نیمهٔ گوزنهای شمالی از بین رفتهاند و آرمادیلها در ایوا ظاهر میشوند؛ اینجا میبینیم حیوانات چگونه در تعطیلات گرم مقاومت میکنند
نوشتهٔ مگی کورث

امسال کریسمس بهخصوص سفید نیست. در سراسر ایالات متحده، خانوادهها برای لذت بردن از پیادهروی در هوای گرم و آفتابی دور هم جمع شدهاند. ردپای تغییرات اقلیمی در تمام فصل تعطیلات ۲۰۲۵ مشهود است و ما در سیانان فکر کردیم که زمان مناسبی است تا ببینیم حیواناتی که داستانها و سنتهای ما را شکل میدهند، چگونه با این گرما کنار میآیند.
از گوزنهای سانتا و آرمادیل هانوکا گرفته تا برخی کرمهای دریایی پر شور و شاد، دنیای در حال تغییر ما زندگی موجودات بزرگ و کوچک را دگرگون میکند. اگرچه برخی از این حیوانات با مشکل روبرو هستند، اما تعدادی میتوانند کلید کمک به سازگاری ما با آینده باشند.
گرگچوبها نمیتوانند این گرم شدن را تحمل کنند

ممکن است فکر کنید گونهای که قبلاً از برخی از شدیدترین و سریعترین گرمایشهای قطبی تاریخ جان سالم به در برده، توانایی مقابله با تغییرات اقلیمی مدرن و ناشی از فعالیتهای انسانی را داشته باشد. متأسفانه وضعیت گرگچوبها خوشبینانه به نظر نمیرسد؛ این موجودات بهزودی ممکن است بهمانند الفهای اسطورهای سانتا در افسانهها باقی بمانند.
گرگچوبها از طریق گرم شدن سریع که به پایان عصر یخبندان بزرگ منجر شد – تقریباً ۲۰۲۰۰ سال پیش – جان سالم به در بردند. در گرینلند، دماها در طی چند دهه تا ۱۸ درجه فارنهایت (حدود ۱۰ درجه سلسیوس) افزایش یافتند و دیگر موجودات غولپیکر قطبی را به انقراض کشاند. اما در ۳۰ سال اخیر، حدود ۴۰٪ جمعیت جهانی گرگچوبها از دست رفته است. بهنظر میرسد سازگاریهایی که پیشتر به نفع این گونه بودهاند، امروز به همان اندازه مؤثر نیستند، طبق تحقیقی که در ماه اوت توسط پژوهشگران دانشگاه آدلاید استرالیا و دانشگاه کپنهاگ منتشر شد.
این دانشمندان دریافتند که گرگچوبها در تغییرات قبلی اقلیم بهدلیل پراکندگی در طیف وسیعی از زیستگاههای بومشناختی، از بین نرفتند. آنها میتوانستند در پناهگاهی کوچک و خنک رشد کنند و وقتی دوباره هوای سرد میآمد، به مناطق گستردهتری بازگردند.
امروزه، گرمایی که بهوجود آمده جهانی است؛ گسترهٔ زیستگاهی گرگچوبها دیگر بهاندازهٔ قبل نیست و یافتن مکانهای خنک برای پناه گرفتن دشوارتر شده است. با بهکارگیری این یافتههای گذشته در مدلهای پیشبینی آینده، پژوهشگران دریافتند که جمعیت جهانی گرگچوبها میتواند تا سال ۲۱۰۰ حدود ۵۸٪ کاهش یابد — بهطوریکه مناطقی چون آمریکای شمالی حتی بیشتر از این کاهش خواهند یافت.
متأسفانه، تحقیقات جدید نشان میدهد که کاهش جمعیت گرگچوبها میتواند اثرات تغییرات اقلیمی را تشدید کند. پژوهشگرانی از فنلاند و آلاسکا دریافتند که در جنگلهای شمالی دور که برف بهمانند گذشته نمیبارد، خاکها دیاکسید کربن بیشتری به جو آزاد میکنند تا اینکه آن را ذخیره کنند. اما گرگچوبها میتوانند این اثر را خنثی کنند. اگر گرگچوبها زیر درختان چرا کنند، خاک همچنان کربن را جذب میکند — حتی زمانی که برف وجود نداشته باشد.
کرمهای درخت کریسمس ممکن است به حفاظت از مرجانها کمک کنند

کرم درخت کریسمس شبیه به یک درخت کریسمس بهنظر میرسد — اما همانگونه که در عکسی از یک مجلهٔ دههٔ ۵۰ در رنگهای کداکروم میبینید. این کرمهای مخروطی، پرپشت و با رنگهای زندهای نظیر آبی، صورتی، آلو و نارنجی، بهصورت لارو بر روی صخرههای مرجانی میچسبند و سپس برای بقیهٔ عمر خود صامت میمانند.
اگرچه بهطور خاص فعال نیستند، اما از تنبلی فاصله دارند. کرمهای درخت کریسمس رابطهٔ همزیستی با مرجانی که بر روی آن زندگی میکنند، دارند.
کرمهای بالغ که شاخکهای خود را میلرزند، آب را اطراف مرجان بهچرخ میریزند که به تغذیه مرجان کمک میکند. و پولیپهای جوان مرجان زیر شاخههای این کرمها پناه مییابند، جایی که میتوانند از شکارچیانی مانند ستارهٔ دریایی در امان بمانند. به همین دلیل، دانشمندان بر این باورند که میتوانیم کرمهای درخت کریسمس را بهعنوان شاخص سلامتی مرجان بهکار ببریم.
بهعنوان مثال، تحقیقی در سال ۲۰۲۲ توسط دانشجویان دانشگاه کالیفرنیا برکلی نشان داد که ارتباطی میان مرجان سالم و تعداد بالاتر کرمهای درخت کریسمس وجود دارد. احتمال دارد در آینده این کرمها بتوانند بهعنوان سیگنالهای هشداردهندهٔ زودرس عمل کنند — جایی که به پژوهشگران نشان میدهد مرجانها در اثر گرم شدن اقیانوسها تحت فشار هستند، پیش از آنکه وضعیت جدیشده باشد.
آرمادیلهای هانوکا به شهر شما میآیند

در سال ۲۰۰۰، وقتی راس از سریال «Friends» بهعنوان آرمادیل لباس پوشید تا به پسرش معنای واقعی هنوکا را نشان دهد، این جانور هنوز بهعنوان موجودی بومی جنوبغربی آمریکا شناخته میشد. اما این وضعیت تغییر کرده است.
اولین بار در سال ۱۸۴۹ در تگزاس شناسایی شد و آرمادیل نهنقاب بهطور قابلتوجهی گسترهٔ زیستگاهی خود را گسترش داد؛ مسیر گسترش آن نشانگر گرمایش هوا به سمت شمال و شرق سرزمین اصلیاش است. یک بررسی در سال ۲۰۱۴ نشان داد که این حیوانات میتوانند در هر جایی مستقر شوند که دمای حداقل متوسط ژانویه بالای ۱۸ درجه فارنهایت باشد.
متوجه شدیم که این توصیف بسیاری از ایالات متحده را در بر میگیرد. برای مثال، ایالت آیوا تا پیش از این هیچ گزارش موثق از آرمادیل زندهای نداشت؛ اولین بار این گزارش در سال ۲۰۱۷ ثبت شد. اما در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران از سرویس زمینشناسی ایالات متحده با استفاده از برنامههای گزارشدهی حیاتوحشی، دوربینهای ردیاب زنده و سایر منابع داده، بیش از ۲۵۰ مشاهدهٔ اخیر از آرمادیلها در آیوا را مستند کردند.
دادههای آنان صدها آرمادیل را نشان داد که با خوشحالی در باغها حفر میکنند؛ حتی تا ایندیانا در شمال و کارولینای شمالی در شرق. این دادهها ما را در مورد ویژگیهای مناسب برای زندگی آرمادیلها – محیط گرم، ولی نه خیلی خشک و جنگلدار – راهنمایی میکند و پیشبینی میکند که آنها در آینده به کجا گسترش پیدا میکنند؛ اوهایو، ویرجینیا و میشیگان تمامی گزینههای خوب محسوب میشوند.
ناروالها به روشهای شگفتآور زنده میمانند

در سال ۲۰۰۷، یک پژوهشگر جوان به سرپرست موزهٔ قلعه روزنبرگ در دانمارک درخواست عجیبی کرد؛ او میخواست به صندلی سلطنتی پادشاه سوراخ کند.
موزه صندلی تاجگذاری دانمارک را نگهداری میکند؛ صندلی که از سال ۱۶۷۱ تا ۱۸۴۰ توسط پادشاهان دانمارکی استفاده میشد. ویژگی خاص این صندلی برای إوا گارد، دندانهای مارپیچی ناروال بود که بر روی کنارههای صندلی تزئین شدهاند. تحقیقات گارد به تاریخ و پایداری آینده ناروالها میپردازد؛ گونهای از نهنگهای دندانهای قطبی که هم برای کودکان کوچک و هم برای بادی خوشتیپ «الِف» جذاب است.
اما ناروالها بهعنوان یک جنس، تنوع ژنتیکی زیادی ندارند — امری که ممکن است برای آنها خطرناک باشد، چون تواناییشان برای سازگاری با گرمایش قطبی را محدود میکند. گارد میخواست بداند نیاکان ناروالها چگونه بودند. نمونههای DNA استخراجشده از صندلی ۳۵۰‑سالهای، مکان ایدهآلی برای این تحقیق بود. شاید اگر «آقای ناروال» بتواند پدرش را همانند بادی پیدا کند، انسانها بتوانند بهتر بفهمند که چگونه این گونه را در آینده سالم نگه دارند.
موزه اجازه داد تا گارد نمونهها را از صندلی جدا کند و سپس تمام قطعات دوباره سرهم شوند. از آن پس، تیم او اطلاعات زیادی دربارهٔ این موجودات بهدست آورد. در واقع، تحقیقات او نشان داد که ناروالها بهمدت هزاران سال با تنوع ژنتیکی کم زندگی کردهاند — که برای بسیاری تعجبآور است.
این به این معنا نیست که تغییرات اقلیمی برای ناروالها ریسک نیست؛ دادههای ژنتیکی نشان میدهد که این گونه در حال حاضر با کمترین تنوع ژنتیکی ممکن بهطور پایدار زندگی میکند. اگر گرمتر شدن قطب این تنوع را بیشتر کاهش دهد، ناروال در خطر خواهد بود.
قناری به هزاران برش در حال مرگ است

فرستادن قناری بهعنوان دلسپاری در درخت گلابی ممکن بود دعوتی به شکار آسان باشد. قناریهای دستخوش قرمزی برای قرنها پرندهٔ مورد علاقه شکار در اروپا بودهاند؛ حتی استخوانهای آنها در مکانهای پالئولیتیک هم یافت میشود.
اما این ارتباط دیرین با انسانها، قناری دستخوش قرمزی را در معرض چندین اثر منفی قرار داده است. آنها بیشازحد شکار شدهاند؛ توسط تراکتور و سایر وسایل مدرن کشاورزی خردیده شدهاند؛ بهعلت آفتکشهای کشاورزی بیمار و کشته میشوند؛ از مراقبتهای کشاورزان که بهدنبال شغل شهری رفتهاند، رها شدهاند؛ و توسط دیگر گونههای قناری که بهطور خاص برای شکار پرورش میشوند، بهسر میروند.
در بازهٔ سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، جمعیت قناری دستخوش قرمزی احتمالاً بین ۴۰ تا ۴۵ درصد کاهش یافته است؛ این تخمین توسط اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN)، سازمانی که وضعیت گونهها را تعیین میکند، ارائه شده است.
این موارد بهطور خاص ربطی به تغییرات اقلیمی ندارند؛ اما تمام این عوامل، قناری را در درازمدت در مقابل تغییرات اقلیمی آسیبپذیرتر میکند.
در سال ۲۰۲۱، تیمی بهسرپرستی دانشمندانی از سوئد و ایتالیا ژنوم قناری دستخوش قرمزی را توالیخوانی کردند و چند نکته کلیدی دریافتند. نخستین این که این پرنده در طول یک دورهٔ گرمشدن حدود ۱۴۰,۰۰۰ سال پیش عملکرد خوبی نداشت. در واقع، جمعیت آن در آن زمان بهقدر کافی کاهش یافت تا تنوع ژنتیکی آن هرگز بازنشانی نشود. برعکس ناروال که جمعیتش رشد کرده و با تنوع ژنتیکی کم است، قناری شانس مشابهی نداشته است.
نتیجه این است که پرندهای که تجهیزات کافی برای سازگاری با تغییرات اقلیمی ندارد و جمعیتش اکنون بهسر میرود، توانایی سازگار شدن بیشتری پیدا نمیکند.
الاغها بر پشت خود برکت میآورند

لاس پوساداس سنتی در آمریکای مرکزی و جنوبی است که مردم در آن داستان مریم و یوسف را که به دنبال یک مهمانخانه میگردند، بازسازی میکنند. بهدلیل نقش برجسته آنها در حملونقل کتاب مقدس، الاغها بخش مهمی از این جشنها هستند.
پژوهشها نشان میدهند الاغها نیز نقشی در کمک به انسانها برای سازگاری با تغییرات اقلیمی دارند. بهعنوان مثال، در شمال کنیا و جنوب سومالی، آنها برای حمل آب و غذا در فواصل طولانی در دورههای خشکسالی بهکار میروند. در زمانهای عادی ممکن بود سایر حیوانات این کار را انجام دهند، اما الاغها بهویژه در مواجهه با بلایای اقلیمی به انسانها کمک میکنند، طبق کتابی که پژوهشگران دانشگاه کالج لندن درباره تعاملات حیوان‑انسان در ظل تغییرات اقلیمی منتشر کردهاند. سیستم گوارشی الاغها شبیه به کیفسکهٔ داخلی عمل میکند — وقتی آب فراوان باشد، آن را جذب میکند و وقتی آب کم باشد، آن را ذخیره میسازد. به همین دلیل، حتی در شرایطی که دیگر حیوانات نمیتوانند، الاغها میتوانند آب و غذا را به انسانها حمل کنند.
الاغها همچنین به حفظ اکوسیستمهای سالم کمک میکنند. دیگر دامهای چراکننده بهسهولت خاکهای حساس را عریض میکنند و باعث فرسایش میشوند. اما الاغها طیف وسیعتری از گیاهان را میخورند، بنابراین کمتر احتمال دارد که تنها بر روی علفها تمرکز کنند. یک گزارش اخیر از پژوهشگران در تونس نشان داد که الاغهای مدیترانهای تمایل دارند گیاهان مهاجم را بخورند که به تنوع گونهها کمک میکند.
حتی احتمال این وجود دارد که الاغها بتوانند در برابر حشرات و بیماریهای منتقلشونده توسط آنها ما را محافظت کنند. تیکها و بیماریهای ناشی از تیکها بهخاطر گرمایش هوا در حال گسترش هستند. اما مطالعهٔ جدیدی از دانشگاه ماساچوست در آمهرست نشان داد که پوست الاغها مادهای شیمیایی ترشح میکند که تیکها از آن میگریزند. وقتی این ماده بر روی اسبها اعمال شد، تیکها نیز دست به گزش نداشتند.