ویرایش رولد دال برای حساسیت احمقانه بود
به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:
وچرا توقف در چاقی؟ اگر میخواهید قلم قرمز را از طریق رولد دال بنویسید – همانطور که ناشر او، پافین، اخیراً انجام داد – بخشهای بسیار بهتری برای انتخاب وجود دارد. خوانندگان حساس خود را به کلمات جالبی از قبیل ” بسنده کردند چاق، شل و ول، زشت و کیپلینگ. اما دال صرفاً تبعیض جنسی، نژادپرستی و استعماری را پیشنهاد نمی کند. در داستان بزرگسالان او میتوانید گناهانی را بیابید که به صراحت کثیف و کثیف هستند، هنوز یک -یسم برای پوشاندن آنها ساخته نشده است. خشونت، فضول و یک داستان ترسناک فراموش نشدنی وجود دارد که در آن یک جمع آوری عقرب به طور تصادفی با یک جذامی رابطه جنسی برقرار می کند. بیهوده خانوادهاش او را «رولد فاسد» و – به صراحتتر – «رولد حرامزاده» نامیدند.
مرورگر شما را پشتیبانی نمی کند عنصر.
به نظر می رسد چیزی در انتشارات بریتانیا در حال تغییر است. میتوانید آن را در اعلامیهی خفنآمیز Puffin ببینید، پس از اینکه اخبار ویرایشهای آن واکنشهای شدیدی را برانگیخت، مبنی بر اینکه Roald the Revolting همچنان بدون تغییر مطبوعات را در کنار آثار Roald the Redacted منتشر میکند. میتوانید آن را در کتابهای تقریباً خاموش که اکنون در حال رونق هستند، ببینید. کتاب «زمان برای فکر کردن» نوشته هانا بارنز درباره کلینیک هویت جنسیتی Tavistock در لندن، که کودکان ۹ ساله را برای جلوگیری از بلوغ معرفی می کرد، توسط ۲۲ ناشر رد شد. سویفت پرس، یک تازه وارد زیرک، آن را پذیرفت و در فهرست پرفروشترینها قرار گرفت. افراد حاضر در صنعت معتقدند که خودکار قرمز کمتر آزادانه استفاده می شود. همانطور که یکی از مدیران انتشارات می گوید، این حس وجود دارد که همه چیز «بیش از حد پیش رفته بود». (اگرچه از آنجایی که این شخص نمیخواست نامش ذکر شود، به اندازه کافی دور نیست.)
تغییر دیر شده است. ویرایش دال توسط پافین، اثری از پنگوئن، نشانه چیزی بود که در دنیای نشر قورباغه میپرد، اما به دور از آن بود. نویسندگان حذف شده اند. کتاب ها دفن شده اند. مردم شغل خود را از دست داده اند. از خوانندگان حساس برای اطمینان از رعایت اخلاق مدرن استفاده شده است. جیمز باند حتی ویرایش شده است تا او را کمتر پست کند – معادل ادبی تلاش برای کمتر خیس کردن آب.
خط استدلالی وجود دارد که می گوید این واقعاً مشکلی نیست. این استدلال بیان میکند که سرکوب گفتار در اختیار دولتها و نهادهای توتالیتر به سبک اورول است که از زور برای جلوگیری از سخن گفتن مردم استفاده میکنند. در کشوری مانند بریتانیا، بیان همچنان آزاد است. این یک گوبل فانک محض است و «۱۹۸۴» اورول کار اشتباه اورولی برای درک دلیل آن است.
بهتر است به مقدمه ای که اورول برای «مزرعه حیوانات» نوشته است مراجعه کنید. اورول طنز خود را درباره اتحاد جماهیر شوروی – که بسیاری آن را شاهکار او میدانند – در سال ۱۹۴۳ به پایان رسانده بود، و پس از آن چهار ناشر فوراً آن را رد کردند. مانند ۲۲ رد خانم بارنز، برخی دلایل ارائه کردند. یک ناشر با خوشحالی پیشنهاد کرد که اورول ممکن است بخواهد در مورد خوک ها تجدید نظر کند. داشتن خوک به عنوان طبقه حاکم ممکن است “به ویژه برای هر کسی که کمی حساس است، همانطور که بدون شک روس ها هستند، آزار دهنده باشد.” اورول خوک ها را نگه داشت. «مزرعه حیوانات» طی دو سال نیم میلیون نسخه فروخت.
او بعداً همه اینها را در آن مقدمه منعکس کرد. او نوشت، «سانسوری پنهان» در نشریات بریتانیایی وجود دارد. “در هر لحظه یک ارتدکس وجود دارد، مجموعه ای از ایده ها که فرض بر این است که همه افراد درست اندیش بدون هیچ گونه سوالی می پذیرند.” «گفتن این، آن یا دیگری دقیقاً ممنوع نیست، اما گفتن آن «انجام نشده است». هر کسی که تلاش می کند این کار را انجام دهد “خود را با اثربخشی شگفت انگیز ساکت می بیند”. آنها هنوز هم انجام می دهند. کتابی درباره استعمار توسط نایجل بیگار، استاد برجسته از الهیات دانشگاه آکسفورد، توسط ناشر آن، بلومزبری، به عنوان اثری با «اهمیت عمده» مورد استقبال قرار گرفت و سپس، ظاهراً برای مدت نامعلومی، به تعویق افتاد، زیرا «احساس عمومی… در حال حاضر از انتشار کتاب پشتیبانی نمیکند». اکنون تحت ناشر دیگری منتشر شده است.
آنچه قابل توجه است این است که ظاهراً تحریم ها برای صحبت کردن چقدر ملایم هستند. مردم فکر می کنند، همانطور که یکی از نویسنده ها می گوید، شما از تهدیدهای مرگ در توییتر می ترسید. شما نیستید: چیزی که واقعاً شما را می ترساند این است که همکارانتان کمی کمتر به شما فکر می کنند. اکثر مردم برای بستن دهان خود نیازی به تهدید سوختن در آتش ندارند. شعله ور شدن توسط همتایان خود در توییتر بیش از اندازه کافی است.
این در مورد ایالت های معمولی اورول نیز صادق است. زمانی که آن اپلبام شوروی شدن اروپای مرکزی را مطالعه کرد، مورخ دریافت که همنوایی سیاسی «نتیجه خشونت یا اجبار مستقیم دولت نیست، بلکه نتیجه فشار شدید همتایان است». انتشارات، صنعتی که در آن هر سوم شخص سوفی نامیده می شود، به نظر می رسد به ویژه در معرض چنین فشارهایی قرار گیرد.
همه اینها شامل هیچ قانون، پلیس و حتی هیچ تهدید آشکاری نیست. افراد مودب ایمیل های مؤدبانه می نویسند و کتاب ها مودبانه دفن می شوند. اورول نوشت: «واقعیت شوم در مورد سانسور ادبی در انگلستان این است که تا حد زیادی داوطلبانه است.» مخالفت با آن «احساس عمومی» شوم بیشکل عمیقاً ناراحتکننده است. خانم بارنز نوشتن کتابش در مورد کلینیک تاویستوک را سخت دید، نه به این دلیل که فکر میکرد اشتباه است، بلکه به این دلیل که «فکر میکردم: «مردم من را دوست نخواهند داشت.» ناشران نیز به همان اندازه عصبی هستند. به نام دوست داشتنی به نظر می رسند، وحشت می کنند و جلوی توهین را می گیرند: خوک ها را می کشند. کتاب استعمار را رها کنید. چیزهای ناپسند را کاهش دهید.
موارد مزاحم خوک
مشکل این همه عصبیت – این میل به زیبا به نظر رسیدن – این است که دارد نتایج بسیار بد در رمان «فارنهایت ۴۵۱» از ری بردبری، جامعه ای به سوزاندن همه کتاب ها مبادا باعث توهین شود. همانطور که یکی از شخصیتها توضیح میدهد: «روی انگشتان… نسل دوم چینیها، سوئدیها، ایتالیاییها، آلمانیها، تگزاسیها، بروکلینیها، ایرلندیها… پا نگذارید.» این کتاب سوزی توسط دولت اجباری نشده بود. «هیچ حکمی، هیچ اعلامیه ای، هیچ سانسوری برای شروع وجود نداشت، نه! فناوری… و فشار اقلیت ها این ترفند را انجام دادند. حالا همه کتاب ها رفته اند. اکنون “به لطف آنها، می توانید همیشه خوشحال بمانید.”
اتفاقاً، پنگوئن کتاب صوتی “فارنهایت ۴۵۱” را ارائه می دهد. شاید مدیران آن تشویق شوند تا قبل از اینکه قلم قرمز خود را بیرون بیاورند به آن گوش دهند. سپس ممکن است وسوسه شوند که آن را نیز ویرایش کنند. پس از همه، پافین کلمات “ژاپنی” و “مردم نروژ” و “Yankee-Doodles” را از دال برداشت. بهتر است مطمئن باشید که همه ما می توانیم همیشه خوشحال بمانیم. ■
از Bagehot، ستون نویس ما در مورد سیاست بریتانیا بیشتر بخوانید:
اجرای مشاغل قانون شکن بسیار آسان است در بریتانیا (۱۶ مارس)
تاچر، سوناک و سیاست سوپرمارکت (۸ مارس)
چگونه حزب محافظه کار بریتانیا میلهاوس را از سیمپسون ها کانال می کند (۲ مارس)
همچنین: چگونه ستون Bagehot نام خود را پیدا کرد