یک سال بعد، وعده اولاف شولز در مورد تحول است تا حدی نگهداری می شود
به گزارش اخبار تازه و به نقل از Economist:
JUS سه روز پس از آن که روسیه “عملیات نظامی ویژه” خود را برای تصرف اوکراین آغاز کرد، اولاف شولز، صدراعظم تازه منتخب آلمان، لحظه ای از تغییر دورانی را اعلام کرد. اصطلاحی که او در سخنرانی خود در پارلمان در ۲۷ فوریه سال گذشته به کار برد Zeitenwende بود، یک “چرخش در زمان”. آخرین چنین تغییری که برای آلمانی ها به سادگی Die Wende شناخته می شود، جنبش ۱۹۸۹-۹۰ بود که آلمان شرقی کمونیستی را با غرب سرمایه داری دوباره متحد کرد.
مرورگر شما از عنصر پشتیبانی نمی کند.< /p>
شنوندگان در آلمان و خارج از کشور، بهویژه آنهایی که مدتها برای بزرگترین اتحادیه اروپا درخواست کردهاند. و ثروتمندترین ایالت که امنیت خود را جدی تر می گیرد، تشویق کردند. نه تنها سوسیال دموکرات خشن، که حزبش از دهه ۱۹۷۰ به صلح کردن روسیه موعظه می کرد، تجاوزات آن را محکوم کرد و از اوکراین حمایت کامل کرد. آقای شولز متعهد شد ۱۰۰ میلیارد یورو اضافی (۱۰۷ میلیارد دلار) – دو برابر بودجه دفاعی سالانه – برای تقویت دفاع آلمان و همچنین افزایش هزینههای نظامی آینده بالاتر از هدف ۲% از GDP که باشد. اعضای ناتو از سال ۲۰۰۶ قول داده اند، اما اکثراً نتوانسته اند ادامه دهند. او همچنین قول داد به وابستگی به انرژی روسیه پایان دهد.

یک سال بعد، Zeitenwende آقای شولز کجا می رود؟ پاسخ آسان این است که در حالی که دولت او به برخی وعدهها، از جمله کمک سخاوتمندانه به اوکراین و تقویت استقلال انرژی آلمان، عمل کرده است، ائتلاف سه حزبی آقای شولز اغلب بهطور ناپایدار حرکت کرده است. سختترین وعدهاش، بازنگری ارتش زنگزده و نادیده گرفته شده آلمان، بهشدت شکست خورده است. هاینریش براوس، سپهبد سابق و از مقامات عالی رتبه ناتو می گوید: «به نظر من، ما یک سال را از دست داده ایم، زیرا تقریباً هیچ کاری انجام نشده است.
پاسخ پیچیده تر این است که با توجه به جغرافیای فشرده آلمان، تاریخ پربار و سیاست پیچیده آلمان، روند تغییر مسیر لزوماً ناشیانه است. با این حال، اگرچه این Wendeممکن است بیش از آنچه بسیاری می خواهند Zeit مصرف کند، نشانه هایی وجود دارد که تغییرات گسترده ای واقعاً در حال رخ دادن است. از آقای براوس که از دولت خواسته شد در دستاورد کلی Zeitenwende خود امتیازی کسب کند، در ابتدا یک سه یا چهار ناچیز در مقیاس ده به او اهدا کرد. اما با توجه به مقیاس کمک آلمان به اوکراین، انتقال انرژی آن، تغییر دریا در نگرش عمومی نسبت به امنیت و مسیر فعلی دولت، او امتیاز را به ۵ رساند. او از انتصاب دیرهنگام بوریس پیستوریوس به عنوان وزیر دفاع در ژانویه خوشحال است. مرد متناسب با وظیفه است و به وضوح درگیر است، ژنرال سابق را مشتاق می کند. “حداقل در دفاع، من احساس می کنم Zeitenwende اکنون در شرف شروع است.” text”> وقتی انبوهی از مهمانان شیک در اواسط فوریه برای پنجاه و نهمین کنفرانس امنیتی مونیخ وارد هتل مجلل Bayerischer Hof شدند، میزبانان آلمانی آنها اعتماد به نفس و رضایت را نشان دادند. آقای شولز می تواند دستاوردهای زیادی را برای تماشاگران سالن رقص ثبت کند. اوکراین آزاد است، اتحاد ناتو قوی است. کمک آلمان به اوکراین، که با پذیرش بیش از یک میلیون پناهنده آغاز شد، حیاتی بوده است: تعهد ۱۳.۳ میلیارد یورویی آن به صورت ترکیبی از کمک های مالی و نظامی، پس از آمریکا در رتبه دوم قرار دارد. صدراعظم پس از تصویب در ۲۵ ژانویه با عرضه تانکهای لئوپارد ساخت آلمان به اوکراین، حتی میتوانست به کشورهایی که ماهها او را به کشیدن پا متهم میکردند، حمله کند، اما اکنون در تحویل تانکهای خود ناکام بودند.
در حقیقت، ضایعات پلنگ ها افتخار کمی برای متحدان اوکراین به ارمغان آورد. موفقیت بسیار واضحتر برای آلمان، جدا شدن این کشور از وابستگی انرژی به روسیه است. این در واقع یک چرخش تند U است. زمانی که روسیه در اواسط تابستان سال گذشته عرضه گاز خود را قطع کرد، بحث فقط در مورد رکود اقتصادی نبود، بلکه در مورد مدل اقتصادی محکوم به فنا آلمان بود. در عوض، با کمک یک زمستان معتدل و افزایش موقت زغالسوز، مصرف گاز تا ۲۰ درصد کاهش یافت، حتی زمانی که دولت برای تامین منابع جایگزین تلاش کرد و با سرعت بیسابقه پایانههای متعددی را برای تخلیه گاز طبیعی مایع ایجاد کرد. با کاهش قیمتهای انرژی، ترس از رکود اقتصادی به پیشبینی کاهش خفیف قبل از بازگشت به حالت عادی در بهار تبدیل شد.
موفقیتی که تعیین کمیت آن آسان نیست، هدایت ماهرانه آقای شولز در سیاست های خطرناک است. صدراعظم کم حرف ارتباط خوبی ندارد. در میان نظر سازان، بسیاری از تمایل او به اجماع سازی بر روی اقدام جسورانه ابراز نگرانی می کنند. با این حال، چه شما آن را لجبازانه و چه ساده سرسخت بنامید، به نظر می رسد که صبر آقای شولز نظر را به جایی می کشد که او به آن نیاز دارد. تا قبل از سخنرانی Zeitenwende تعداد کمی از آلمانی ها با شکستن ممنوعیت ناگفته ارسال سلاح به مناطق جنگی موافقت می کردند. صدراعظم با اجازه دادن به چنین مفاهیمی به جای تحمیل سرعت، افکار عمومی خود را حفظ کرده است. نظرسنجیها نشان میدهد که تصمیم آهسته او در مورد تانکها با تغییر دیدگاههای سخت مطابقت دارد و مجال کمی برای مخالفت با سیاست کلی او در مورد جنگ باقی میگذارد. اگرچه متحدان خشمگین در شرق آلمان، جایی که شور و شوق علیه روسیه در بالاترین حد است، به برخی در غرب که همچنان نگران تشدید درگیری هستند، اطمینان داد.
تاخیر تحول نظامی خود آلمان را نمی توان به این راحتی توجیه کرد. در پایان جنگ سرد، هیچ کشوری با این همه شور و شوق از “سود سهام صلح” استقبال نکرد. بوندسوهر از بزرگترین نیروی زمینی اروپا به یک سایه تبدیل شده است. در سال ۱۹۹۰ بیش از ۵۰۰۰ تانک جنگی اصلی را به میدان فرستاد. امروز دارای ۳۲۱ عدد است. طبق برخی برآوردها ذخیره مهمات آن در یک جنگ واقعی فقط دو روز دوام می آورد. بازگرداندن سطوح کافی می تواند ۲۰ میلیارد یورو هزینه داشته باشد. در ماه دسامبر، بازرس دفاعی بوندستاگ فاش کرد که ارتش بیش از ۲۰۰۰۰ پست خالی دارد. او پیشنهاد کرده است که افزایش آن و پر کردن آن نه ۱۰۰ میلیارد یورو، بلکه سه برابر آن هزینه خواهد داشت.
پیش از انتصاب آقای پیستوریوس سرسخت و توانا، به نظر میرسید که آقای شولز مانند اسلاف خود نسبت به دفاع حساس بود. در طول چانهزنی بر سر تانکها، تیم او حتی در شروع برنامهریزی شکست خورد، به این معنی که اکنون تاخیرهای بیشتری قبل از استقرار لئوپاردها وجود دارد. با وجود تکان دادن کیف پول، هزینه های دفاعی در سال گذشته تغییری نکرد و امسال بودجه آن به سختی بیشتر است. اما آقای پیستوریوس در حال شروع مسابقه ای است. او هماکنون ۱۰ میلیارد یورو اضافی برای دفاع میخواهد و میخواهد ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی به جای هدف، حداقل هزینه باشد. وزیر دفاع جدید با شکستن شعار دقیق آقای شولز مبنی بر اینکه آلمان “آنچه را که لازم باشد” برای حمایت از اوکراین انجام خواهد داد، به صراحت می گوید که اوکراین باید پیروز شود. شبیه Zeitenwende به نظر می رسد. اما آقای پیستوریوس صدراعظم نیست. ■