دریافت مالیات بریتانیا بزرگتر می شود اما بهتر نمی شود
به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:
تاو سال مالیاتی ۲۰۲۲-۲۳ در ۵ آوریل به پایان رسید. تاریخ ها ساده ترین جنبه سیستم مالیاتی بریتانیا هستند. مردم در انگلستان، ولز و ایرلند شمالی نرخ پایه مالیات بر درآمد ۲۰% را برای درآمد سالانه بیش از ۱۲۵۷۰ پوند (۱۵۶۱۲ دلار) می پردازند. اسکاتلند نرخ های خاص خود را دارد. بریتانیایی ها همچنین باید سهم بیمه ملی (NICs) 12 درصد از درآمد هفتگی بیش از ۲۴۲ پوند را بپردازند، مگر اینکه بیش از سن بازنشستگی یا خوداشتغالی باشند.
را پشتیبانی نمی کند.
فارغ التحصیلان دانشگاهی که اخیراً دارای بدهی دانشجویی هستند، باید ۹٪ اضافی برای هر چیزی که به دست می آورند بپردازند. بیش از ۲۷۲۹۵ پوند نرخ ۴۰ درصدی مالیات بر درآمد کمی بیش از ۵۰۰۰۰ پوند است، که زمانی است که والدین نیز از پرداخت رفاهی که به عنوان کمک هزینه کودک نامیده می شود، مالیات می گیرند. نتیجه می تواند نرخ مالیات نهایی ۶۰ درصد برای کسانی که دو فرزند دارند و نرخ ۷۰ درصد برای کسانی که سه فرزند دارند باشد. به ازای هر ۱ پوندی که بالای ۱۰۰۰۰۰ پوند به دست می آورید، ۵۰ پوند از ۱۲۵۷۰ پوند کمک هزینه معاف از مالیات را از دست می دهید. اگر درآمد شما ۱۲۵۱۴۰ پوند یا بیشتر باشد، کمک هزینه به صفر می رسد. این بدان معناست که حداقل ۶۰٪ نرخ مالیات نهایی برای مالیات دهندگان با درآمد بالا – برای والدینی که شروع به از دست دادن مزایای مراقبت از کودکان معاف از مالیات می کنند به بیش از ۱۰۰٪ افزایش می یابد. و به همین ترتیب ادامه مییابد — و همچنان و ادامه دارد.
هیچ کشوری سیستم مالیاتی کاملی ندارد. با این حال، کمبودها در بریتانیا آشکارتر می شود. تا حدی به این دلیل است که دولت بیشتر از جیب شهروندان خارج می کند. دفتر مسئولیت بودجه (OBR)، یک ناظر مالی، پیشبینی میکند که از سال ۲۰۲۵، دولت حدود ۳۵ درصد از Gdp را در مالیات دریافت خواهد کرد که دومین سطح بالاتر از زمان است. عواقب پس از جنگ جهانی دوم.
اما مشکل اصلی انبوهی از معافیت هاست که اقتصاد را مخدوش می کند، مالیات دهندگان را سردرگم می کند و خزانه را از درآمد محروم می کند. هدف سیاست مالیاتی باید جمع آوری وجوه به طور کارآمد و عادلانه باشد. مالیات تا آنجا که ممکن است باید فعالیت های تولیدی را تشویق کند اما از فعالیت های مضر مانند آلودگی جلوگیری کند. انصاف نه تنها به معنای حصول اطمینان از پیشرفت سیستم کلی است، به طوری که کسانی که بیشترین منابع را دارند مشارکت بیشتری داشته باشند، بلکه همچنین به این معناست که با افراد در شرایط مشابه به طور مساوی رفتار شود.

سیستم مالیاتی بریتانیا در تمام این موارد ناقص است. با سه مالیات اصلی شروع کنید: مالیات بر درآمد، nics و مالیات بر ارزش افزوده (vat). این سه مالیات با هم حدود نیم تریلیون پوند از درآمد دولت در سال را تشکیل می دهند که دو سوم کل مالیات دریافتی است (نمودار ۱ را ببینید). آنها آلوده به عوارض هستند. مالیات بر درآمد و NIC هر دو برای حقوق اعمال می شود، اما بخشی از NIC نیز توسط کارفرمایان پرداخت می شود. خوداشتغالی به NIC با نرخ های متفاوتی پرداخت می کند. افراد بالای سن بازنشستگی دولتی NIC پرداخت نمی کنند. مالیات بر درآمد از درآمد سرمایه گذاری اخذ می شود. NICها نیستند.
چنین تفاوتهایی باعث شیطنت میشوند. خوداشتغال ها در بیمه ملی حقوق کمتری می پردازند. همچنین کسانی که خود را به عنوان یک “شرکت” راه اندازی می کنند و حقوق خود را به عنوان سود سهام می گیرند، که به عنوان درآمد سرمایه گذاری محسوب می شود. کسبوکارها میتوانند با کارکنان خود تبانی کنند و وانمود کنند که واقعاً کارمند نیستند و لایحه مالیات هر دو را کاهش دهند. این به کسانی پاداش میدهد که به جای انجام کارهای سازندهتر، ساختارهای استخدامی را سرهم میکنند. راه حل چنین مشکلاتی ساده است: دو مالیات را با هم در یک مالیات بر درآمد ساده جمع کنید. مزایا قابل توجه خواهد بود. تجزیه و تحلیل OBR نشان داد که تغییر در قوانین در سال ۲۰۲۱، که شرکتها را وادار میکرد بررسی کنند که آیا پیمانکاران آنها تجارت واقعی هستند یا خیر، ۱.۵ میلیارد پوند برای خزانه جمعآوری کرده است.
مالیات بر ارزش افزوده، که ۱۴۰ میلیارد پوند درآمد (حدود ۵٪ از GDP) را تشکیل می دهد، به طور مشابه پر از حفره است. این مالیات با نرخ ۲۰ درصد برای اکثر خریدهای نهایی توسط مصرف کنندگان اخذ می شود. اما طیف وسیعی از کالاها، از غذا گرفته تا سفرهای هوایی داخلی، دارای امتیاز صفر هستند. سایرین، مانند انرژی خانگی، تنها ۵ درصد جذب می کنند. شرکت هایی که گردش مالی کمتر از ۸۵۰۰۰ پوند در سال دارند، اصلاً مجبور نیستند برای VAT ثبت نام کنند. پیشبینی میشود که چنین معافیتهایی در سال مالیاتی ۲۰۲۲-۲۰۲۳، ۶۷ میلیارد پوند برای خزانهداری هزینه داشته باشد، یعنی تقریباً نیمی از کل مبلغی که واقعاً از طریق VAT جمعآوری شده است.
این معافیتها منعکس کننده انواع انگیزه های خیرخواهانه است. مستثنی کردن کالاهایی که احتمال خرید آنها توسط فقرا بیشتر است، برای اطمینان از پیشروی VAT طراحی شده است. در عین حال، معافیت برای شرکتهای کوچکتر به این معناست که آنها را از بار اداری ثبت نام برای مالیات معاف کند.
هر دو دلیل نادرست هستند. اگرچه سیستم مالیاتی کلی باید مترقی باشد، اما هر مالیات فردی نیازی به پیشروی ندارد. و معافیتهای مالیات بر ارزش افزوده برای مواد غذایی و موارد مشابه هدفگذاری ضعیفی دارند. به عنوان مثال، معافیت لباسهای کودکان از مالیات، برای ثروتمندانی که ممکن است مارکهای طراح را خریداری کنند، سودمندتر است تا برای کسانی که متکی هستند. یک راه کارآمدتر برای توزیع مجدد وجوه حذف معافیت ها و استفاده از وجوه اضافی برای افزایش سطح مزایا است که فقرا را هدف قرار می دهد.

در اصل، معافیت برای شرکت های کوچکتر منطقی است. بازگشت VAT واقعاً سنگین است. اما این آستانه شرکتها را تشویق میکند تا زیر یک اندازه مشخص باقی بمانند. آنها به درستی در مرز ۸۵۰۰۰ پوند انباشته می شوند (نگاه کنید به نمودار ۲)، که از نظر نقدی از سال ۲۰۱۸ منجمد شده است. در زمان پایان توقف در سال مالیاتی ۲۰۲۵-۲۶، OBR انتظار دارد که تعداد شرکت هایی که درست زیر آستانه باقی مانده اند تقریباً دو برابر شده است، از ۲۳۰۰۰ شرکت در سال ۱۹-۲۰۱۸ به ۴۴۰۰۰ شرکت می رسد.
این نه تنها برای دارایی عمومی بد است، که از دست می دهد. دریافتهای VAT قابل پرداخت توسط شرکتهای بزرگتر، اما برای کل اقتصاد، زیرا کسبوکارهای بزرگتر تمایل به بهرهوری دارند. یک آستانه پایین تر، کوچک ماندن را به گزینه ای کمتر قابل دوام تبدیل می کند. همچنین بریتانیا را با هنجارهای اروپایی بیشتر مطابقت می دهد – شرکت های آلمانی برای شروع پرداخت مالیات بر ارزش افزوده فقط به درآمدی معادل ۲۲۰۰۰ یورو (۲۴۰۵۰ دلار) نیاز دارند.
همان نوع مشکلات مالیات های دیگر را به دنبال دارد. بریتانیا برخی از بالاترین مالیاتها بر دارایی را در میان هر کشوری در OECD دارد، باشگاهی از اقتصادهای ثروتمند: ۳.۸ درصد از درآمد ملی را از این طریق افزایش میدهد. این در ظاهر معقول به نظر می رسد: اموال را نمی توان به خارج از ساحل منتقل کرد و مالکان اغلب بدون هیچ تلاشی و فقط با قرار گرفتن در مناطق غنی به درآمدهای بادآورده می رسند. مالیات بر چنین سودهایی بر اساس کارایی و انصاف قابل توجیه است.
متاسفانه، مالیات بر دارایی بریتانیا ضعیف طراحی شده است. آنها شامل حق تمبر، مالیات بر ارزش فروش ملکی است که خریدار پرداخت می کند و مالیات شورایی که از ساکنین اخذ می شود اما بر اساس ارزش گذاری ملک در سال ۱۹۹۱ (زمانی که با عجله جایگزین مالیات نظرسنجی شد. ).
مبلغ تمبر بازار مسکن را مختل می کند. از آنجایی که این مالیات تنها زمانی اخذ میشود که ملکی فروخته میشود، مالیات از جابجایی خانه جلوگیری میکند، و بنابراین دستهبندی افراد به مکانهایی که بتوانند بهرهوری بیشتری داشته باشند. در همین حال، مالیات شورایی، واپسگرا و دلبخواه است: ارزشگذاریهای امروزی تنها ارتباط ضعیفی با ارزشهای بیش از ۳۰ سال پیش دارند. این به نفع صاحبان املاک در لندن است، جایی که قیمتها سریعتر افزایش یافته است و این به ضرر بقیه کشور است. مالیات بر ارزش زمین، بر اساس ارزیابیهای بهروز، منصفانهتر و کارآمدتر خواهد بود و مالکان زمین را تشویق میکند تا از فضا به بهترین شکل استفاده کنند.
خزانه داری برای این وضعیت مستحق سرزنش بسیاری است. وزارت دارایی بریتانیا بسیار قدرتمند است و وظایف برنامه ریزی اقتصادی، جمع آوری مالیات و مدیریت بودجه را با هم ترکیب می کند. کنترل آن بر روی سیمهای کیف به آن حق وتو میدهد، در واقع، در مورد نحوه خرج کردن پول خود توسط سایر بخشها. اما خزانه داری خود خارج از روند عادی سیاست گذاری قرار دارد. بودجههای سالانه، کارهای بسیار نمایشی که در آن رئیس خزانه همه تغییرات در سیاستهای مالی را اعلام میکند، مخفیانه و بدون مشورت تهیه میشوند. بسیاری از روزنامه ها بودجه را بر اساس اینکه آیا صدراعظم موفق می شود “خرگوشی از کلاه بیرون بیاورد” و سورپرایز عمومی را ارائه می دهد، قضاوت می کنند.
این ترتیب، بهجای استراتژی منسجم، تغییرات و ترفندهای سال به سال را تشویق میکند. از آنجایی که کاهش مالیات بر برخی از هزینهها به صدراعظم این امکان را میدهد که چیزی محبوب در بودجه اعلام کند، این امر منجر به افزایش تخفیفهای مالیاتی در طول زمان شده است. هر وزیر حمل و نقلی که پیشنهاد یارانه برای پروازهای مسافری داخلی را بدهد، مثلاً از خزانه داری کوتاهی می کند. معافیت معادل VAT چنین بررسی دقیقی ندارد.
به خرگوش شلیک کنید
یک راه حل این است که از شر تئاتر خلاص شوید. اگر مالیات ها نیاز به تغییر دارند، دلیلی ندارد که منتظر یک قطعه نمایش پارلمانی باشیم. و اگر نیازی به دستکاری نداشته باشند، بدون سخنرانی بودجه به معنای یک فرصت کمتر برای کمانچه زدن است. مالیات ها نیز باید با تورم شاخص شوند، بنابراین صدراعظم نیازی به حمایت نمایندگان مجلس ندارند تا مالیات سوخت را مثلاً در شرایط واقعی یکسان نگه دارند. عدم افزایش تعرفه بنزین برای بیش از یک دهه، مجموعاً ۸۰ میلیارد پوند برای خزانه داری هزینه داشته است.
سایر کشورها دپارتمان های مربوطه و همچنین وزارت دارایی را در هنگام تهیه برنامه های مالی درگیر می کنند. در بریتانیا توافق جمعی کابینه با بسته بودجه به جای اینکه از طریق مذاکره به دست آید، فرض می شود. یکی از مشاوران میگوید که تونی بلر، نخستوزیر سابق، از گوردون براون، صدراعظم خود التماس کرد که «اشارهای» از آنچه در بودجه سال ۱۹۹۸ وجود داشت، ارائه دهد.
تخصیص سیاست مالیاتی در فضای باز به معنای لابی کردن زیاد است، اما جذب افراد قبل از اعلام خبر بهتر از U – روی آوردن تحت فشار است. . تلاش جورج آزبورن، صدراعظم سابق، برای خلاص شدن از شر معافیت مالیات بر ارزش افزوده برای غذای گرم در بودجه سال ۲۰۱۲، که مبلغ ناچیز ۱۱۰ میلیون پوند را افزایش داد، بلافاصله “مالیات خمیری” نام گرفت. توسط مطبوعات و به سرعت لغو شد. بودجه کوچک کواسی کوارتنگ در ماه سپتامبر تصویری بسیار چشمگیرتر از این بود که چگونه شگفتی های بودجه می تواند به نتایج فاجعه بار منجر شود.
ایجاد تغییرات در سیستم مالیاتی می تواند از نظر سیاسی دشوار باشد. ضررهای ناشی از حذف معافیت ها فقط بر تعداد معدودی از گروه ها متمرکز خواهد شد. مزایای ساده سازی و کارآیی پراکنده خواهد بود. اما با بزرگتر و گیجکنندهتر شدن مالیات، و مشکلات بهرهوری بریتانیا هیچ نشانهای از کاهش نشان نمیدهد، این مزایا اهمیت بیشتری دارند. هر گونه تلاش جدی برای اصلاح ایالت هم نحوه مالیات بر انگلیسی ها و هم روند تعیین این مالیات ها را تغییر می دهد. ■
برای تحلیل تخصصی بیشتر از بزرگترین داستانهای بریتانیا، ثبت نام در Blighty، خبرنامه هفتگی فقط مشترکین ما.