جنگ در اوکراین اروپای شرقی را قویتر کرده است
به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:
یک بازدید از صدراعظم آلمان تا کاخ سفید زمانی اوج روابط دیپلماتیک اروپا و آمریکا به حساب می آمد. با این حال، وقتی اولاف شولز آلمانی برای گفتگو با جو بایدن در ۳ مارس وارد واشنگتن می شود، ممکن است حتی به عنوان مهم ترین تماس رئیس جمهور آمریکا با اروپا در آن دو هفته به حساب نیاید. آقای بایدن در جریان سفر هفته گذشته به لهستان با رهبران حومه شرقی اتحادیه اروپا ملاقات کرد و از آنها به خاطر کمک آنها در جنگ اوکراین تمجید کرد. europe/2023/02/20/why-joe-biden-visited-kyiv”>فقط بازگشت. این حس که جنگ نقشه مهم اروپا را تغییر داده است، قابل لمس بود.
مرورگر شما از عنصر پشتیبانی نمی کند.
کشورهای حاشیه شرقی اتحادیه اروپا احساس می کنند زمان آنها فرا رسیده است. به گفته آنها، یک تغییر تکتونیکی به سمت شرق در حال وقوع است. قدرت به سرعت از «اروپا قدیم» – که به دلیل اشتباه طولانی در مورد روسیه مشروعیت زدایی شده است – به نفع کشورهایی که اکنون بار تجاوزات ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه را متحمل شده اند، نفوذ می کند. جنگ فرصتی برای تفکر تازه و رهبری جدید است. پاول یابلونسکی، معاون وزیر امور خارجه لهستان، می گوید: «این یک لحظه وجودی برای اروپا به عنوان یک کل است. با توجه به اینکه اوکراین اکنون نامزد عضویت در باشگاه است، برخی آرزو می کنند که یک محور جدید بین ورشو و کیف بتواند وزنه تعادلی برای محور بین پاریس و برلین ایجاد کند.
نه خیلی سریع. این که روحیه در محافل اروپایی تغییر کرده است بدون شک است. اینکه این امر به تأثیر دائمی بیشتر برای کشورهایی مانند لهستان، بزرگترین «بخارست نه» تبدیل خواهد شد، به مراتب کمتر قطعی است. (جمهوری چک، مجارستان، اسلواکی و سه کشور بالتیک به همراه لهستان در سال ۲۰۰۴ به EU پیوستند و پس از آن در سال ۲۰۰۷ بلغارستان و رومانی به اتحادیه اروپا پیوستند.) نقش رهبری قبل.

حتی اروپاییهای غربی هم میپذیرند که این لحظه اروپای مرکزی است. هشدارهای ماهواره های شوروی سابق در مورد خطر اتکا به روسیه برای گاز قبلاً در آلمان بیش از حد مضطرب تلقی می شد. اکنون آنها به عنوان پیشگو پذیرفته شده اند. روشی که کشورهای اروپای مرکزی با میلیونها اوکراینی در حال فرار از جنگ پذیرفتهاند، تحسین گستردهای دارد. > تسلیحات منطقه برای کمک به اوکراین تخلیه شده است – اولین دسته از تانک های لئوپارد از لهستان به تازگی تحویل داده شده است – و تعداد زیادی کیت نظامی جدید سفارش داده شده است.
همه اینها به اروپای مرکزی مقداری رهبری اخلاقی و صدایی بلندتر از همیشه در میز EU داده است. یک دیپلمات اروپایی غربی می گوید: «ما همیشه به آنها گوش می دادیم. “حالا شاید کمی بیشتر گوش کنیم.” اما پیام شرق لزوما در حال انتقال نیست.
یک دلیل، تأکید متفاوت بر میزان تهدید امنیتی است. برای لهستان و سایر کشورهای خط مقدم، بعید است که تهدید روسیه به زودی کاهش یابد. رهبران منطقه از مدت ها قبل گفته اند که جاه طلبی های امپریالیستی آقای پوتین روزی به سمت آنها خواهد رفت. جاستینا گوتکووسکا از OSW، یک اندیشکده میگوید: «تا زمانی که پوتین در قدرت است، حتی اگر در اوکراین آتشبس وجود داشته باشد، ما فرض میکنیم که این یک مکث در جنگ است، نه یک توافق». در ورشو.
در مجموع اروپای غربی احساس متفاوتی دارد. البته اوکراین نیز در آنجا اهمیت زیادی دارد: میلیاردها دلار برای کمک به کشور هزینه می شود، نیروهای مسلح اعضای اتحادیه اروپا در حال ارتقاء هستند و جنگ اقتصاد این قاره را متزلزل کرده است. فنلاند از جمله کشورهایی است که نگرانی های امنیتی لهستانی ها و لیتوانیایی ها را دارد. از این رو پیوستن قریب الوقوع آن به ناتو است.
اما از بروکسل، دوبلین یا پاریس، زندگی با وجود جنگ ادامه دارد. سیستم های انرژی دوباره سیم کشی شده اند. اتحادیه اروپا در دهه گذشته با چالش های زیادی مواجه بوده است، چه در اطراف منطقه یورو، چه مهاجرت و یا برگزیت. بدون شک در سالهای آینده با آن مواجه خواهد شد. اوکراین یکی از آنهاست. در حالی که به طور معمول کار نمی کند، هیچ دلیلی برای سرنگونی رژیم قدیمی EU وجود ندارد – رژیمی که اروپای مرکزی در آن اهمیت بسیار کمتری دارد.

زمانی که رهبران اتحادیه اروپا در بروکسل گرد هم می آیند، تمرکز دیگر فقط روی اوکراین نیست. به همان اندازه مهم است که اروپا باید به تجدید مهاجرت غیرقانونی واکنش نشان دهد، مثلاً، یا به یارانههای سبز آمریکا پاسخ دهد (این مورد در طول سفر آقای شولز مطرح خواهد شد). این موضوع اروپاییهای مرکزی را گیج میکند که میتوانند نفس آقای پوتین را از گردن خود احساس کنند. از نظر آنها، بحث در مورد هر چیزی غیر از اوکراین به معنای دست کم گرفتن – دوباره! – تهدید روسیه است. Mateusz Morawiecki، نخست وزیر لهستان، از کاری که باید برای “بیدار کردن” بقیه اروپا انجام دهد صحبت کرده است.
رویکرد ادامه حیات خبر بدی است. مخصوصا برای کشورش لهستان ممکن است امیدوار باشد که نقش اصلی خود در جنگ به حل مناقشه دیرینه با اتحادیه اروپا کمک کند. کمیسیون اروپا، بازوی اجرایی اتحادیه، آن را به زیر پا گذاشتن اصول اساسی حاکمیت قانون متهم کرده است. از نظر او، دولت دادگاهها را با قضات سیاسی پر میکند و به دنبال تضعیف اولویت قانون اتحادیه اروپا است. این یک تمرین پرهزینه است: لهستان هنوز ۳۵ میلیارد یورو (۳۷ میلیارد دلار) کمک های بلاعوض و وام های مرتبط با صندوق بازیابی دوران بیماری همه گیر دریافت نکرده است.
نفوذ و جذابیت
دست های چاشنی کار بروکسل به دلایل دیگری برای کمبود وزن منطقه اشاره می کنند. نفوذ در اتحادیه اروپا از اندازه جمعیت و حجم اقتصادی ناشی می شود. در صورت عدم موفقیت در این امر، اقدامات دیپلماتیک هوشمندانه می تواند کمک کننده باشد. در هیچ یک از این مناطق اروپای مرکزی برجسته نیست.
با اندازه شروع کنید. در مجموع، نه بخارست ۹۵ میلیون نفر جمعیت دارد که تقریباً یک پنجم کل جمعیت اتحادیه اروپا است. مجموع GDP آنها تنها حدود یک دهم کل اتحادیه اروپا با نرخ بازار است. تنها یک کشور، لهستان، به عنوان یک کشور عضو بزرگ محسوب می شود. آنها هم متحد نیستند. با توجه به اینکه ویکتور اوربان رهبر مستبد آن در کنار روسیه ایستاده است، در حال حاضر مجارستان یک منفرد است. به طور گسترده تر، تنها در برخی زمینه ها منافع رومانی با منافع استونی یا اسلواکی با بلغارستان همسو می شود. گسترش اتحادیه اروپا به اوکراین یا بالکان غربی این رقم و اهمیت منطقه را افزایش می دهد. اما علیرغم تماس های مداوم اروپای مرکزی، این امر بسیار قریب الوقوع نیست.

وزن اقتصادی این گروه در حال افزایش است و استانداردهای زندگی به تدریج فاصله خود را با اروپای غربی کم کرده است. نیاز اروپا به بازگرداندن برخی از زنجیرههای تامین از چین میتواند به آن فشار بیشتری بدهد. اما فقدان یکپارچگی مالی – لهستان در یورو نیست – تا حدی تأثیر آن را در آنجا نیز محدود می کند. و همه نه کشور بخارست از بودجه اتحادیه بیشتر از آنچه که پرداخت می کنند، دریافت می کنند. در عمل، این امر نفوذ آنها را کاهش می دهد.
لهستان و برخی از آن ها متحدان نیز نمی توانند وزن خود را به صورت دیپلماتیک تحمل کنند. کشورهای کوچکی مانند دانمارک و ایرلند، و حتی برخی از کشورهای بزرگتر مانند هلند، می توانند اندازه خود را با ایجاد اتحادهای دقیق و ایجاد ایده های جدید برای EU جبران کنند. لهستان، به ویژه، علاقه ای به این موضوع ندارد. یکی از دیپلماتهای اتحادیه اروپا میگوید: «در هر موضوعی غیر از اوکراین، آنها حتی وانمود نمیکنند که اهمیت میدهند.
ائتلاف محافظهکار در ورشو، که از سال ۲۰۱۵ در قدرت بوده است، اغلب با اجماع لیبرال تری که در اروپا حاکم است، به عنوان مثال در مورد سقط جنین یا حقوق همجنس گرایان، مغایرت دارد. این، و حماسه حاکمیت قانون، اشتهای بسیاری از اعضای اتحادیه را برای اتحاد پایدار با لهستان محدود می کند. تلاش برای گنجاندن منظم آن در مذاکرات فرانسه و آلمان، به عنوان یک نقطه در به اصطلاح مثلث وایمار، تا حد زیادی ناکام مانده است.
و ضرب و شتم شدید آلمانی ها توسط ائتلاف حاکم، ویژگی تکرارشونده گفتمان سیاسی لهستان است که تنها در آستانه انتخابات در پاییز افزایش خواهد یافت. این شامل یک تقاضای فقیرانه برای غرامت جنگ جهانی دوم به میزان ۱.۳ تریلیون یورو (۱.۴ تریلیون دلار) می شود – مبلغی به قدری پوچ که آلمان توانسته از آن شانه خالی کند.
فرانسه به نوبه خود از اینکه باشگاه بخارست علاقه چندانی به تقویت «استقلال استراتژیک» اتحادیه اروپا نشان نمی دهد، ناامید است. به عنوان مثال با افزایش تولید تسلیحات داخلی. لهستان و کشورهای بالتیک ناتو و در نتیجه آمریکا را ضامن مرزهای خود می بینند. این کمک می کند که ناتو، یک اتحاد دفاعی، در مورد مسائل داخلی مانند وضعیت دادگاه ها به آنها سخنرانی نکند. در صورت پیروزی اپوزیسیون لیبرال طرفدار اروپا در پاییز، موضع تهاجمی لهستان در قبال آلمان ممکن است تغییر کند. سوء ظن لهستان در مورد دسیسه های فرانسوی نخواهد بود.
کشورهای اتحادیه اروپا از طریق توانایی و تمایل خود برای حل مشکلات مشترک این قاره نفوذ پیدا می کنند. این مستلزم درک مشترک از چیستی آن مشکلات است. لهستان و متحدانش همچنان شنیده می شوند در حالی که تمرکز اروپا و جهان بر آنچه در نزدیکی مرزهای آن اتفاق می افتد است. بعد از آن چه اتفاقی می افتد کمتر مشخص است. ■
درباره پوشش اخیر ما از جنگ اوکراین