منظور: باید فضای امنی را برای تولید ایجاد کنیم
به گزارش خبرگزاری تسنیم، آقایان داوود منظور رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه، روحالله ابوجعفری عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری ریاست جمهوری با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری و آقای طاهری عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در ارتباط تصویری با این برنامه به پرسش ها درباره راهکارهای تقویت تامین مالی تولید، پاسخ دادند و تبادل نظر کردند.
متن کامل این برنامه به شرح زیر است:
سؤال: اول بپرسم که موضوع تأمین مالی در حوزه تولید ما چند درصد از چالش ها، چقدر از مشکلات و چقدر از اهمیت حوزه تولید را به خودش اختصاص داده است و بعد برویم سراغ اینکه در گامهای بعدی دولت چه ابزارهایی دارد برای اینکه این چالش و موضوع مهم را تمهید کند؟
منظور: شعارهای سالی که به ویژه بعد از تحریم دوم یعنی از سال ۹۷ به این سمت هر سال اعلام میشود توسط مقام معظم رهبری، عمدتاً ناظر به این است که ما تمام ظرفیتهای کشور را برای بهبود تولید به کار بگیریم و تحریمها را کم اثر کنیم. به نوعی میتوانیم بگوییم که همه این اقدامها هم در چارچوب همان رویکردی است که مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم این شعار را فرمودند. در بخش اقتصادی آنجا فرمودند که ما یک درصد از جمعیت دنیا را داریم، اما ۸ درصد از منابع معدنی و منابع طبیعی و منابع ارزشمند زیرزمینی دنیا در اختیار ما است. البته فرصتهای جغرافیایی سیاسی که ما داریم در امتداد شرق به غرب یا شمال به جنوب، فرصتهای آب و هوایی و همه ظرفیتهای دیگری که وجود دارد. برای اینکه ما بتوانیم عملاً جایگاه خودمان را در اقتصاد بین المللی ارتقاء دهیم و رتبه خودمان را افزایش بدهیم، الان اقتصاد ما بر اساس برخی از برآوردها رتبه اش در اقتصاد بین المللی حدود رتبه ۲۵ است. البته اینکه نرخ ارز را چه تعیین کنیم، این رتبه را بالا و پایین میکند ولی با همان نرخ اریز که مبنای مقایسه کشورها قرار میگیرد، ما حدوداً رتبه ۲۵ دنیا را داریم. سؤال این است که اگر ما این ظرفیت بالا را در تولید، در منابع طبیعی، نیروی انسانی و به ویژه نیروی انسانی متخصص داریم، چرا پس نتوانستیم که رتبه اقتصادی خودمان را عملاً در شأن و جایگاه کشور تنظیم کنیم. البته در چند سال گذشته هم یک کاهش رتبهای هم ۴ تا ۵ رتبه هم ما کاهش رتبه داشتهایم، به ویژه بعد از تحریمهای سال ۹۷. مقام معظم رهبری میفرمایند که ما به لحاظ فرصتهای ظرفیتهای دست نخورده اقتصادی، در دنیا رتبه اول را داریم. اما برگردیم به شعار سال امسال، شعار سال امسال روی یکی از مؤلفههای مهم تولید تأکید میکند و آن هم مؤلفه سرمایه گذاری است، سرمایه گذاری برای تولید. ببینید تولید کجا شکل میگیرد، تولید یک مؤلفههایی دارد که اینها کنار هم قرار میگیرد، ما در اقتصاد میگوییم تابع تولید ما را شکل میدهد، این تابع تولید سه مؤلفه مهم دارد، یک سرمایه، دوم نیروی انسانی، سوم فناوری است. البته مواد و منابع طبیعی و اینها هم به نوعی جزء سرمایه بعنوان سرمایه طبیعی میتوانیم طبقه بندی کنیم. ما برای اینکه بتوانیم تولید را رشد بدهیم، باید به مؤلفه سرمایه به ویژه تأکید بیشتری کنیم. یعنی این مؤلفه سرمایه اگر کنار نیروی انسانی و اگر کنار فناوری قرار نگیرد، عملاً تولید نمیتواند شکل بگیرد یا نمیتواند شتاب بگیرد. مسئله سرمایه گذاری متأسفانه در کشور ما آمار چندان مناسبی را ندارد. یعنی اگر نگاه کنید در ۲۰ سال منتهی به ۱۴۰۰، یعنی منتهی به ۱۳۹۹، از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۹، میزان تشکیل سرمایه ثابت در کشور، سرمایه ناخالص ثابت که یکی از ملاکهای یا شاخصهای سرمایه گذاری است، نرخ رشدی که داشته است، منهای سه دهم درصد است. یعنی نه تنها سرمایه ما رشد نکرده است، در طی این ۲۰ سال تقریباً هر سال سه دهم درصد ما کاهش سرمایه داشتهایم. در ۱۰ سال دهه ۹۰ این وضع خیلی بدتر بود، بوده است منهای ۷ درصد، یعنی ما هر سال ۷ درصد از سرمایه کاهش پیدا کرده است، سرمایه کل اقتصاد. سرمایهای که میگوییم مقصود ما ماشین آلات است، مقصود ما ساختمان است و همچنین موجودی اموال، مجموع اینها را میگوییم سرمایه ناخالص. در دوره کوتاه دولت شهید رئیسی، در سه سالی که ایشان کشور را مدیریت کردند، نرخ تشکیل سرمایه در کشور ما سالی تقریباً ۶ درصد رشد کرد. بد نیست که اینجا به نرخ رشد اقتصاد هم توجه کنیم. همین سه سالی که شهید رئیسی اقتصاد را اداره میکردند و کشور را اداره کردند، نرخ رشد اقتصاد هم میانگین ۵ درصد بود. در آن دورههای قبل در آن ۲۰ سال منتهی به ۹۹، نرخ رشد اقتصاد ۲ و ۷ دهم درصد بوده است و در آن دهه ۹۰ نرخ رشد اقتصاد کمتر از ۱ درصد بوده است، ۷ دهم درصد بوده است، پس این میشود اهمیت سرمایه گذاری. یعنی اگر ما بتوانیم سرمایه گذاری را تشویق و حمایت کنیم و شکل بدهیم، این منجر میشود به اینکه تولید رشد کند و ما رشد اقتصادی داشته باشیم. البته در کنار رشد اقتصادی و تولید حتماً بهبود معیشت خانوار هم خواهیم داشت.
سؤال: یک نکته، همین جا را نگه دارید، چند محور مهم مطرح کردید. یکی ضرباهنگ کاهش و افزایشی شدن و موضوع سرمایه و مؤلفههای سرمایه را اشاره کردید و رساندید به اینکه بخش سرمایه گذاری در تولید، بخش پراهمیتی است. من ادامه این بحث را با شما پی میگیرم. آقای دکتر میرجعفری، سرمایه گذاری یک بخش اش میتواند دولتی باشد و بخش پراهمیتتر آن ورود بخش خصوصی، ورود مردم برای حل این چالش، حل این موضوع و پررنگ کردن آن در تولید است، برای اینکه بتواند ضرباهنگ تولید را موضوع رشد اقتصادی را تقویت کند و قویتر جلوه بدهد. ما الان چه مسیرهایی متعارفی داریم برای اینکه ورود مردم، ورود بخش خصوصی را پررنگتر کنیم؟
میرجعفری: ببینید نکتهای که میخواهم روی آن تأکید کنم، وقتی که چهار سال سرمایه گذاری برای تولید انتخاب شد، یک نکتهای که ذهن من را درگیر کرده بود این بود که همه میروند سراغ سرمایه گذاری و آن کلمه سرمایه گذاری خیلی پررنگ میشود. در صورتی که تمام آقای دکتر هم فرمودند، سالهای گذشته، تأکید مقام معظم رهبری بر تولید بوده است و در این سال جدید هم این حوزه تولید باید به گونهای دیگری به آن نگاه شود. شما هم فرمودید که ما چه ابزارهایی، چه روشهایی را داریم که مردم میتوانند بیایند سرمایه گذاری کنند برای تولید. سؤال من این است که آیا تولید در این کشور سالم است، تولید در این کشور در چارچوبهای مولد دارد شکل میگیرد.
سؤال: یعنی ما باید یک قدم قبلتر برویم، اول یک تولید سالم را به وجود بیاوریم و بعد سرمایه گذاری؟
میرجعفری: نکته این است که خود این تولید سرچشمه اصلاح اقتصادی است. تولید در کشور ما، چون سرمایه گذاری شکل نگرفته است، آمارها را اشاره کردند، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی کشور منفی بوده است. ما در اقتصاد یک قاعده سرانگشتی داریم میگوییم ۳ درصد، ۴ درصد، اقتصاد رشد کند، این تازه به سر جای اول اش رسیده است، چون استهلاک هم داریم. وقتی این اتفاق میافتد ما داریم خروجی اش را در ناترازیهایی که شده است، شعار دولت میبینیم، خروجی اش را در انگیزه سرمایه گذاری برای تولید داریم میبینیم. اول باید برویم خود تولید را اقتصادی کنیم، خود تولید به صرفه بشود و تولیدی که سازنده است. بالاخره ما یکی از چالشهای جدی که در طول سالیان گذشته در اقتصاد ایران داریم، وجود بازارهای نامولد است، وجود بازارهای سفته بازانه است. تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی در سالهای گذشته هم که اتفاق میافتاده است، درصد بالایی از آن در زمین و ساختان بوده است. وقتی ما صحبت از تولید میکنیم، مسئله این است که ما بتوانیم تولیدهای کارخانهای مان را توسعه دهیم، مسئله این است که فناوری را بتوانیم توسعه دهیم، مسئله ما این است که بتوانیم صادرات را افزایش دهیم. روی هر کدام از این فرصتهای سرمایه گذاری، همین بخش خصوصی که الان شما سؤال تان این است که چه ابزاری دارد که بخواهد بیاید سرمایه گذاری یا تأمین مالی کند، موضوع برنامه شما است، سؤال قبلی این است که فرصتهای اقتصادی که در ایران وجود دارد، آیا این فرصتهایی که در موضع مولد داریم راجع به آن صحبت میکنیم، اقتصادی است یا نه، به نظر من جواب آن خیر است. شما روی هر موضوعی که دارید دست میگذارید برای سرمایه گذاری، انواع و اقسام موانع وجود دارد، انواع و اقسام قیمت گذاریها وجود دارد، انواع و اقسام فرصتهای جذاب دیگری که ما در اقتصاد داریم ایجاد میکنیم، در حوزههای مختلف، به واسطه تورم، به واسطه بی ثباتی. پیمایشهای فضای کسب و کار تا سه چهار سال پیش همیشه اولین مانع تولید را تأمین مالی نشان میداد. اخیراً زیرساختها شده است مسئله اصلی تولید ما. مثلاً وضعیت گاز، وضعیت برق و مسئله دوم بحث بی ثباتی قوانین است. بالاخره دولت در هر حوزهای که ورود پیدا میکند، قوانین و مقررات خلق الساعهای که به وجود میآید، اینها همه باعث میشود که تولیدی که قرار است کیفیت رشد اقتصادی ما را افزایش بدهد، این تولید وقتی که کشش و انگیزه سرمایه گذاری را برای سرمایه گذار ما ایجاد نمیکند، پس باید اول روی تولید و نحوه سالم کردن تولید سرمایه گذاری اتفاق بیفتد، دولت، بخش خصوصی و نهادهای دیگر باید در این قضیه ورود پیدا کنند، بعد برویم سراغ اینکه چه ابزارهایی برای سرمایه گذاری وجود دارد.
سؤال: آقای دکتر منظور اشاره کردید یک آمارهای ثابت و معینی وجود ندارد در حوزه سرمایه گذاری در کشور که خودش میتواند چالش ایجاد کند و نکته مهمتری که به آن اشاره کردید، برمی گردم به شما، آقای دکتر طاهری، بفرمایید ما یک قانونی در مجلس داریم، قانون تأمین مالی، من میخواهم ببینم که الان وضعیت این قانون، اجرای این قانون، نظارت مجلس بر اجرای این قانون چگونه است، چقدر از مشکلات تأمین مالی را در حوزه تولید حل کرده است و میکند و برای اجرای آن بخشهای تولیدی کشور ما با چه موضوعاتی مواجه هستند و رصد شما نسبت به اجرا چگونه است؟
طاهری: ابتدا مقدمهای عرض کنم، مقدمه اول سه تا نمودار است برای چرایی شعار سال. در نمودار اول تشکیل سرمایه ناخالص را نشان میدهد، این استهلاک را، اگر دقت کنید اختلاف بین اینها که میشود تشکیل سرمایه ثابت، این نمودار آن است که از سال تقریباً ۹۸ یک اتفاق خیلی بدی افتاده است و آن منفی شده است، یعنی چه، یعنی سرمایه گذاری نسبت به استهلاک عقب مانده است، یعنی ما از داشته هایمان هم دیگر نمیتوانستیم حفظ کنیم، منفی شده است. حکیم انقلاب اشاره به این کرده است که این ادبیات باید دقت شود که سرمایه گذاری خالص یعنی اگر چیزهایی را از دست میدهیم، آن چیزهایی که اضافه میشود، اگر روزهایی که از دست میدهیم را کم کنیم، همچنان مثبت باشد، نباید منفی باشد. این فرآیند باید برعکس شود، حالا نمودار دارد این را نشان میدهد. اگر سرمایه گذاری ثابت را براساس دهه ۹۰ به قبل بخواهیم حساب کنیم، این نمودار میشد، درحالی که این اختلاف را دارید میبینید و نشان میدهد که چقدر سرمایه گذاری کم شده است. این چرایی شعار سال که خیلی خلاصه خواستم با این سه نمودار این را نشان بدهم. نکته بعدی یک حرفی حضرتعالی فرمودید، یک قدم عقب تر، این مسئله خیلی مهم است، ببینید شعار سال برای تولید است، ما میخواهیم افزایش تولید داشته باشیم. چه کار کنیم که افزایش تولید داشته باشیم، یک راه آن سرمایه گذاری است. بحث سر این است که بدون سرمایه گذاری ما در شرایط فعلی آن قدم عقبتر را باید اول جبران کنیم. عدم النفع کشور از قطع برق، در تابستان ۱۴۰۳ برای صنعت و معدن، حدود ۱۷۳ همت بوده است این به غیر از حوزه کشاورزی و جاهای دیگر و صنایع کوچک است. در زمستان امسال عدم النفع ما ۱۳۰ همت است، یعنی ما بالای ۳۰۰ همت سرمایه گذاری انجام دادهایم، ولی تولید نکردهایم. یعنی بدون اینکه لازم باشد سرمایه گذاری جدید انجام بدهیم، ساختمان بسازیم، ماشین آلات بسازیم، ۳۰۰ همت اینطوری آسیب به کشور زدهایم. چهار مورد بنده یادداشت کردهام که بدون سرمایه گذاری به اهداف شعار سال میتوانیم برسیم، که این چهار تا یکی اش این است، یکی بحث افزایش بهره وری و هوشمندسازی، نکته بعدی فعال کردن واحدهای نیمه فعال و سه شیفته کردن واحدهایمان. به نظر میآید اگر حول و هوش ۲۰ درصد تولید ما سه شیفت کار میکنند، ما سرمایه گذاری انجام دادهایم، کارخانه آماده است، سالن آماده است، دستگاه است، ۸ ساعت در روز کار میکند؛ بنابراین نتیجه اینکه، اگر بتوانیم ما سرمایه گذاریهای قبلی مان را حفظ کنیم، تولید را کامل انجام بدهیم، یعنی اگر قرار است سرمایه گذاری جدید انجام بدهیم، برویم آن قسمتهایی که خلأ داریم که باعث شده است سرمایه گذاریهای قبلی کامل فعال نشود را درست کنیم. مثلاً صادرات، یعنی دولت و بخش خصوصی را یک کاری کنیم ابتدای سرمایه گذاری برود به انتهای زنجیره که باعث شود یک بازار بیش از ۸۰ میلیون را ساپورت کند که ما بتوانیم این تولیدهای فعلی که داریم را به حداکثر برسانیم.
سؤال: من در مورد قانون تأمین مالی مجلس پرسیدم و پاسخ میخواستم؟
طاهری: قانون تأمین مالی هنوز اجرا نشده است، در دولت باید آئین نامه اش نوشته شود.
سؤال: پیگیریهای نمایندگان خانه ملت نسبت به این موضوع چه بوده است؟
طاهری: حداقل بعد از چند بار مکاتبه، گفتهاند که این قانون میتواند بخش زیادی از تأمین مالی را حل کند، آن روش سنتی که در تأمین مالی است که بانک پول بدهد، ما با این پول برویم تأمین مالی کنیم را این کنار گذاشته است و گفته است این یکی از روشها است. بقیه روشهای تأمین مالی مفصل قانون دیده شده است از انواع ظرفیتهایی که در کشور است. دولت اگر همت کند حتماً یک بخش زیادی از تأمین مالی در اینجا میتواند انجام شود.
سوال: آقای منظور یک نکته بسیار مهم جذاب کردن بخش تولید برای سرمایه گذاری هست تا بتوانیم آن اهدافی که در تولید میخواهیم به آن برسیم را حاصل کنیم راهکارهایی که ما میتوانیم از این ابزارها استفاده کنیم تولیدمان را جذاب کنیم آمارسازی کنیم برای این که بتوانیم یک سرمایه گذاری مناسب انجام بدهیم چی هست؟ ما یک قانونی داریم که هنوز آین نامه هایش تهیه نشده و چالشهایی داریم که میتواند هر لحظه آسیب زننده به حوزه تولید باشد؟
منظور: من میخواهم عرض کنم که وقتی که ما سرمایه گذاری میکنیم یعنی باید محیطی را فراهم کنیم که سرمایه به فعالیت تولیدی هدایت شود سرمایه هم میگویند یه ویژگی مهمی که دارد این است که بسیار فرار است و بسیار نسبت به محیطی که احساس خطر کند واکنش نشان میدهد یعنی سرمایهها حرکت میکنند از محیطهای نسبتا نا آرام به محیطهایی که در اونها آرامش یا امنیت بیشتری وجود دارد پس اگر ما دنبال این هستیم که سرمایه به حوزه تولید بیاید باید فضای امنی را برای تولید ایجاد کنیم این فضای امنی یعنی چه؟ شرط اولش این است که اقتصاد پیش بینی پذیر باشد یعنی کسی که میخواهد سرمایه گذاری کند حداقل بتواند پنج سال آینده اش را را حساب کند که برود ریسک کند و تامین سرمایه کند یک کار آفرین چی کار میکند؟ میآید سرمایههای دیگران را میآورد، یا از بانک سپرده میگیرد یا از سرمایه گزاران دیگری که سهام دار میشوند نیروی انسانی را میآورد اینها را کنار هم قرار میدهد تولید میکند خوب ریسک این کار را دارد قبول میکند پس باید مطمئن باشد که اگر میخواهد تجهیز منابع بکند هزینه مالی پرداخت بکند این هزینه مالی را میتواند باز پرداخت و سود هم کند این در چه شرائطی ایجاد میشود وقتی که بتواند حداقل یک افق میان مدت چهار پنج ساله را مطمئن رویش برنامه روزی کند خوب شما نگاه کنید آیا در شرایطی که نرخ ارز چنین نوستاناتی را دارد انجام میدهد سرمایه گذار میتواند پیشبینی بکند یعنی در فاصله هشت ماه شما میبینید که نرخ ارز از حدود ۵۸ تومان الان رسیده به ۱۰۳ هزار تومان خوب آیا سرمایه گذار میتواند پیش بینی کند که تا شش ماه دیگر چه اتفایی خواهد افتاد، شاخص دیگر نرخ تورم است، ما الان چندین سال است که تورم بالا را داریم طی میکنیم زمانی که شهید رئیسی دولت را تحویل گرفت تورم نقطه به نقطه تولید کننده ۵۴ درصد بود، تولید کننده با تورم ۵۴ درصد میتواند برنامه ریزی بکند خوب حالا تلاش شد که در ۳ سال گذشته ما تورم تولید کننده را آوردیم به در واقع کمتر از ۳۰ درصد البته در این ۸ ماه اخیر دوباره این تورم تولید کننده شروع کرده بالا رفتن، چون تبعیت میکند از عواملی از جمله نرخ ارز خوب پس بنابراین تولیدی کنندهای که نمیتواند روی نرخ تورم برنامه ریزی کند و نرخ تورمهای بالا دارد تکرار میشود آیا این انگیزه را دارد که منابعی را برود تجهیز بکند حالا اصلا فارق از این که آیا این منابعی در اختیار او قرار میگیرد یا نمیگیرد منابع تامین مالی کافی فراهم میشود یا نمیشود او باید این ریسک را بپذیرد سرمایه گذاری یعنی این که ما بین ریسک و بازده باید تصمیم بگیریم، یعنی بدانیم که این فعالیت ما این مقدار بازده خواهد داد آیا در یک شرایط تورمی بالا ما میتوانیم بازده سرمایه گذاریمان حساب کنیم هزینه تامین مالی مان را میتوانیم رویش حساب کنیم همین الان شما نگاه کنید برویم سراغ منابع تامین مالی خوب متاسفانه کشور ما به گونه ایست که ۹۰ درصد تامین مالی تولید از سیستم بانکی انجام میگیرد اصلاحا ما نظام تامین مالی مان بانک محور است و به سراغ بخشی سرمایه محور یا بازار سرمایه و اینها متاسفانه کمتر میرویم آن هم دلیلی دارد که باید در مورد آن صحبت کنیم. حالا همین نظام بانکی وقتی که میخواهد سرمایه تأمین کند چگونه دارد انجام میدهد؟ تقریبا ۳۰۰۰ همت نظام بانکی قرار است یا کمی بیشتر در سال جاری تأمین مالی کند یا به عبارت دیگر تسهیلات بدهد این تسهیلاتی که میدهد بله بخش بزرگی اش را میدهیم به تولید این را هم میپذیریم.
سوال: آیا این مسیر درست است؟ این مسیر بانک محور یا باید این هم اصلاح شود؟
منظور: یک مسئله اقتصادی است که حتما باید تامین کنیم یعنی بانکها در یک موارد خاصی باید بیایند ورود کنند برای تأمین مالی که خوب متاسفانه ما الان همه فشار و بار تأمین مالی را انداختیم روی دوش بانکها حالا این یک بحثی در جای خودش باید کنیم، اما همین الان من عرضم این است که این حدود ۳۰۰۰ همت یا بیشتر تسهیلاتی که داریم میدهیم و بخش بزرگش هم میخواهیم به تولید بدهیم که میدهیم چطور داریم میدهیم؟ بخش بزرگی از اینها همان تسهیلاتی را که در دورههای قبل دادیم همه آنها را دوباره میآییم حساب میکنیم، معوقاتش را حساب میکنیم یک تسهیلات جدیدی را به همان فرد قبلی پرداخت میکنیم یعنی به عبارت دیگر بخش بزرگی از تسهیلات ما تجدید شونده است همان تسهیلات قبلی که دادیم به همان فرد با شرایط جدید دوباره پرداخت میکنیم خوب پس تکلیف سرمایه گذاری جدید چه میشود یعنی ما سرمایه گذاری جدید را چی کار میخواهیم کنیم، چه برنامهای داریم برای سرمایه گذاریهای ایجادی یا سرمایه گذاریهای توسعهای، این الان مشکل جدی دارد یک مسئله دیگر هم نرخ تامین مالی است. البته، چون تورم بالاست نرخ تامین مالی ما ظاهرا بانکها میگویند ۲۳ درصد، اما وقتی که شما نگاه میکنید با شیوههای مختلف بخشی از تسهیلات را سپرده نگه میدارند، مسدود میکنند و این نرخ میرود بالای ۳۰ درصد الان در بازار سرمایه نرخ تامین مالی بالای ۴۰ درصد است یعنی کسانی که اوراق مالی دولت را میروند در بازار در واقع سرمایه تنظیم میکنند بالای ۴۰ درصد دارند نرخ هزینه مالی میدهند سؤال من این است آیا در یک اقتصادی که ما قرار است ۴۰ درست هزینه تامین مالی پرداخت کنیم کدام فعالیت تولیدی سودآور میشود پس ما برای این که فعالیت تولیدی بازده داشته باشد بتواند خودش را اداره کنند حالا فارغ از ریسکهایی که دارد در مورد ریسکها صحبت میکنیم برای این که بازده داشته باشد باید بتوانیم تامین مالی با شرایط و نرخ مناسب انجام دهیم. دوستان بانکی ما یا دوستان بازار سرمایه ما میگویند که تورم بالاست ما برایمان صرف نمیکند باید با نرخ بهره بالا تامین مالی کنیم میگوییم بله، اما آیا این تامین مالی در خدمت تولید قرار میگیرد؟ میشود سرمایه گذاری در تولید؟ قطعا نمیشود داستان ما شده داستان مرغ و تخم مرغ یعنی ما توی نظام مالیمان و نظام بانکیمان اول میگوییم تورم ایجاد میکنیم خوب بخش بزرگ تورم ما ناشی از چیست بخش بزرگ تورم ما منشا ارزی دارد ارز لنگر انتظارات است در جامعه وقتی که ما را این گونه تحریک میکنیم رشد میکند، تورم به تبع آن رشد میکند یک بخش عمده دیگر تورم در کشور ما منشاش خود نظام بانکی است یعنی بی انظباطی بانکی اضافه برداشتهایی که بانکها دارند انجام میدهند خلق پولی که نظام بانکی انجام میدهد خوب خودشان میآیند تورم تشدید میکنند دوباره بر اساس آن تورم تامین مالی را میبرند بالا و آخرش چه کسی متضرر میشود؟ پس بنابراین اگر ما دنبال این هستیم که تامین مالی سامان بگیرد باید در نظام بانکی واقعا ما یک اصلاح ساختاری جدی انجام دهیم.
سوال: من میخوام همین بخشی از صحبتهای شما را با آقای دکتر ابو جعفری ادامه بدهم و پاسخ آقای دکتر طاهری را بگیرم جذابیتی که آقای دکتر منظور به آن اشاره کردند که ما وظیفه مان است در حوزه تولید ایجاد کنیم که سرمایه گذار بیاید و سرمایه گذاری بکند ما یک سری قوانین داریم قانون رفع موانع تولید را داریم قانون الان تأمین مالی را داریم آیا نیاز داریم به این که قانون جدیدی وضع شود از روی نمایندگان خانه ملت برای این که این مسیر تسهیل شود یا نه آن چه که وجود دارد باید به خوبی اجرا شود؟
ابوجعفری: مسئله جدی که ما داریم صحبت شد که پس اول باید سراغ این که تولید جذاب شود تولید سالم بشود و، چون یه جاهایی همه که تولید جذاب شود فعالیتهایی که دارد اونجا اتفاق میافتد فعالیتهایی باشد که صدمه زننده باشد به اقتصاد کشور مثلا یکی از تجربیاتی که داریم تجربه یونان است که اقتصادش ورشکست شد یکی از دلایلش این بود که سرمایه گذاری زیادی روی حوزه مستقیم مستقلات و املاک شده بود این آسیبی است که بیش از ۵۰، ۶۰ سال است که ما در کشور خودمان داریم، مردم و سرمایه گذار دنبال امنیت است. اول امنیت بعد دنبال سود است خوب من راجع به قانون هم توضیح میدهم خدمتتان که کجاها راجع امنیت ابزارهایی را فراهم کردیم خوب ما سرمایه گذاری زیادی روی املاک و مستقلات داریم میکنیم که خیلی از منابع اونجا یه جوری قفل شده از آن طرف وقتی صحبت از تولید میکنیم فرصتهای اقتصادی که باید به وجود بیاید برای تولید از دو جنبه به وجود میآید یکی حوزه توسعه فناوری است، فعالیتهای اقتصادی است، مزیتهای نسبی کشورمان است و این مزیتهای نسبی کشورمان مثلا در حوزه کشاورزی مثلا حوزه توریست مثلا حوه معدن، زنجیرهای ارزشی که داریم یک قسمت خیلی مهمش که من میخواهم اینجا تاکید کنم قدرت خرید مردم است یعنی اگر تولید قرار است جذاب باشد چه جوری جذاب میشود وقتی بتواند بفروشد چطور میتواند بفروشد مردم قدرت خرید داشته باشند یکی از ابزارهایی که شاید در بحث سرمایه گذاری فراموش میشود این است که ما کنار تقوییت تأمین مالی تولید تأمین مالی خرید مردم هم باید داشته باشیم حالا آقای دکتر شما فرمایش کردید که ما یک قانونی داریم به نام قانون تأمین مالی تولید به نظر بنده ما تورم قوانینی داریم یعنی قانون بیش از حد نوشته شده قانونهایی که نوشته شده اجرا نشدند کسی برای اجرا شدنشان نظارت نکرده است و کسانی که اجرا نکردند بازخواستی نشدند.
سوال: مثلا کدامها بوده که میتوانسته تسهیلگر باشد در حوزه تولید؟
ابوجعفری: ما در فرایند تأمین مالی تولید یکی از ابزارهایی که داریم حوزه ضمانت است بحث امنیت را مطرح کردیم دیگر در قانون تأمین مالی و تولید و زیر ساخت ما صندوقهای غیر دولتی داریم که اینها ابزار ضمانتی ایجاد کردند در حوزه سرمایه گذاری دانش بنیان اونجا ظرفیت خوبی را به وجود آمد که مردم توانستند اعتماد کنند و بیایند در این حوزه سرمایه گذاری کنند چرا برای اینکه این صندوق ها، صندوقهایی بودند که به صورت تخصصی پروژهها را ارزیابی و ضمانت نامه صادر میکردند و این ضمانت نامه باعث میشد که مردم خیالشان راحت باشد در این حوزه ورود پیدا کنند در قانون تامین مالی تولید و وزیر ساخت مادهای است که صندوقهای تضمین تعهد را اجازه میدهد آیین نامه اش هم نوشته شده آقای دکتر فرمودند برخی از این آین نامهها توسط وزارت اقصاد نوشته شده مصوب شده فرایند اجرایی سازی اش پیگیری میشود ما یکی از مسائلی که داریم برای این که مردم بیایند پای حوزه سرمایه گذاری برای تولید این است که حداقلش اصل سرمایه شان را بتوانیم تضمین کنیم و این صندوقهای تضمین تعهد فرایند اجرایی اش سریعتر انجام شود که مقداری به تاخیر افتاده است.
سوال: فکر میکنید از چه زمانی انجام میشود؟
ابوجعفری: از دوستانی که در وزارت اقتصاد پرسیدهام تا آخر فصل بهار سامانه مجوزهای صندوقهای تضمین تعهد اجرایی میشود، چون آیین نامه اش مصوب هیات وزیران شده و درخواستها در حال آمدن است، صندوقهای تضمین تعهد فقط در حوزه دانش بنیان نیستند، پژوهش فناوریها هستند ولی عرض من این است ما کنار این که آن فرضی که صحبتش را کردیم که تورممان را کنترل میکنیم نامنی اقتصادی را سعی میکنیم برای بحثهای قوانین مقررات بحثهای چالشهای بین المللی که داریم این امنیت را ایجاد بکنیم تولید به قول معروف به سامان بشود حالا فضای تأمین مالی به وجود میآید فضای تأمین مالی از کجا شکل میگیرد ما بتوانیم حد اقلی از ریسک مردم را در قالب این ضمانتها بتوانیم پوشش بدهیم که ما یک تجربه موفق ظرف سالهای گذشته داریم در این حوزه و آن تأمین مالی جمعی است ما در فرا بورس ۴۴ سکوی تأمین مالی جمعی را مجوز دادیم که این ظرف سال گذشته بالای ده همت برای بیش از پانصد تا طرح تأمین مالی کرده و بیش از ۱۰ هزار نفر آدم آمدند توی این حوزه سرمایه گذاری کردند چرا؟ برای این که این زنجیره را سعی کردیم طراحی کنیم که کنار همدیگر قرار بگیرند و این سرمایه گذاری توی این حوزه اتفاق بیفتد.
سوال: خیلی نکته مهمی است، چون مردم شاید اطلاع نداشته باشند چطور از چه طریق از چه مسیری میتوانند وارد حوزه تولید شوند، سرمایه اندکی دارند حالا با هر مبلغی، به دلیل این عدم آگاهی به دلیل عدم اطلاع لازم میرود به بخشهای دیگر مثلا وارد بازار طلا میشود، وارد بازارهای پرریسک دیگر میشود میخواهم راجع به مسیرها صحبت کنم که چطور مردم عادی میتوانند با حوزه تولید آشنا شوند و ارتباط پیدا کنند آقای دکتر طاهری همچنان از استودیوی زنجان با ما هستید اشاره کردند به تورم قوانین، اما یک نقطه بسیار مهم این هست که ما آیا توانستهایم در مسیر تولید، شرایط پایداری چه به لحاظ قوانین، چه به لحاظ زیر ساختها ایجاد کنیم که این جذابیتها برای سرمایه گذار چه خرد و چه کلان به وجود بیاید، مجلس شورای اسلامی چه قدر توانسته تسهیلگر تولید باشد در حوزه قوانین در حوزه زیر ساختها در حوزه نظارتی که شاید بر بعضی از قوانین دیگر باید صورت میداده؟
طاهری: دو دسته هست یک سری این که ما در قانونگذاری و نظارت چکار کنیم که منابع ما سمت نامولد نرود بیاید در تولید من چهار سرفصل مهم میگویم یک باید یک قانون در مجلس تصویب شود تحت عنوان قانون مالیاتهای تنظیم گر یا قانون مالیات عایدی سرمایه این هنوز قانون نشده همین سوالی که شما فرمودید طلا به جاهای دیگر میرود.
سوال: خیلی وقت است که در دست نمایندگان است؟
طاهری: بله، خیلی وقت است، کلیاتش تصویب شده در کمیسیون صنایع حتما امسال شعار سال این قانون باید تصویب و عملیاتی شود این خلاء قانونی دارد برخیها قانون دارند اجرایشان ضعیف است مثلا قانون مربوط به اسناد رسمی الان یکی از دلائلی که شفافیت مالی نیست ثروت جامعه میرود به سمت نامولد این است با دستور شخص حضرت آقا مبنی برای این که سیاست قطعی مصلحت قطعی کشور این است که این اسناد رسمی با این که قانون شده در مجمع تشخیص هنوز در قوه قضایی کامل اجرا نشده خیلی عقب ماندگی دارد باید سریع اجرا بشود بحث بعدی مبارزه با قاچاق است و نکته بعدی بحث ثبات هم در سیاست هم در بحث نرخ ها، یک بحث دیگر این است که حالا ما نگذاشتیم برود ثروت جامعه به یک جاهای غیر مولد چی کار کنیم این ثروتها و تامین مالی بیاید توی سمت مولدها چهار تا نکته را اینجا سرفصلش را عرض میکنم که بعضی نیاز به قانون دارند بعضی نیاز به قانون نظارت بیشتر دارند یکی از اینها که نیاز به قانون و ورود دارد بحث نوشتن سند توسعه صنعتی کشور است خوب الان پولهای خورد هست، صندوقهایی ایجاد شد آدم ثرومند هست، میخواهد بیاورد سرمایه گذاری کند منابع کشور هم محدود است در برق و گاز و اینها ببرد روی چی سرمایه گذاری کند؟ سیاست صنعتی، اولویت، حمایتهای دولت از چی چیزهایی است؟ تکلیف قانون برنامه هفتم این است که دولت باید این را سریع تدوین کند در هیات وزیران تصویب کند هنوز این کار انجام نشده من اطلاع دارم در دست اقدام است. قانون مربوط به صدور مجوزها ها و تسهیل باید نظارت بیشتری شود فاز اولش هنوز تکمیل نشده تا چه برسد به آن فازهای ۱۰ گانهای که دارد که صدا و سیما در این زمینه خوب اقدام کرده بحث بعدی گسترش و تنوع تامین مالی است که قانون را مجلس نوشته و انصافاً هم تقریباً تمام تنوعها را دیده سریع باید دولت آیین نامه اش را بنویسد.
سوال: هر کدام از اینهایی که میگویید که علامت سوال راجع به آن داریم میشود راجع به آن خیلی صحبت کرد، اما چون ایام عید است و ابتدای سال عبور میکنیم به جهت مطالبه گری.
طاهری: هر کدام را بفرمایید من توضیح بیشتر میدهم.
سوال: نه از جانب نمایندگان از جانب همه دستگاههایی که باید پای کار بیایند برای این که در سال وضعیت تولید ما بهتر شود ادامه صحبت هایتان را بفرمایید؟
طاهری: پس بنابراین حدود ۲۰ درصد نیاز به قانونگذاری دارد از دید من جمع بندی حرفم ۸۰ درصد باید مجلس نظارتش را بیشتر کند در این دو بخش و هر کدام چهار تا سرفصل که ما بتوانیم شعار سال را واقعا با همت دولت بتوانیم اجرایی کنیم حتما شدنی است عرض کردم بخش زیادی از سرمایه گذاریها انجام شده الان ما استفاده بهینه نمیکنیم به خاطر ناترازیها و به خاطر بخشهایی که توی بخشهای مقدماتی گفتند در خود سرمایه گذاری هم، هم مانع این شویم که ثروتهای مردم در بخشهای غیر مولد باشد و تسهیل کنیم و نشان بدهیم که در بخشهای مولد است که میتواند سود بیشتری بکند. الان این برعکس است هر چه قدر در بخشهای غیر مولد ثروتها برود تضمین بیشتر ریسک کمتر است خیال طرف راحت است و سود بیشتر و برعکس آن شخصی که میآید به سمت تولید همین بحثهایی که گفتم بحث ریسک بالاتر، سود کمتر و اینها. این را باید وارونه کنیم یکی دو قانون میخواهد و نظارتهایی که به قانونهای قبلی شده است.
سوال: آقای دکتر اولا راجع به اصلاح نظام بانکی اگر ادامه صحبت هایتان را بفرمایید حالا نکات مهمی که در این بحث باید پیگیری بشود اقداماتی که باید صورت بگیرد نکته مهمتر نکته پایانی آقای دکتر طاهری بود وضعیت بازارهای فعالیتهای غیر مولد یا بازارهای غیر مولد که ما الان سرمایه گذاری در آنها را خیلی میبینیم مثلا در بازار طلا و ارز و جذاب کردن یا تشریح ابعاد مختلف بازارهای مولد ما، ما در این وظیفه باید چی کار کنیم؟
منظور: ببینید بحث نظام بانکی حتما نیاز دارد به این که به طور خاص در موردش گفتوگو شود در این فرصت کوتاه نمیشود خیلی باز کرد مسئله را ولی آنچه که مهم است نظارت موثر بانک مرکزی بر مجموعه بانکها در مسئله خلق پول است ما اگر بتوانیم این موضوع اضافه برداشت بانکها را و بی نظمی که بانکها دارند انجام میدهند و به ویژه دو یا سه تا بانک بسیار پرخطر این بی نظمیهای اینها را سامان بدهیم و اینها را تعیین تکلیف بکنیم و نرخ رشد نقدینگی و خلق پول را مدیریت بکنیم قطعا کمک میکند به کنترل تورم و این یکی از آن ماموریت هاییست که ما ابزارهای کافی را هم در قانون برنامه هفتم و در قانون بانک مرکزی دادیم که از این ابزارهای موثر بتواند استفاده کند بحث اصلاح نظام بانکی در برنامه هفتم یک سرفصل مشخصی دارد و آنها ما تمام لوازم را و ابزارها را و اختیارات را به بانک مرکزی فراتر از اونچه که در قانون بانک مرکزی آمده دادیم، اما نکتهای که من میخواهم عرض بکنم این است که ما در نظام بانکی حتما باید برویم به طرف هدایت اعتبار یعنی اعتبارات مطمئن باشیم که اصابت بکند به تولید و حداقل بخش عمدهای از اعتبارات و نکته دیگر این است که حتما ما از شیوههای دیگر تأمین مالی، مثل تأمین مالی زنجیرهای، فاکتورینگ و در واقع ابزار گام و سایر ابزارهای دیگری که میتواند کمک بکند به تأمین مالی در نظام بانکی بتوانیم استفاده مؤثرتری بکنیم خوب آیین نامههای اینها هم نوشیته شده الان گیر مقرراتی نداریم قانون هم وجود دارد یک ارادهای میخواهد که بانکها اینها را هم در دستور کارشان بگذارند میرویم به سراغ بازار سرمایه. بازار سرمایه هم باید بیاید یه باری را از دوش کشور بردارد ما بازار سرمایه مان صرفاً الان تمرکز پیدا کرده متاسفانه بخش عمده فعالت بازار سرمایه روی معاملات ثانویه ما ثانویه اصلا سرمایه گذاری محیوب نمیشود یعنی اگر بنده سپرده بانکیام را بروم یک سهامی خریداری کنم به این سرمایه گذاری نمیگوییم توی اقتصاد ما باید برویم به سراغ عرضه اولیه سهام، اینها را باید ما هدایت کنیم حمایت کنیم و افزایش بدهیم و کشورهای بیشتری وارد بورس شوند سهام آنها عرضه شود ما باید برویم به سراغ تأمین مالی از طریق صندوق پروژهها که قانونش هم موجود است، تأمین مالی از طریق شرکتهای عام تأمین مالی عمومی که اینها را در بورس میشود انجام داد و اشاره فرموندند تامین مالی از طریق کراودفاندینگ یا جمع سپاری که میتواند سرمایه خورد را برای پروژههای خاص در بورس به کارگیری کنند؛ لذا ما جای زیادی داریم که بازار سرمایه بیاید به کمک تامین مالی و البته این هم نیاز دارد به این که مردم اعتماد کنند باورداشته باشند که منابعی که میبرند حفظ میشود صیانت میشود، زیان نمیبینند خوب متاسفانه شما ببینید ما در بازار سرمایه الان بخش عمده از وجوه مردم از بانکها خارج شده رفته توی صندوقهای طلا. بعد نرخ رشد صندوقهای طلا را نگاه بکنید نرخ بازدهی شان را در طی همین دو ماه گذشته صندوقهای طلا حدودا ۱۵ تا ۲۰ درصد اینها سود دادند خوب اگر ما در این شرایط قرار بگیریم چه کسی حاضر است که منابعش را ببرد در سرمایه بلند مدت بانکی ببرد قرار بدهد با نرخ مثلا بیست و چند درصد در سال. پس ما مجموعاً نهادهای مالی مان اینها یک مجموعه به هم پیوسته است حتما نظام بانکی ما، بازار سرمایه ما، اینها و بخش تولید واقعی ما اینها باید با هم یک انسجام پیدا بکنند ما در قانون برنامه هفته هم یک حکمی گذاشیم ماده سه، هر سال دولت مکلف است در ابتدای سال برنامه تامین مالی رشد را تنظیم و تصویب و ابلاغ کنند خوب حالا ببینیم آیا الان بعد از تعطیلات اولین دستوری که باید دولت محترم انجام بدهد همین برنامه تامین مالی تولید هست و همچنین سایر ظرفیتهایی که ما برای تامین مالی رشد در قانون برنامه هفته هم دیدیم. اما نکته مهم این است که ما قانون زیاد داریم قانون برای این که اجرا بشود نیاز دارد به آیین نامهها و دستورالعملها متاسفانه آیین نامه دستورالعملها معمولا مسکوت گذاشته میشوند من یادم است سازمان مالیاتی که من رفته بودم یک قانونی بود دو سال بود تصویب شده بود قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مودیان میخواستیم این قانون را اجرا کنیم اولاً دیدیم خوب اولاَ آن بسترهای نرم افزاری و اینها اصلا فراهم نشده ترک فعل است، بَیِنی صورت گرفته بود بعد هم آمدیم گفتیم خیلی خوب حالا ما رفتیم این سامانه را تولید کردیم که حدود نه ماه وقت ما را گرفت تا این سامانه را تولید کنیم راه اندازی بکنیم آزمایش کنیم دیدیم آئین نامهها و دستورالعمل هایش اصلا نوشته نشده ما تقریبا شش ماه تا ۹ ماه وقت گذاشتیم که آئین نامهها و دستورالعملهای این قانون را بنویسیم قانون بدون دستورالعمل که اجرا نمیشود، همین قانون تامین مالی تولید که میفرمایید این آئین نامه خیلی زیادی دارد خوب الان متاسفانه یک سال و اندی از تصویب این قانون گذشته هنوز بخش دیگری میتوانیم بگوییم بخش ناچیزی از آیین نامههای این قانون تدوین شده یک مثال دیگری میزنم خود قانون برنامه هفتم خوب قانون برنامه هفتم بسیار غنی است در همه موضوعات به ویژه مساله رشد و سرمایه گذاری اصلا شروعش با بحث رشد و سرمایه گذاری و تامین مالی رشد است فصل اول، خوب این آئین نامه میخواهد دیوان محاسبات یک گزارشی را همین روزهای اخیر منتشر کرده بود که از پنجاه آیین نامهای که باید در یک دوره زمانی مشخصی در سال گذشته تصویب میشد و ابلاغ میشد از این پنجاه تا فقط پنج تای آن تنظیم و ابلاغ شده این یعنی چی؟ یعنی یک سال از برنامه هفتم الان گذشته از آن پنجاه تا آئین نامهای که دیوان محاسبات احصا کرده ده درصدش ابلاغ شده خوب نتیجه این میشود اگر ما با این سرعت برویم جلو خوب قانون برنامه هفتم هم به قانون برنامه ششم دچار خواهد شد. یعنی شما میبینید رسیدیم به سال سوم و چهارم هنوز بخش عمدهای از آئین نامهها و دیدیم که برنامه ششم سی و پنج درصد اجرایی شد این نیاز دارد به این که آئین نامه سریع تصویب شود و ابلاغ شود نیاز دارد به این که بالاخره دستگاههای نظارتی ما، دیوان محترم بازرسی، دیوان محاسبات که انصافا پیگیری میکنند با یک جدیت بیشتری پیگیری کنیم که خود مجلس محترم، کمیسیون اصل ۹۰، کمیسیونهای تخصصی، کمیسیون اقتصاد، اینها باید این قوانین کافی نیست که ما قانون بنویسیم، ابلاغ کنیم، بگوییم انجام شد. باید پیگیری کنیم که قانون اجرا شود، آئین نامههای آن تنظیم شود و بعد ببینیم آیا زمانبندیها و … و اینها؛ لذا عرض من این است ما در کشور همانهایی که رئیس محترم مجلس هم فرمودند، یک طور دچار بیش قانونگذاری شدهایم. ایشان فرمودند که برنامه خوبی را دارند پیش میبرند که تنقیح قوانین انجام بگیرد. یعنی ما قوانین زیادی که بعضاً هم تو در تو است، اینها بتوانند سامان پیدا کنند. جمله آخر اینکه سرمایه گذاری موانعی دارد، این موانع سرمایه گذاری را ما باید برطرف کنیم، یک بخش عمدهای از این موانع برمی گردد مثلاً فرض کنید به نظام اجرایی قانون، مثلاً استاندارها، دستگاههای اجرایی، اینها هر کدام نقشها و تعهدات شان را انجام بدهند، یک بخشی برمی گردد به قوه قضائیه. مثلاً فرض کنید ما الان دعاوی که در مسائل سرمایه گذاری ما و پروندههایی که بخش تولید ما دارد، اینها پروندههای خیلی زیادی است. من دیدیم رئیس محترم قوه قضائیه فرمودند که تصمیم دارند و دستور دادند که این پروندههایی که سنواتی شده است، طولانی شده است، چندین سال تعیین تکلیف نشده است، اینها سریعاً سامان پیدا کنند. عرض من این است، ما برای بخش تولید، حتماً نیاز به دادگاههای ویژه نیاز داریم. دادگاههای ویژه باید مسائل مربوط به تولیدکنندگان را حل و فصل کنند، والا تولیدکننده مسئله اش لاینحل باقی میماند و نارضایتیهایی که تولیدکنندگان ما دارند از نظام اداری ما. متأسفانه بعضاً گلایه مندی دارند از رشوه، گلایه مندی دارند از تأخیر در انجام تکالیف، گلایه مندی دارند از کندی صدور مجوزها. این گلایه مندی را هم ما باید رسیدگی کنیم. مجلس شورای اسلامی، مرکز پژوهش ها، یک گزارشی منتشر میکند هر سه ماه یکبار، تحت عنوان پایش امنیت سرمایه گذاری. تمام این شاخصهای مختلف را اندازه گیری میکنند و این اندازه گیریها منجر شود به اقدامهایی که باعث بهبود فضای کسب و کار، بهبود فضای سرمایه گذاری شوند.
سؤال: آقای دکتر میرجعفری، جمع بندی بفرمایید؟
میرجعفری: ما سه دسته حوزه تأمین مالی کشور نیازمند برنامه ریزی است. یک حوزه تأمین مالی افراد و خانوار است که اینجا ظرفیتهای خیلی زیادی وجود دارد. تأمین مالی تولید، بحث اعتبارسنجی، بحث سامانه جامع وثایق دیده شده است برای اینکه یک زندگی اعتباری را برای افراد فراهم کند که بتواند قدرت خرید مردم را جبران کند. در اینجا فقط یک مسئله جدی که وجود دارد، میخواستم روی آن تأکید کنم، ظهور فینتکها است، فناوریهای مالی، که یک فرصت خیلی عظیمی را برای کشور به وجود میآورد برای اینکه هم مردم بتوانند سرمایه گذاری کنند. مثال آن را در کشور در غالب کروت فاندینگای تأمین مالی جعمی داریم که به آنها تسهیلات یار و اینها ولی مسئله جدی که داریم بانک مرکزی متأسفانه رویکرد فعالانهای نسبت به حمایت از اینها ندارد. حوزه دوم تأمین مالی کسب و کارهای کوچک است که اینها نیازمند تأمین مالی بانکی و بازار سرمایه هستند که ابزارهای مختلفی برای آنها فراهم شده است و پروژههای بزرگ در کشور نیازمند اجرایی سازی آن است که ما نیازمند بستههای سرمایه گذاریهای پروژههای بزرگ هستیم که آن هم نیازمند عزم دولت است برای هماهنگی بین بخشی.
[انتهای پیام]
منبع: تسنیم