چه چیزی پشت شیفتگی مهلک فرانسه به روسیه نهفته است
به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:
Voltaire آنقدر مسحور امپراتوری نوظهور روسیه بود که نامههای موجی به کاترین کبیر نوشت. در دهههای ۱۷۶۰ و ۱۷۷۰، متفکر روشنگری فرانسوی و امپراتور روسیه، ۱۹۷ پیام دستنویس را با هم رد و بدل کردند، همه به زبان فرانسوی، زبانی که مورد علاقه اشراف روسی بود. ولتر کاترین را به عنوان یک مستبد روشن ستایش کرد و به او گفت: “اگر جوان تر بودم، روسی می شدم.” در سال ۱۷۷۳ او دنیس دیدرو، دیگر فیلسوف جوراب ابریشمی را در دادگاه سن پترزبورگ پذیرفت. بنابراین روسیه به عنوان پناهگاه همفکر هنرها و ادبیات و پیروزی تمدن بر هرج و مرج، در تخیل فرانسوی ها جای خود را گرفت.
مرورگر شما از عنصر پشتیبانی نمی کند.
اگر جنگ روسیه علیه اوکراین وابستگی صنعتی آلمان به مسکو را آشکار کرد، وابستگی متفاوتی را در فرانسه آشکار کرده است: یک شیفتگی مرگبار به روسیه. در سمت چپ افراطی، این یادگاری از انقلاب بلشویکی، ضدآمریکایی و کمونیسم است. در طول جنگ سرد، حزب کمونیست فرانسه به مسکو نگاه کرد و تنها در سال ۲۰۱۳ چکش و داس را از کارت عضویت خود کنار گذاشت. کمپین های مارین لوپن تا حدی توسط یک بانک روسی تامین مالی شده است.
تخیل روسیه در تخیل فرانسوی ها به افراط محدود نمی شود. بهخوبی به سالنهای پارکتشده مؤسسه پاریس میرسد. در جوانی، ژاک شیراک، رئیس جمهور سابق گولیستی که به دنبال جهانی چند قطبی برای مقابله با هژمونی آمریکا بود، «یوجین اونگین» پوشکین را به فرانسوی ترجمه کرد. شیراک بالاترین نشان افتخار روسیه را دریافت کرد و به نوبه خود نشان légion d’honneur را به ولادیمیر پوتین اعطا کرد. فرانسوا فیون، نخست وزیر راست میانه، مهمان دائمی آقای پوتین بود. یک روز پس از ورود تانک ها، آقای فیون از سمت خود در هیئت مدیره دو شرکت روسی دست کشید، زیرا ظاهراً حمله به کریمه در سال ۲۰۱۴ را مانعی برای پذیرش این پست ها نمی دانست.
کسانی که به این دنیا گرایش پیدا کردند با این فکر که tropisme russe فرانسه نه خطرناک است و نه کثیف، بلکه ثمره یک درک فرهنگی خاص است، خود را تسلی دادند. . برای نزدیک به یک دهه از سال ۲۰۰۸، الکساندر اورلوف، سفیر وقت روسیه در پاریس، نخبگان پاریس را سرگرم کرد و بر ساخت کلیسای جامع ارتدکس روسی با نوک طلایی درخشان در ساحل چپ رود سن نظارت کرد. زمانی که آقای اورلوف خاطرات خود را در سال ۲۰۲۰ منتشر کرد، پیشگفتار آن توسط هلن کارر دِانکاوس، «دبیر همیشگی» آکادمی فرانسه نوشته شد. او پیشنهاد کرد که کتاب او به خوانندگان کمک می کند تا “بی نظمی” روس های شوروی در فروپاشی کشورشان را درک کنند.
البته، در عرصه بحث های سیاسی آشوبگرانه فرانسه، مانند دالان های خاموش سرویس دیپلماتیک، رگه های ژئوپلیتیکی رقیب رقابت می کنند. همدردی انعکاسی با روسیه نه جهانی است و نه مقاومت ناپذیر. فرانسوا اولاند، رئیس جمهور سابق سوسیالیست، پس از الحاق کریمه به روسیه، قرارداد فرانسه برای تحویل دو کشتی جنگی کلاس میسترال به روسیه را لغو کرد. برنارد هانری لوی، فیلسوف فرانسوی که هیچ میدان جنگی برای او نادیده گرفته نمیشود و هیچ پیراهن سفیدی بدون اتوکشی نمیماند، سالها از فرانسه خواسته است تا برای مقابله با تجاوز روسیه در اوکراین، اقدامات بیشتری انجام دهد. آخرین فیلم او در این زمینه، “Slava Ukraini” در ۲۲ فوریه اکران می شود.
حتی روایت فرانسه پس از جنگ از برابری راهبردی بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی نیز سهم خود را در اساطیر دارد. همانطور که بنیامین حداد، یکی از نمایندگان پارلمان امانوئل ماکرون، می گوید، «جذابیت ژئوپلیتیکی برای روسیه تا حدی با نگاه به گذشته بازسازی شده است»: در یک بحران، شارل دوگل در کنار متحدان فراآتلانتیک خود ایستاد. در مورد مردم فرانسه، آنها واضح به نظر می رسند: سه پنجم مردم در نظرسنجی ها می گویند که نظر مثبتی نسبت به ولودیمیر زلنسکی اوکراینی دارند و کمتر از هر ده یک نفر در مورد آقای پوتین.
این پس زمینه ای است که دیپلماسی فرانسه در زمان آقای ماکرون باید در مقابل آن قرار گیرد. به ورسای، جایی که پیتر کبیر سفر کرده بود، آقای مکرون تازه منتخب ابتدا پوتین را با شکوه فراوان دعوت کرد و «روسیهای که میخواهد به روی اروپا باز شود» را تحسین کرد. رئیسجمهور میانهروی فرانسه بیش از هر رهبر اروپایی دیگری فکر میکرد که میتواند پوتین را از رفتن به جنگ منصرف کند، حتی در حالی که او تانکهایش را در مرزهای اوکراین جمع کرده بود و بدخواهان آمریکا هشدار میدادند که حمله قریبالوقوع است. تقریباً به تنهایی، آقای ماکرون به روزی فکر کرد که ممکن است روسیه را وارد «معماری امنیتی جدید اروپایی» کنند تا از افتادن آن به آغوش چین جلوگیری کند. تهاجم، قتل عام، بمباران غیرنظامیان و کودکان: تمام وحشت های غیرقابل وصف جنگ آقای پوتین، در طول زمان، شکلی از سوگ را بر رهبر فرانسه تحمیل کرده است. تهاجمی جذاب او به طرز وحشیانه ای شکست خورد.
سایه ورسای
این یک لحظه حساس برای آقای مکرون است. او همچنان به صداهایی گوش می دهد که به احتیاط و خویشتن داری سنتی توصیه می کنند و به کسانی که از او می خواهند رهبری بیشتری در اوکراین داشته باشد و توهمات درباره روسیه آینده را از بین ببرد. تلاش او برای پذیرش پیچیدگی جنگ و صلح بدون شک ابهامات بیشتری را به همراه خواهد داشت. رئیس جمهور فرانسه از سپتامبر ۲۰۲۲ با پوتین صحبت نکرده است، اما می گوید که خطوط هنوز باز است. تنها دو ماه پیش او درباره «ضمانتهای امنیتی» پس از جنگ برای روسیه زمزمه میکرد. آقای مکرون میخواهد هم از اوکراین در جنگ حمایت کند و هم میخواهد صدای میانجی بر سر میز مذاکره در مورد صلح باشد.
اما در هفتههای اخیر او به ندرت به این وضوح به نظر میرسد، و اعلام میکند که فرانسه «تا سر راه پیروزی» پشت سر اوکراین است و تسلیحات سنگینتر و بیشتری را تحویل میدهد – هرچند هنوز امیدوارکننده نیست. تانک های جنگی، بر خلاف بسیاری از متحدانش. آقای زلنسکی در روز ۸ فوریه، روزی که از لندن برای صرف شام به پاریس پرواز کرد، در روزنامه لو فیگارو گفت: “من فکر می کنم او تغییر کرده است، و این بار واقعاً”. وقتی صبح روز بعد، دو رهبر سوار هواپیمای ریاست جمهوری فرانسه به مقصد بروکسل شدند، او باید در فرودگاه برای گپ زدن باشد اما آقای لوی سفیدپوش. گوش های آقای مکرون باز است. اما در نهایت، در زمینه دیپلماسی و در همه مسائل، او مشاور خودش است. انتظار اینکه رئیس جمهور فرانسه به طور کلی از شیفتگی روسیه کشور صرف نظر کند، ممکن است خیلی زیاد باشد. اما او در مسیر درست حرکت می کند. ■
از شارلمانی، مقاله نویس ما در مورد سیاست اروپا، بیشتر بخوانید:
اروپا نباید با اشتباهات خود به زیادهروی یارانههای آمریکا پاسخ دهد (۹ فوریه)
بالاخره پوپولیسم در اروپا موجو خود را از دست می دهد (۲ فوریه)
تجربه از یک بحران گذشته اروپا را نشان می دهد رضایت (۲۶ ژانویه)
درباره پوشش اخیر ما در مورد اوکراین بیشتر بخوانید بحران .