در زمان حمزه یوسف نیروهایی که اسکاتلند را قطبی کردند هستند تضعیف شدن

0

به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:

ودر اینجا اتاق مجلس عوام شامل ردیف‌هایی از نیمکت‌های مخالف است که طول دو شمشیر را از هم جدا کرده‌اند، پارلمان اسکاتلند در ادینبورگ به شکل نیم‌چرخه است. این نشست منعکس کننده این امید بود که مجمعی که در آغاز هزاره تشکیل شد، شکلی اروپایی تر و توافقی تر از سیاست را به اسکاتلند بیاورد.

به این داستان گوش دهید.
E صدا و پادکست بیشتر در iOS یا اندروید .< /span>

پشتیبانی کنید.

این امید برآورده نشده است. همه پرسی استقلال در سال ۲۰۱۴ و سال ها رویارویی بین دولت اسکاتلند و دولت بریتانیا در وست مینستر پس از آن، به عنوان یک سانتریفیوژ عمل کرده و رأی دهندگان اسکاتلند را به سمت قطب های مخالف سوق داده است. قانون اساسی اصلی ترین خط جداکننده سیاست اسکاتلند است.

این انشعاب باعث انتخاب حزب در انتخابات می شود. حدود ۹۰ درصد از حامیان حزب ملی اسکاتلند (SNP) می گویند که فردا در همه پرسی دیگری از استقلال حمایت خواهند کرد. ۹۶ درصد از رای دهندگان محافظه کار با آن مخالفت خواهند کرد. همچنین پیش‌بینی می‌کند که اسکاتلندی‌ها چیزهای دیگری را نیز می‌بینند، نظرسنجی ساوانتا برای اکونومیست را پیشنهاد می‌کند که در حدود زمان استعفای نیکولا استورجن به عنوان رهبر SNP در اواسط فوریه.

نگاه آنها به دولت اسکاتلند را شکل می دهد: رای دهندگان طرفدار استقلال با اختلاف زیادی از مدیریت این کشور در مورد طیف وسیعی از سیاست های داخلی و موارد دیگر استقبال می کنند. احتمالاً در ارتباطات، مدیریت اقتصادی و روابط بین‌الملل خوب فکر می‌کند. همچنین نحوه تفکر آنها در مورد چشم‌انداز کشور را شکل می‌دهد (نمودار را ببینید): آنها بسیار بیشتر از اتحادیه‌گرایان می‌گویند که اسکاتلند برای یک بیماری همه‌گیر جهانی دیگر یا برای تأثیرات تغییرات آب و هوایی آماده است. تنها در مورد یک سوال، دو گروه چیزهای مشابهی را می بینند: آب و هوای تابستان امسال در اسکاتلند.

انتخابات همزا یوسف ، که در ۲۹ مارس پس از به دست آوردن رای گیری از اعضای SNP وزیر اول جدید اسکاتلند شد، ممکن است نقطه عطفی باشد. خانم استورجن از سال ۲۰۱۴ و به ویژه پس از همه پرسی برگزیت در سال ۲۰۱۶، جنبش ملی گرایان را در حالت آماده باش نگه داشت. او در دوران تصدی خود ضرب‌الاجل‌های متوالی را برای رفراندوم دوم اعلام کرد. به محض اینکه یک مورد جدید اعلام می شود، تصویب نمی شود. با این حال، حفظ این ایده که جدایی در راه است، ناگهان بسیار دشوارتر است. سانتریفیوژ کند می‌شود.

برای درک دلیل، از خود آقای یوسف شروع کنید. اگرچه او نامزد مورد علاقه خانم استورجن بود، اما اندکی از اقتدار او را به ارث برد و فاقد کاریزمای او بود. او اکثریت اندکی را در یک حزب در حال کوچک شدن به دست آورد و پس از دو دور رای گیری در میان ۷۲۰۰۰ عضو SNP ۵۲ درصد آرا را به دست آورد (از ۱۲۵۰۰۰ نفر در چهار سال پیش). این تا حدی نشان‌دهنده نارضایتی از انحراف در خدمات عمومی است که در زمان خانم استورجن رخ داد: پست‌ها حمل‌ونقل، عدالت و سلامتی، او را به نام «هومزا بی‌فایده» تبدیل کرده است.

کیت فوربس، رقیب اصلی او، با توجه به اینکه او یک مسیحی محافظه‌کار اجتماعی است که در یک حزب خودآگاه مترقی شرکت می‌کند، به طرز شگفت‌آوری خوب عمل کرد. هشدار او مبنی بر اینکه “بیشتر از همان” به منزله “پذیرش متوسط ​​بودن” خواهد بود، در میان اعضا تاثیرگذار بود. در میان مردم، هر سه نامزد حاضر در رقابت (آش ریگان، وزیر سابق ایمنی جامعه بود) کمتر از خانم استورجن رتبه بندی شدند، اما آقای یوسف بدترین رتبه را کسب کرد. این سؤال را مطرح می کند که او اصلاً چگونه توانست برنده شود. یک پاسخ این است که وقتی نگرانی‌های قانون اساسی غالب می‌شود، حلقه‌های بازخورد عادی که سیاستمداران کمتر محبوب را از بین می‌برد، کوتاه می‌شوند.

عدم نفوذ آقای یوسف احساس خواهد شد. . هنگامی که خانم استورجن با لابی کردن نخست وزیران متوالی بریتانیا برای برگزاری رفراندوم دوم، این کار را با خودپسندی انجام داد که از طرف کل اسکاتلند صحبت می کند. آقای یوسف تلاش خواهد کرد تا ادعا کند که از طرف همه SNP صحبت می کند. این مسابقه شکاف های عمیقی را در مورد مالیات (او قول می دهد آن را افزایش دهد)، سیاست اجتماعی (او از جنسیت بیشتر کرد. -اصلاحات به رسمیت شناختن ) و مدیریت حزب (پیتر مورل، مدیر اجرایی حزب و شوهر خانم استورجن، به دلیل کاهش تعداد اعضای حزب استعفا داد). در ۲۸ مارس، خانم فوربس پست منشی امور روستایی در کابینه آقای یوسف را رد کرد – یک تنزل رتبه – و به نیمکت عقب برگشت.

در نتیجه آقای یوسف باید بیشتر به چیزی که حزب را متحد می کند تکیه کند: تلاش مضاعف برای استقلال. با این حال SNP برنامه معتبری برای دور زدن حق وتوی که دولت بریتانیا در مورد رفراندوم جدید از آن برخوردار است و دولت خانم استورجن را مسدود کرد، ندارد. آقای یوسف خود را بین یکنواختی حزبش و آنچه که می داند واقعیت انتخاباتی است گرفتار می یابد. در مبارزات انتخاباتی او به درستی مشاهده کرد که راه رسیدن به استقلال نیازمند «اکثریت پایدار» به نفع آن است که هنوز وجود نداشت. با این حال، اولین اقدامات او در مقام ریاست جمهوری این بود که اعلام کرد که کمپین «مردمی، مدنی» برای طلاق به «دنده پنجم» فرستاده خواهد شد و به ریشی سوناک برای همه‌پرسی فشار آورد.

مشخص نیست که فعالان تندرو تا چه زمانی پانتومیم رهبران خود را که توسط داونینگ استریت رد می شود تحمل کنند. انحصاری که زمانی SNP بر استراتژی استقلال از آن برخوردار بود، در حال تضعیف است، زیرا گروه‌های حاشیه‌ای رقیب برای به دست گرفتن پیشتازی تلاش می‌کنند. الکس سالموند، یکی از رهبران سابق SNP که با خانم استورجن و شرکای او درگیر شد و قصد انتقام دارد، با دقت تماشا می کند.

مشکلات SNP نعمتی متفاوت برای حزب محافظه کار است. آلیستر جک، وزیر اسکاتلند در وست مینستر، پیشنهاد “تنظیم مجدد” و کار مشترک بر روی پروژه های مشترک مانند سایت های صنعتی را داده است. کسانی که از موضع سختگیرانه در انکار SNP یک رفراندوم دوم دفاع می کردند، به نظر می رسند. ادعاهایی مبنی بر اینکه انجام این کار باعث تقویت جدایی طلبی می شود، محقق نشد. اما تضعیف SNP نیز دردسرساز است: محافظه‌کاران با قرار گرفتن خود به‌عنوان مطمئن‌ترین نگهبان اتحادیه، پاداش‌های قطبی‌سازی در اسکاتلند را درو کرده‌اند.

بزرگترین ذینفع تا حد زیادی حزب کارگر است که رای دهندگان آن بر سر شکاف قانون اساسی قرار دارند. پارادوکس قطبی شدن اسکاتلند این است که اگرچه قانون اساسی وفاداری سیاسی رای دهندگان را به پیش می برد، اما اولویت آنها نیست: هم اتحادیه گرایان و هم ملی گرایان سیستم مراقبت های بهداشتی و اقتصاد را به عنوان مبتکرتر رتبه بندی می کنند. موفقیت SNP در پیوند دادن این نگرانی ها با آرمان استقلال بود.

استراتژی سر کیر استارمر، رهبر حزب کارگر، متقاعد کردن حامیان SNP است که انتخاب یک دولت کارگر در وست مینستر سریعتر و قابل اعتمادتر است. وسیله‌ای برای خلاص شدن از شر محافظه‌کاران و ایجاد تغییرات اجتماعی نسبت به رفراندوم که به نظر می‌رسد هرگز نخواهد آمد. در ملاء عام، لحن حزب نسبت به ملی گرایان ناراضی فروتنانه است. در خصوصی، بهترین شانس را در یک دهه برای بازگرداندن رای دهندگان قطبی اسکاتلندی به مرکز می بیند.

برای تحلیل تخصصی بیشتر از بزرگترین داستان‌های بریتانیا، ثبت نام در Blighty، خبرنامه هفتگی فقط مشترکین ما.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.