همگرایی روندهای معماری در سال ۲۰۲۵: دورانی، بایومواد و طراحی حساس به کربن

نوشته توسط تیم ArchDaily
پدیدهای که در زیستشناسی به عنوان تطبیق همگرا شناخته میشود، توصیف میکند که چگونه گونههای دوردست میتوانند ساختارهای مشابهی را هنگامی که با چالشهای مشابهی روبهرو میشوند، توسعه دهند. برای مثال، دلفینها و ایچتیوسورها، با میلیونها سال تاریخ تکاملی از هم جدا هستند، اما هر دو بدنهای هیدرودینامیک تقریباً یکسانی را تکامل دادند. معماری نیز شباهتهای خود را دارد: سازههای فرم‑A بهطور مستقل در کوههای آلپ اروپایی و ژاپن شکل گرفتند، حتی بدون تبادل فرهنگی مستقیم، بهعنوان واکنشهای خودجوش به برف، باد و کمبود مواد.
صنعت ساخت و ساز امروز با چالشهای عمدهای همچون کمبود نیروی کار، افزایش هزینههای مواد، ناپایداری زنجیره تأمین و تقاضاهای رو به رشد برای مقررات و پایداری، در چارچوبی از بهرهوری کم و دیجیاتیزه شدن کند، مواجه است. این فشارها تحویل پروژهها را در زمان مقرر، با بودجه تعیینشده و با عملکرد زیستمحیطی مورد نیاز دشوارتر میسازند. با این حال، نتایج آنها حول مجموعهای مشترک از ارزشها همگرا میشود: دورانی، مسئولیتپذیری، بازسازی و هوشمندی مواد. بحثهای پیرامون بهروزرسانی ساختمانها، استفاده مجدد سازگار، طراحی کمکربن، تابآوری سرزمینی، تنوعزیستی یا نظامهای دانش بومی ممکن است بهنظر برسد که به برنامههای جداگانهای تعلق دارند، اما همه به همان تحول اشاره دارند: بازنگری در معماری از منظر محدودیتهای اکولوژیکی و تعاملیهای اجتماعی. مسیرها متفاوتاند، اما جهت یکسان است.
بیش از یک بازنگری، این مقاله به سال ۲۰۲۵ نگاه میکند تا درکی از آنچه معتقدیم مسیر پیشرفت را هموار خواهد کرد، بهدست آورد. این مقاله بررسی میکند که چگونه این نیروها چهار جبهه مرکزی عمل معماری را شکل میدهند و نشان میدهد که همگرایی این حرکات چگونه میتواند معماری سالهای پیش رو را تعریف کند.
دورانی رادیکال: ضایعات و حافظه مواد
توسط آگستینا اینیگوز
در حالی که اثرات بحران آب و هوا، افزایش تقاضای انرژی و انتشار کربن در بخش ساختوساز همچنان چالشبرانگیز محیط ساختهشده جهانی هستند، سال ۲۰۲۵ بهعنوان سالی که — فراتر از پرداختن به این مسایل — تمرکز فزاینده و اضطراری بر تأثیرات زیستمحیطی مواد و ردپای اکولوژیکی آنها نشان میدهد، در حال شکلگیری است. از مدیریت ضایعات تا پذیرش شیوههای کارآمد و دورانی، استفاده مجدد از سازهها و مواد جایگزینی برای تخریب ارائه میدهد که دریچهای به سمت بازنگری، بازآفرینی و تفسیر مجدد چرخهها و فرآیندهای تولیدی که ساختمانهای امروز را شکل میدهند، میگشاید.

چرا مقدار زیادی نیروی کار، زمان و داستانهای نهفته را دور ریخته وقتی میتوان مواد را به شیوهای تبدیل کرد که محیطزیست را محافظت کرده و حافظهٔ جمعی را حفظ میکند؟ همانگونه که ابتکار HouseEurope! برنده جایزه OBEL سال ۲۰۲۵، که برای تغییر پارادایمی استدلال میکند که استفاده مجدد باید قانون باشد، نه استثنا. معماری استفاده مجدد و بازسازی نیازمند گفتگوی هماهنگ در سراسر سیستمهای نظارتی، سیاستها و مشوقهاست که اولویت را به دوام مواد میدهند و شیوههایی را که با انرژی تجدیدپذیر، کارآمدی منابع و سایر موارد همسو هستند، ترویج میکند. از سال ۲۰۲۶، گسترش سامانه فدرال ثبت پلاستیکها، تأمینکنندگان مواد ساخت و ساز را ملزم میکند تا اطلاعات دقیق دربارهٔ تولید، بازیافت و دفع پلاستیکها را گزارش کنند — که مدیریت ساخت و ساز را بازتعریف کرده و نوآوری در مواد را پیش میبرد.

هر پروژه از لایههای استفاده، نیروی کار انسانی، تجارب و فرهنگها ساخته میشود که با هم مخزنی از زمان را شکل میدهند. فعالیتهای حفاظت و نگهداری هم به تخصص فنی و هم به حساسیت نسبت به میراث نیاز دارند و به روایت ساختوسازی که ارزش نویسندگی را بر استانداردسازی ترجیح میدهد، کمک میکنند. از یکپارچگی ساختاری تا تداوم ماده، رشد اسکن سهبعدی و مدلسازی دیجیتال مستندات شرایط ساختاری و مواد را فراهم میکند، در حالی که روشها و ابزارهایی نظیر ارزیابی چرخه حیات (LCA)، مدلسازی اطلاعات ساختمان (BIM) و گذرنامههای مواد امکان تبدیل پتانسیل استفاده مجدد از یک ایده انتزاعی به دادههای قابل اندازهگیری را میدهد.
در تلاش برای تعادل بین استفاده مجدد و تخریب، افزایش آگاهی از تأثیرات زیستمحیطی صنعت، تشویق به هماهنگی با بومشناسی، فرهنگ و هوشمندی طراحی میکند تا پیشرفت را پیشبرد و کیفیت زندگی برای نسلهای بیشمار در سراسر جهان بهبود بخشد.


مواد زنده: بایومواد و معماری بهعنوان کشت
توسط کیانا بوچبرگر
در کنار دورانی، سال ۲۰۲۵ توجه تازهای به مواد زنده نشان داد — موادی که رشد میکنند، تحول مییابند و به دورههای طبیعی باز میگردند. بهجای تمرکز صرف بر آنچه در پایان عمر مواد رخ میدهد، پژوهشها و آزمایشها آغاز به بازنگری معماری بهعنوان بخشی از فرآیندهای پیوسته رشد، تحول و نوسازی کردند. میسیلیوم، جلبک، فرآیندهای باکتریایی، محصولهای جانبی کشاورزی و ترکیبات مبتنی بر زیستموادی از مفهوم تئوری به نمونههای اولیه، نصبها و سیستمهای ساختمانی اولیه تبدیل شدهاند و رویکردی را نشان میدهند که مواد را بهعنوان سامانههای زنده و تکاملی در چرخههای اکولوژیکی گستردهتر پرورش میدهد.

تمامی مواد در سامانههای استخراج، تولید و دفع جایگذاری میشوند که ردپای زیستمحیطی و اجتماعی بر جای میگذارند. در حالی که طراحی دورانی بررسی میکند که چگونه میتوان مواد را مجدداً وارد چرخههای تولید کرد, مواد زنده گفتگو را گسترش میدهند و بومشناسیای را آشکار میسازند که در آن ضایعات یک سامانه، مواد دیگری را تغذیه میکند. محصولهای جانبی ارگانیک، مانند صدفها، الیاف و باقیماندههای کشاورزی، نه بهعنوان مازاد، بلکه بهعنوان نقطهٔ شروعی برای چرخههای جدید ماده در نظر گرفته میشوند.
در لیسبون، کاشیهای بازتولیدکننده ساخته شده از صدف و جلبک، سنت آزولجو را بازتفسیر میکنند و در عین حال داستانسرایی اکولوژیکی را نهفته میسازند. این پروژه که ریشه در سامانههای غذایی محلی و بومشناسیهای ساحلی دارد، نشان میدهد که جریانهای ضایعات، حافظهٔ فرهنگی و اصلاحات زیستمحیطی میتوانند در یک عمل مواد واحد همگرا شوند؛ جایی که میراث از طریق آزمایش دوباره فعال میشود.
رویکردهای مشابهی در طرحهایی که دانش بومی، کشاورزی و بیوتکنولوژی را ترکیب میکنند، در حال آزمایش است. زیستمحیطهای ترکیبی، محصولهای جانبی نخل خرما را بهعنوان سامانههای معماری واکنشپذیر بازآفرینی میکنند، ترکیب سنتهای ساختوساز کمفنآوری با رنگدانههای میکروبی، طراحی پارامتریک و عملکردهای سازگار با اقلیم. این آزمایشها مواد را بهعنوان واسطهای میان بومشناسیها، جوامع و فناوری میپوشانند و حفظ، انتقال و تجدید دانش محلی را بهعنوان استراتژیهای پایداری مینمایانند.



کربن، معیارها و ابزارهای دیجیتال برای تصمیمگیریهای مواد
توسط ادواردو سوزا
بهطور کلی، معمار همیشه نقش یک مذاکرهکننده را داشته است. بین آرمانهای مشتری، بودجه موجود، شرایط سایت، مقررات شهری، مواد، سیستمهای ساختوساز و قوانین، یک پروژه موفق از این میانجیگری مستمر و گاهی خستهکننده بهوجود میآید. با این حال، محدودیتها دشمن فرآیند نیستند؛ آنها مسیرهای غیرمنتظرهای باز میکنند و انتخابها را بهصورت هدفمندتر هدایت مینمایند. بهجای محدود کردن، این محدودیتها جهتگیری میدهند، اولویتها را ساختاربندی میکنند و هر تصمیم را مستحکمتر میسازند.
با افزایش نگرانیها درباره بحران آب و هوا و تأثیرات صنعت ساختوساز، کربن به عنصری همهجانبه در عمل معماری تبدیل شده است. این عنصر عملاً بهعنوان مخرج مشترک میان معیارهای تأثیر و شاخصهای سهم گازهای گلخانهای عمل میکند و وزن واقعی هر انتخاب مواد را نشان میدهد.

در این زمینه، ابزارهایی نظیر ارزیابیهای چرخه حیات، پایگاههای داده مواد، محاسبهگرهای کربن، تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی و جریانهای کاری پارامتریک، به ستون فقرات مشخصهگذاری مسئولانه تبدیل شدهاند. این ابزارها بهتدریج در دسترس و قابل بهرهبرداری برای طراحان میشوند. بیش از ابزارهای فنی، آنها نقشهای فراهم میکنند که پیامدهای پیشین که قبلاً نامرئی بودند، آشکار میسازد و امکان اتخاذ تصمیمات آگاهانهتر را از نخستین مراحل طراحی فراهم مینماید.
این ابزارها جایی که پیش از آن حدس و تصورات غالب بودند، وضوح میآورند. پلتفرمهای پیشفاز، مانند تحلیل سطحنگاری CarbonSpace یا هرم مواد ساخت در دانمارک، نشان میدهند که چگونه انتشار گازهای گلخانهای میتوانند از خطوط اولیهٔ طرح برآورد شود. روش بارسلونا نشان میدهد که چگونه دادههای اقلیمی میتوانند استراتژیهای نگهداری و بازسازی برای ساختمانهای تاریخی را مطلع سازند، از به دام افتادن کربن جلوگیری کرده و فرصتهای جدیدی برای حفظ ایجاد کنند. این رویکردها نشان میدهند که اطلاعات میتوانند خلاقیت را گسترش دهند، نه محدود کنند.
آیندهٔ تصمیمگیریهای مواد در همزیستی حسپذیری و شواهد نهفته است. دادهها جهتگیری میدهند و تفکر معماری شکل میدهد که چگونه از آن استفاده میشود. در آینده، معماران بهطور فزایندهای با دادهها طراحی میکنند؛ به این معنا که توانایی خواندن یک پروژه از چندین منظر همزمان را پرورش میدهند. این به معنای نگاه کردن به اطلاعات نه بهعنوان محدودیت، بلکه بهعنوان همراه است. بالاتر از همه، این به این معناست که درک میکنیم کربن و سایر معیارهای زیستمحیطی دیگر انتزاعی نیستند، بلکه پارامترهای پروژهای هستند که عملکرد آینده، تابآوری و معناپذیری ساختمانهای ما را تعیین میکنند.
مادیگری، هویت محلی و جغرافیای ساختوساز
توسط تاتیوک آوتیسیان
دادهها توسط کسانی که به زبانشان مسلطاند، خوانده میشوند. و اگر مواد تا بهحال الفبای معماری را تشکیل دادهاند، سال ۲۰۲۵ ما را وادار کرد که بین خطوط آن نیز بخوانیم. در سراسر قارهها، پروژهها نشان دادند که مواد نه یک بلوک خنثی ساختوساز بلکه بازیگران سرزمینی هستند — شکلگرفته توسط اقلیم، استخراج، نیروی کار و روایتهای فرهنگی که به آنها پیوستهاند. این بازگشت به واژگان بومی نیست، بلکه درک دقیقتری از چگونگی ترکیب مکان از نظر مادی است.
بیمارستان آلاردو کونکیرو در ویگو و سایر آثار اخیر معماری اسپانیا نشان دادند که مواد آشنا — همچون آجر، سنگ، چوب و کاشی — میتوانند با سطح جدیدی از قصد فنی بهکار گرفته شوند. سرامیکها و سنگهای استخراجشده به عنوان سامانههای محیطزیستی مورد استفاده قرار گرفتند و به دلیل جرم حرارتی، دوام و ردپای حملونقل کمشان ارزیابی شدند. در اینجا هوشمندی مواد به معنای هماهنگسازی فیزیک ساختمان با منطق جغرافیایی بود. مکزیک نیز تعبیر خود از این مفهوم را ارائه داد؛ که در کتاب «Casa Mexicana» نوشته ادموند سامنر نیز به آن اشاره شده است. سنگ آتشفشانی، خاکگل، آجر پخته و چوبهای گرمسیری در سازههایی ظاهر شدند که با رطوبت، نیروی لرزهای و دانش ساختوساز مبتنی بر جامعه سازگاری داشتهاند.


در مجموع، این مثالها به حقیقتی گستردهتر اشاره دارند: مواد نقشههای خود را حمل میکنند. آجر ژئولوژی و نیروی کار را نشان میدهد؛ چوب شیوههای جنگلداری و تنوعزیستی؛ سنگ اقتصادهای سیاسی و مسیرهای صادراتی؛ کاشی سنتهای تجاری تاریخی و حسابرسی کربن امروز را منعکس میکند. درک این روابط بهسرعت بهعنوان یک پیشنیاز اساسی برای طراحی مسئولانه تبدیل میشود.
نگاه به سال ۲۰۲۶، سؤال مرکزی از «چه چیزی بهترین عملکرد را دارد؟» به «با چه هزینهٔ سرزمینی و برای چه کسی؟» تغییر مییابد. این موضوع نیازمند نگاهی دقیقتر به ژئوپولیتیک مواد است — چه سرامیکهای اندالوس، سنگ آتشفشانی مکزیک، اقتصادهای جنگل ساحلی یا صنایع خاک زیستی بازسازی — در حالی که واقعیتهای پشت آن — استخراج، حقوق زمین، شرایط کاری و تأثیرات زیستمحیطی — نیز به چشم میخورند. همچنین به بررسی این نکته میپردازد که چگونه مواد محلی میتوانند از طریق پیشساخت، ساخت دیجیتال و ترکیبهای هیبریدی تکامل یابند. در نهایت، مواد دیگر صرفاً آیتمهای موجود در فهرست نیستند؛ آنها مذاکراتی بین جغرافیا و آرمانها هستند. در سال ۲۰۲۶، مادیگری کمتر به در دسترس بودن جهانی و بیشتر به انسجام محلی وابسته خواهد بود و معماری را به نوعی سواد سرزمینی تبدیل میکند که هر تصمیم داستانی از منشاء، تأثیر و تعلق را به خود میگیرد.
در سال ۲۰۲۵، معماری با نحوهٔ درگیر شدن خود با مواد، مکان، و اکولوژی تعریف میشود. از مواد دورانی و زنده تا طراحی حساس به کربن و ساختوساز مبتنی بر محل، پروژهها به چالشهای زیستمحیطی و اجتماعی با هوشمندی و دقت پاسخ میدهند. اگرچه استراتژیها متفاوتاند، هدف مشترک آنها ایجاد ساختمانهای مقاوم و مسئولانه است که ریشه در داستانها و سامانههایی دارد که آنها را احاطه میکند.