چگونه مبادله بوقلمونهای وحشی با سایر حیوانات به داستان موفقیتی در حوزه حفاظت از طبیعت تبدیل شد
تعویض بوقلمونها با دیگر حیوانات پیشتر بخشی اساسی از تلاشهای حفظ حیاتوحش در آمریکای شمالی محسوب میشد.

کنکورد، نیوهمپشایر — هیچکس نمیخواهد یک خس بر سر سفرهٔ عید شکرگزاری خود بگذارد، اما تعویض بوقلمونها با دیگر حیوانات زمانی بهطرز شگفتانگیزی رایج بوده است.
مبادله بوقلمونها — برای مدیریت حیاتوحش نه برای غذا — بخشی کلیدی از یکی از بزرگترین داستانهای موفقیتآمیز حفاظت در آمریکای شمالی بود. پس از آنکه در اواخر دههٔ ۱۸۸۰ جمعیت بوقلمونهای وحشی به چند هزار پرنده کاهش یافت، این جمعیت طبق گزارش فدراسیون ملی بوقلمون وحشی به حدود ۷ میلیون پرنده در ۴۹ ایالت، بهعلاوهٔ تعداد بیشتری در کانادا و مکزیک افزوده شد.
در بسیاری از موارد، احیای جمعیت به مبادلات متکی بود. نرخهای تعویض متفاوت بود؛ اما در اوکلاهوما یکبار ماهی والِی و مرغهای دشت را در عوض بوقلمونهای آرکانزاس و میزوری تعویض کرد. کلرادو بوقلمونهای ایهوا را در مقابل بزهای کوهستانی مبادله داد. استان انتاریوی کانادا نهایتاً ۲۷۴ بوقلمون از ایالتهای نیویورک، نیوجرسی، ورمونت، میشیگان، میزوری و آیوا دریافت کرد؛ در برابر خره، سمورهای رودخانهای و پرچم.
«بیولوژیستهای حیاتوحش کمخلاق نیستند»، پات دورسی، مدیر حفظ محیطزیست در ناحیهٔ غربی فدراسیون ملی بوقلمون وحشی گفت.
بهویژه ویرجینیای غربی به نظر میرسد که منابع بوقلمون فراوانی داشته و قادر به اشتراکگذاری آن بوده است. در سال ۱۹۶۹، این ایالت ۲۶ بوقلمون را به نیوهمپشایر ارسال کرد در عوض ۲۵ دستقوش (یک گونه از خانوادهٔ خس که پیشتر بهدلیل پوستش ارزشمند تلقی میشد) دریافت کرد. پس از آن، مبادلاتی شامل سمورها و کبکهای سفید (bobwhite) انجام شد.
«آنها همچون ارز ما برای تمام حیاتوحشی بود که بازسازی میکردیم»، هولی موریس، سرپرست پروژههای شکار پشمالو و شکارهای کوچک در بخش منابع طبیعی ویرجینیای غربی گفت. «فقط روشی برای کمک به دیگر مؤسسات است. ما همه در یک مأموریت مشترک هستیم.»
بوقلمونهای وحشی تا اواسط قرن ۱۹ میلادی در سراسر ایالات متحده به وفور یافتند؛ اما از بین رفتن جنگلها و شکار بیقید و شرط باعث سقوط شدید جمعیت شد. تلاشهای اولیه احیایی در دهههای ۱۹۴۰ و ۵۰ شامل پرورش بوقلمونها در مزارع بود، اما به گفته دورسی این روش مؤثر نبود.
«بوقلمونهایی که در قفس پرورش یافته بودند، در طبیعت عملکرد خوبی نداشتند»، او گفت. «آنگاه ما شروع به صید آنها از طبیعت کردیم و به مناطق دیگر منتقل کردیم تا جمعیتشان را بازسازی کنیم، و واقعاً رونق یافتند.»
در نیوهمپشایر، بوقلمونهای وحشی بیش از صد سال به چشم نیامده بودند که این ایالت گلهای از ویرجینیای غربی را دریافت کرد. اگرچه آن پرندگان بهسرعت در اثر زمستان سخت جان باختند، گلهای دیگر که در سال ۱۹۷۵ از نیویورک ارسال شد، نتایج بهتری نشان داد. با مدیریت دقیق که شامل انتقال پرندگان به سراسر ایالت در دهها نوبت در طول دهههای بعدی میشد، جمعیت به حدود ۴۰ ۰۰۰ پرنده ارتقا یافت، دان الینگوود، زیستشناس بخش ماهی و شکار نیوهمپشایر، اعلام کرد. او افزود این رقم بهمرات بیش از انتظارات زمان بازآفرین بود.
«بوقلمونها بهطیف فوقالعادهای سازگار هستند»، او گفت. «شدت زمستانها تغییر کرده، منظر نیز دگرگون شده، ولی جمعیت همچنان بهسرعت رشد کرده است.»
او افزود بوقلمونها نقش مهمی در یک اکوسیستم سالم ایفا میکنند؛ هم بهعنوان شکارچی و هم بهعنوان طعمه، و در عین حال جذابیت زیادی برای شکارچیان دارند. اما این تلاش احیایی صرفاً بهمنظور تضمین بقا و ادامه حیات گونههای بومی نیز اهمیت دارد.
دورسی، نماینده فدراسیون ملی بوقلمون وحشی، موافقت کرد و اشاره کرد که پروژههای احیای بوقلمون به ایالات کمک کردهاند تا جمعیت سایر گونهها را نیز بازسازی کنند.
«بخش زیادی از کارهای مفید بهوسیله بوقلمونهای وحشی انجام میشود»، او گفت.