نادرترین گوشتخوار آفریقا: روایت اولین گرگسارای اتیوپی که تا به امروز دستگیر، پرستار و به حیاتوحش بازگردانده شد
نوشته ساندرا لای، The Conversation
ویرایش لیسا لاک، بازنگری رابرت ایگان

ارزش یک حیوان چهاندازه است؟ وقتی یک حیوان وحشی به شدت زخمی پیدا میشود، معمولاً گزینهٔ انسانیترین راه، اعدام ملایم برای جلوگیری از رنج بیشتر است. این معمولاً اتفاق میافتد و دلایل موجهی دارد. حتی اگر منابع نجات یک حیوان موجود باشد، ممکن است حیوان تحت توانبخشی که به طبیعت باز میگردد، توسط گروه خود پذیرفته نشود یا در یافتن غذا یا فرار از شکارچیان دچار مشکل شود. اگر زنده بماند، ممکن است نتواند تولیدمثل کند و اثری پایدار بر جمعیت نگذارد.
اما گاهی یک مورد منفرد ظاهر میشود که نشان میدهد مداخله میتواند بیش از نجات لحظهای یک زندگی باشد؛ میتواند باورهای ما دربارهٔ امکانپذیری را نیز تغییر دهد.
این داستان یک فرصت دوباره است که در کوههای سیمین، اتیوپی رخ داد. در اینجا ارتفاع حدود ۳۰۰۰ متر از سطح دریا است، هوای نازک، شبها سرد و زندگی بسیار بیرحمانه است. اینجا خانهٔ گرگسارای اتیوپی (Canis simensis) است، بالاترین شکارگر این زیستگاه و در عین حال نادرترین گوشتخوار آفریقا. کمتر از ۵۰۰ گرگ بالغ در ارتفاعات اتیوپی باقی ماندهاند که حدود ۶۰ تا ۷۰ نفر از آنها در کوههای سیمین ساکناند.
در اوایل ماه می ۲۰۲۰، یک گرگسارای نر اتیوپی دچار آسیب جدی شد؛ فمور او بهدلیل شلیک گلوله شکسته شد. او نتوانست همقدم با بستهاش در چنین مکان بیرحمی بماند و معمولاً این پایان داستان بود. اما این بار، چنین نشد.
من یک پژوهشگر پسادکترا در برنامهٔ حفاظت از گرگسارای اتیوپی هستم، برنامهای با سابقهٔ سی سال که متعهد به حفظ این گونه و زیستگاه کوهستانیاش است. افتخار داشتم که جزئی از تیمی باشم که اولین مورد نجات، درمان بالینی در اسارت و آزادسازی موفقیتآمیز یک گرگسارای اتیوپی پس از توانبخشی را مستند کرد. جزئیات این پژوهش در نشریهٔ Conservation Science and Practice منتشر شده است.

تریفه، بازماندهٔ خوششانس
نگرانان پارک گرگ را که زیر یک پل دراز کشیده بود کشف کردند و به گِتاچیو آسِفا، سرپرست تیم پایشگرهای گرگ برنامهٔ حفاظت از گرگسارای اتیوپی در پارک ملی کوههای سیمین اطلاع دادند.
در پارک گلولهزنی بهندرت برای گرگسارای اتیوپی رخ میدهد. بنابراین، مقامات حیاتوحش اتیوپی و برنامهٔ حفاظت از گرگسارای اتیوپی تصمیم گرفتند این حیوان ترسانده را اسیر و نجات دهند.
این اقدام بیسابقه بود، زیرا پیش از این هیچگاه گزارشی از اسارت یک گرگسارای اتیوپی وجود نداشت.
یک پناهگاه کوچک کوهستانی بهسرعت به محفظهای موقت برای او تبدیل شد. در طول ۵۱ روز بعد، توانبخشی او آغاز شد.
در هفتههای پس از آن، گرگ تحت درمان دامپزشکی فشردهای قرار گرفت که توسط کارشناسان گرگسارای اتیوپی هدایت میشد. او توسط نگهبان محلی جامعه، چیلوت واگایه، مراقبت میشد. در ابتدا پیشرفت نامشخص بود، اما سپس استخوانهای شکسته بهتدریج بهبود یافتند و پس از یک ماه، گرگ توانست بهتنهایی بایستد.
او نام «تریفه» گرفت که به زبان آماره بهمعنی «بازماندهٔ خوششانس» است.
بازگشت به طبیعت: داستانی از امید
پس از بهبود پایش، تمایل تریفِه برای ترک پناهگاه واضح شد. او شبها عوعول میکرد، شاید برای جلب توجه اعضای بستهاش.
در اواخر ژوئن ۲۰۲۰، او در نزدیکی بستهاش آزاد شد و یک گردنبند GPS سبک وزن به او نصب شد؛ این نخستین گردنبند GPS بود که بر یک گرگسارای اتیوپی نصب شد. این امکان را برای پژوهشگران فراهم کرد تا حرکات او را دنبال کنند و به سؤال اساسی بپردازند: آیا یک گرگ توانبخش میتواند دوباره در طبیعت ادغام شود؟
مدتی پس از آزادسازی، مشاهدات نشان داد که تریفِه توسط بستهاش پذیرفته شد. او چند هفته در قلمرو اصلی خود ماند، اما بهزودی شروع به گشت و گذار گستردهتر در کوهها کرد، گاهی به بستههای همسایه سر زد و در نهایت در نزدیکی روستای شِهانو مستقر شد.
در ابتدا، ساکنان روستا که گرگی را نزدیک خانههایشان میدیدند، تعجب کردند و سعی کردند او را از بین ببرند. اما پایشگرهای گرگ به رهبری گِتاچیو و چیلوت، داستان بقا و نجات تریفِه را برایشان توضیح دادند.
آشنایی عمیقتر با این گرگ، نگرش مردم را تغییر داد. این باعث شد تمایل روستاییان برای محافظت از تریفِه … و اعضای جدید بستهاش افزایش یابد! در واقع، تریفِه جفتی پیدا کرد و آنها یک لانهٔ کوچکی از نوزادان داشتند.
نجات تاریخی که بیش از یک زندگی را محافظت کرد
امروز، «بستهٔ تریفِه» همچنان وجود دارد. تریفِه نه تنها زنده ماند، بلکه میراث جدیدی ایجاد کرد. او همچنین چیزی را تغییر داد که بسیار مهم است ولی اندازهگیریاش دشوار است: نگرشهای محلی. گرگها گاهی بهعنوان تهدید دیده میشوند، اما بهدلیل تریفِه، آنها به نماد استقامت و منبعی برای افتخار تبدیل شدند.
داستان تریفِه به این معنا نیست که هر حیوان وحشی مجروح میتواند یا باید نجات یابد. اما وقتی مداخله بهدقت اجرا شود، یک زندگی میتواند معنای بیشتری داشته باشد؛ نه تنها برای یک گونهی در خطر، بلکه برای مردمی که در کنار آن زندگی میکنند. امروز، گِتاچیو اغلب میگوید که هیچکس نمیخواهد به تریفِه آسیب برساند.
آیا شهرت تریفِه پس از رفتنش، اعضای بستهاش را محافظت خواهد کرد؟ آیا این میتواند دیگر اعضای گونهاش را نجات دهد؟ تریفِه از زخمی که انسانها به او وارد کرده بودند نجات یافت، اما بسیاری از دیگر گرگها بهصورت آرام و تدریجی، بهدلیل بیماریهای هاری و آلودگی توسط سگهای خانگی، که پیامدهای غیرمستقیم حضور انسان در کوههاست، میمیرند.
بههرحال، داستان تریفِه یادآور این است که تلاشهای حفاظتی زمانی قویترین میشوند که سازمانهای محلی با جوامع بومی همدستی کنند. داستان او نشان میدهد که چه مقدار میتوان بهدست آورد اگر تعداد زیادی از افراد که به یک چشمانداز مشترک اهمیت میدهند، دور هم جمع شوند.