجایع روابط عمومی به جای چنگالها چیزی است که پادشاهیهای مدرن را ناآرام میکند – و خانوادههای سلطنتی بسیاری را تجربه کردهاند. پول در چمدان بوده است. شاهزاده اندرو بوده است.
جمهوری، یک گروه فشار که برای الغای سلطنت مبارزه میکند، استدلال میکند که خاندان سلطنتی “بسیار از استانداردهایی که ما باید در زندگی عمومی انتظار داشته باشیم” فاصله دارند. رسانه های طرفدار سلطنتی مانند تلگراف و تاتلر توصیه هایی در مورد اسکون های تاج گذاری ارائه می دهند. جمهوری دستوری برای اعتراض ارائه می دهد. مردم را تشویق میکند تا در روز ۶ مه به میدان ترافالگار بیایند، پلاکاردهایی بیاورند و هنگام عبور چارلز فریاد بزنند “پادشاه من نیست”. نوید سخنرانی و موضع جدی و اصولی علیه سلطنت را می دهد.
که مشکل بزرگ جمهوری خواهی است. والتر باگهوت، سردبیر مشهور ویکتوریایی این روزنامه، استدلال میکند: «تا زمانی که قلب انسان قوی و عقل انسان ضعیف باشد، خانواده سلطنتی قوی خواهند بود و جمهوریها ضعیف». همانطور که باگهوت متوجه شد، هویت شخصی که تاج توخالی بر سر دارد، به نوعی بی ربط است. آنچه مهم است درخشش است.
خانواده سلطنتی بریتانیا ممکن است تجسم نابهنگام باشد. ممکن است پژواک های امپریالیستی ناراحت کننده و نابرابری ریشه دار ارائه دهد. اما همچنین کریسمس و تاج، اسکون و مربا و مردان سوار بر اسب را با توبا ارائه می دهد. نسبت بریتانیاییهایی که میخواهند سلطنت را از بین ببرند طی سالها افزایش یافته است – از ۳ درصد در سال ۱۹۸۳ به ۱۴ درصد در حال حاضر. در بین ۱۸ تا ۳۴ سال این رقم بیش از ۲۰٪ است. اما این به ندرت موضوع انقلاب است.
و اعضای خانواده سلطنتی کار می کنند. آنها به سختی در معادن زحمت می کشند، اما از تعداد غیر قابل رغبتی از مراکز تولید منطقه بازدید می کنند. در یک روز در ماه مارس، پرنسس آن از یک اصطبل و یک پارک صنعتی در بیرمنگام بازدید کرد، در حالی که چارلز به ایستگاه راه آهن هامبورگ-دامتور در آلمان و “محل آینده مرکز انرژی سبز هامبورگ” رفت تا در مورد “انتقال مداوم آن به کربن” بشنود. -پورت رایگان”.
آنها این کار را بدون شکایت انجام می دهند. اغلب. در سال ۱۹۸۴، پرنسس مارگارت به عنوان مهمان در سریال The Archers، یک سریال طولانی مدت رادیو ۴ حضور یافت. روی آن، او مانند خودش عمل کرد و در یک رویداد مد خیریه شرکت کرد. هنگامی که او خواندن خطوط خود را به پایان رساند، تهیه کننده به او راهنمایی کرد. او گفت: «خیلی خوب است، خانم. اما آیا فکر میکنید میتوانید طوری به نظر برسید که گویی کمی بیشتر از خودتان لذت میبرید؟ پرنسس مارگارت پاسخ داد: “خب، من نمیشوم؟”
افرادی که یک شب اوایل این هفته تمرین تاجگذاری را تماشا میکردند، در حالی که ساعتهای لندن به نیمه شب میخوردند. ، از خود لذت می برند. جاده های اطراف میدان ترافالگار به طور غیرعادی آرام هستند. آنها بسته شده اند تا به ارتش اجازه تمرین بدهند. فریاد می آید. ناگهان خیابان مملو از سربازان، ملوانها، اسبها و صحنههایی میشود که بیشتر در رمانهای هوراسیو هورنبلور دیده میشود – سرنیزهها، شلوارکها، چمدانها و راپرها. تأثیر کلی آن کمتر بهگونهای است که ارتشی به راهپیمایی رسیده است تا اینکه انگار قرن هجدهم بوده است.
جمعیت تماشاگر شامل دانشآموزانی از نیجریه است. گردشگران از همه جا؛ مست های محلی؛ و اندرو لوید وبر، آهنگساز (همسرش می گوید او عاشق یک گروه برنجی است). اسب های بیشتری ظاهر می شوند. یک گروه نظامی ompah به سمت بیگ بن حرکت می کند. یک مربی سلطنتی از کنارش عبور میکند، چراغها روشن و داخل آن کاملاً خالی است. مست ها و گردشگران کاملاً خوشحال به نظر می رسند. ■
برای تحلیل تخصصی بیشتر از بزرگترین داستانهای بریتانیا، ثبت نام در Blighty، خبرنامه هفتگی فقط مشترکین ما.