چرا بریتانیا قوانین خود را در مورد رحم جایگزین و گامت به روز می کند؟ اهدا
به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:
WHEN کیم کاتن، یک زن جوان بریتانیایی، در سال ۱۹۸۵ برای یک زوج ناشناس نوزادی را حمل کرد و به دنیا آورد، بسیاری از بریتانیایی ها وحشت کردند. خانم کاتن توسط پدر مورد نظر لقاح مصنوعی شده بود و ۶۵۰۰ پوند (۹۳۵۳ دلار) پرداخت کرد. یکی از تیترها «متولد برای فروخته شدن» بود. “فروخته شده برای فرش و پرده”، دیگری (خانم کاتن و شوهرش طبق گزارش ها مقداری از پول نقد را برای تزئین خانه خود استفاده کرده بودند). قانونگذاران خشمگین با عجله قانون ترتیبات رحم جایگزین را تصویب کردند که رحم جایگزین تجاری را ممنوع می کرد و نوع بدون غرامت را تنظیم می کرد.
اگرچه تعداد نوزادان بریتانیایی که به این روش متولد می شوند هنوز اندک است، اما از این تعداد افزایش یافته است. کمتر از ۱۰۰ در سال دو دهه پیش تا بیش از ۴۰۰ در سال امروز. جایگزینی ، اگر بحث برانگیز نباشد، از نظر اجتماعی به نحوی قابل قبول شده است که زمانی غیر قابل تصور بوده اند این تا حدی به این دلیل است که در حال حاضر اغلب نوع “بارداری” است، به این معنی که جانشین از نظر بیولوژیکی برای نوزاد مادر نمی شود (همانطور که خانم کاتن انجام داد) بلکه با یک تخمک بارور شده از مادر مورد نظر یا از یک اهدا کننده کاشته می شود. با این حال، رحم جایگزین نیز به طور فزایندهای تحمل میشود، زیرا بچهداری در بریتانیا کاملاً سنتیتر شده است.

برخی از این موارد به دلیل افزایش خانوادههای زوجهای همجنس است. تغییرات مهمی که با قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان در سال ۲۰۱۴ در خانواده ایجاد شد، ابتدا با فرزندخواندگی آشکار شد. بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ تعداد خانوادههای همجنسگرا با ۴۰ درصد افزایش به ۲۱۲۰۰۰ نفر رسید. در سال ۲۰۲۲، ۵۴۰ مورد از ۲۹۵۰ فرزندخواندگی در انگلیس – بیش از یک نفر از هر شش نفر – مربوط به زوج های همجنس بود (تنها ۳٪ از جمعیت بزرگسال همجنس گرا، لزبین یا دوجنسه هستند). زوجهای همجنسگرا و همجنسگرا به طور نامتناسبی نقش بزرگی در تهیه خانه برای کودکان تحت مراقبت دارند.
اما اکثر افرادی که بچه می خواهند بچه می خواهند و مدت هاست که تعداد کمی از آنها برای برآورده کردن تقاضا وجود دارد. در سال ۲۰۱۴ قانونی به تصویب رسید که به زوجهای همجنس اجازه میدهد برای «حکم والدین» درخواست کنند که به موجب آن والدین مورد نظر در یک ترتیبات رحم جایگزین، والدین قانونی را به عهده میگیرند. برای مردان همجنس گرا مانند آلن وایت، رئیس هیئت امنای رحم جایگزینبریتانیا، یک گروه غیرانتفاعی، این نشان دهنده یک تغییر دریایی بود. او می گوید که تمایل او به بچه دار شدن، همراه با “هنجارهای اجتماعی پیرامون خانواده” از جمله دلایلی بود که او تا قبل از ۲۰ سالگی به عنوان همجنسگرا ظاهر نشد.
به موازات آن، پیشرفتهای فناوری و پزشکی، چشمانداز وسیعتر باروری را تغییر داده است. لقاح آزمایشگاهی به این معنی است که اکنون می توان یک نوزاد توسط سه طرف ایجاد کرد – دو نفر که گامت ها را تامین می کنند و سومی که تخمک بارور شده را حمل می کند – بنابراین این امکان را برای مردان همجنس گرا و افراد نابارور فراهم می کند تا بچه دار شوند. انجماد تخمک و پیشرفتهای دیگر نیز به زنان مجرد اجازه میدهد تا پدر و مادر شدن را به تأخیر بیندازند و به تنهایی آن را انجام دهند. (سازمان های رحم اجاره ای می گویند که شاهد افزایش تعداد مردان مجرد، هرچند کم، هستند که نوزاد تازه متولد شده می خواهند.) همه اینها باعث رونق بازار تولید مثل شده است: سازمان لقاح انسانی و جنین شناسی (HFEA )، یک تنظیم کننده، می گوید ۶۰ درصد از خدمات باروری در حال حاضر به صورت خصوصی پرداخت می شود.
در نتیجه، برخی از قوانین حاکم بر رحم اجاره ای و کلینیک های باروری، که در بریتانیا بسیار بالا است. تنظیم شده، قدیمی به نظر برسید. HFEA در حال بررسی نحوه فروش خدمات باروری به بیماران و برخی از جنبه های اهدای اسپرم و تخمک است. در اواخر سال جاری پیشنهادات خود را ارائه خواهد کرد. در ماه مارس، کمیسیون قانون (که قوانین بریتانیا را بررسی می کند) توصیه هایی برای به روز رسانی قوانین رحم جایگزین منتشر کرد. هر دو تنظیم کننده می خواهند که رحم جایگزین و اهدای گامت “نوع طلبانه” باقی بماند (به این معنی که آنها نمی توانند سودآور باشند). اما تغییرات دیگری محتمل است.
بهویژه کمیسیون پیشنهاد کرد که دستورات والدین برای نوزادانی که در بریتانیا به دنیا میآیند کنار گذاشته شود و در عوض والدینی که قصد دارند از بدو تولد فرزندشان حقوق قانونی داشته باشند. سیستم فعلی خیلی طول می کشد: والدین تمایل دارند نوزادان جایگزین را فوراً به خانه ببرند، اما می توانند تا یک سال صبر کنند تا والدین قانونی شوند. این می تواند برای همه اضطراب ایجاد کند (جایگزین می تواند نظر خود را تغییر دهد و کودک را نگه دارد؛ والدین نیز ممکن است تجدید نظر کنند یا قادر به مراقبت از کودک نباشند). آقای وایت و همسرش یک پسر پنج ماهه دارند که هنوز از نظر قانونی فرزند یک رحم جایگزین و شوهرش است (که هیچ رابطه بیولوژیکی یا هیچ رابطه دیگری با نوزاد ندارد).
کمیسیون قانون میگوید برای اینکه والدین از بدو تولد از حقوق قانونی برخوردار باشند، آنها و جانشینشان باید تحت نظارت سازمانهای غیرانتفاعی رحم جایگزین، دارای مجوز HFEA، تحت نظارت و بررسیهای حفاظتی قرار گیرند. برای رفع نگرانی در مورد حقوق جانشین باید یک دوره شش هفته ای پس از تولد وجود داشته باشد که در طی آن، اگر جانشین نظرش تغییر کند، خودش می تواند برای حکم والدین درخواست کند. این توصیه به طور گسترده مورد استقبال قرار گرفته است، اگرچه برخی نگرانند که در صورت تمایل، نگهداری از یک نوزاد جایگزین برای او بسیار سخت شود. دیگران بر این باورند که دوره شش هفته ای غیرضروری است، زیرا بسیار نادر است که یک جانشین در مورد آن تجدید نظر کند.
ناتالی گمبل، یکی از کارگردانان NGA Law، یک شرکت متخصص در موارد باروری، میگوید مشکل بزرگتر این است که این تغییر، نوزادانی را که از طریق رحم اجارهای در خارج از کشور به دنیا میآیند را پوشش نمیدهد (تقریباً یک سوم از نوزادان جایگزین بریتانیایی که در خارج از کشور متولد میشوند، تخمین زده میشود). یکی از دلایل اصلی استفاده والدین از جانشین های خارج از کشور این است که کمبود در بریتانیا وجود دارد. کسانی که می توانند آن را بپردازند اغلب به آمریکا می روند، جایی که دولت فدرال رحم اجاره ای را تنظیم نمی کند. تعداد فزاینده ای از کشورهای در حال توسعه، از جمله هند، و اکثر کشورهای اروپایی اکنون رحم جایگزین تجاری را ممنوع می کنند (اگرچه اوکراین قبل از حمله روسیه به بازار بزرگی تبدیل شده بود).
خانم گمبل می گوید که اگر زنان بریتانیایی ممکن است آن را در نظر بگیرند. در حال حاضر، راهنما می گوید که ممکن است به آنها «هزینه هایی که به طور معقول انجام شده» پرداخت شود، که معمولاً به حدود ۱۵۰۰۰ پوند می رسد. این چیزی نیست، به خصوص برای یک مادر در خانه. هیچ دادگاهی هرگز از اعطای حکم والدین امتناع نکرده است زیرا هزینه ها کمی سنگین به نظر می رسند (زیرا این به معنای دور کردن نوزاد از والدینش است). کمیسیون قانون میگوید که قانون بهجای اجازه دادن به غرامت، باید روشن کند که چه هزینههایی مجاز است، تا اطمینان حاصل شود که با جانشینها بدون اینکه در معرض خطر استثمار قرار بگیرند، رفتار منصفانه صورت میگیرد.
ترسها. استثمار در پس تصمیم بریتانیا برای نوعدوستانه نگه داشتن رحم جایگزین نهفته است: احتمال اجبار با پول بیشتر است. مایکل جانسون الیس، یکی از بنیانگذاران My Surrogacy Journey، یک سازمان غیرانتفاعی، میگوید تجاریسازی به طور اجتنابناپذیری منجر به دخالت اشخاص ثالث سودجو مانند وکلا و آژانسها میشود و قیمت رحم جایگزین را از دسترس بسیاری خارج میکند. (به لطف نقش وکلا، آژانسها و کلینیکها، داشتن یک نوزاد جایگزین در آمریکا میتواند بیش از ۲۰۰۰۰۰ دلار هزینه داشته باشد.) او امیدوار است که مقررات بهتر و برخی تبلیغات (تغییر توصیه شده توسط کمیسیون قانون؛ قبلاً ممنوع بود) تشویق شود. زنان بیشتری به فکر جانشین شدن باشند.
کمیسیون قانون قاعدهای میگوید که کودکانی که از طریق اهدای گامت مضاعف ایجاد میشوند – که در آن از اهداکننده اسپرم و تخمک استفاده میشود، به این معنی که والدین مورد نظر هیچ ارتباط بیولوژیکی با آنها ندارند. کودک – مشمول حکم فرزندخواندگی باید حفظ شود. احکام فرزندخواندگی از دستورات والدین یا سیستمی که جایگزین آنها می شود سخت تر است. در طول مشاوره ای که قبل از گزارش آن انجام شد، برخی از کارشناسان ابراز نگرانی کردند که کاهش چنین الزاماتی برای نوزادانی که هیچ پیوند ژنتیکی با والدین مورد نظر ندارند، باعث کالایی شدن نوزادان می شود. آقای جانسون-الیس میگوید که تصمیم کمیسیون قانون در واقع علیه افراد نابارور تبعیض قائل میشود.
در زمینه وسیعتر باروری، اهدای گامت نوزادان بسیار بیشتری نسبت به رحم جایگزین ایجاد میکند: سالانه بیش از ۴۰۰۰ نوزاد. ، HFEA را محاسبه می کند. ممکن است تعداد به مراتب بیشتر باشد. دستورالعمل ها می گوید که هیچ اهداکننده ای نباید بیش از ده خانواده را والدین کند. ماهیت کم فناوری اهدای اسپرم، که بسیاری از زوج های لزبین و مادران مجرد از آن برای بچه دار شدن استفاده می کنند، به این معنی است که هیچ کس حساب نمی کند.
HFEA می گوید که این کشور نیز به عنوان بخشی از بررسی خود از سیستم جبرانی استفاده نخواهد کرد. اما در حال بررسی تغییر قوانین در مورد ناشناس ماندن اهداکنندگان تخمک و اسپرم است، شاید با اجازه دادن به کودکان در مورد والدین بیولوژیکی خود بلافاصله پس از تولد در صورت موافقت اهداکنندگان، آشنا شوند. در سال ۲۰۰۵ قانون به ممنوعیت ناشناس ماندن تغییر یافت، به این معنی که وقتی کودکان ۱۸ ساله شدند میتوانند اطلاعاتی درباره والدین بیولوژیکی خود درخواست کنند. اولین کودکانی که تحت تأثیر آن قانون قرار میگیرند، امسال ۱۸ ساله میشوند.
نینا بارنسلی، مدیر شبکه لقاح اهداکننده (DCN)، یک موسسه خیریه، اشاره میکند. نشان می دهد که بریتانیا در ممانعت از ناشناس ماندن جلوتر بود: در سال های پس از آن، آزمایش DNA آن را به عنوان یک وعده دروغ نشان داده است. تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان میدهد کودکانی که میدانند چگونه باردار شدهاند – و بعد از بزرگتر شدن، توسط چه کسی – از نظر روانشناختی بهتر عمل میکنند. کمیسیون قانون می گوید بریتانیا باید یک ثبت نام رحم اجاره ای ایجاد کند که به کودکان کمک می کند زنی را که در سنین بالا به دنیا آورده است، ردیابی کنند.
کسانی که در زمینه رحم اجاره ای کار می کنند. و اهدای گامت در مورد برخی موارد، به ویژه اینکه آیا و چگونه باید به جانشینان و اهداکنندگان پرداخت شود، اختلاف نظر دارند. با این حال، همه بر اهمیت شفافیت اتفاق نظر دارند، زیرا تعداد بیشتری از کودکان در خانوادههای غیرسنتی بزرگ میشوند. مورد کیم کاتن نشان دهنده آسیب هایی است که رازها می توانند وارد کنند. او در مورد پدر و مادری که خرج فرزندش را پرداختهاند، گفته است: «تا آخر عمر پشیمان خواهم بود که نمیدانم آنها چه کسانی هستند. سعی می کنم الان به آن فکر نکنم، اما همیشه تولد او را به یاد دارم. ■