چگونه بوقلمونهای وحشی از تهدید انقراض به بازگشت موفق رسیدند
بوقلمونهای وحشی زمانی نزدیک به نابودی بودند، اما امروز در حال شکوفاییاند.

Kendra Pierre-Louis: برای Scientific Americanن Science Quickly، من کندرا پیره‑لوئیس هستم و جایگزین ریچل فلتمنام.
برای میلیونها آمریکایی، عید شکر بدون بوقلمون، عید شکر محسوب نمیشود. این پرنده بومی آمریکای شمالی است، اما تا اواسط قرن گذشته، احتمال یافتن آن بیشتر در سفره شام بود.
ترکیبی از جنگلزدایی، گسترش کشاورزی و شکار بیش از حد تقریباً بوقلمونهای مورد علاقهٔ آمریکاییها را به لبهٔ انقراض در طبیعت نزدیک کرد. اما این روزها، در سراسر ایالات متحده، بیش از شش میلیون بوقلمون وحشی وجود دارد؛ این عدد در مقایسه با نقطهٔ پایینی که در دههٔ ۱۹۳۰ تخمین زده میشد حدود ۳۰,۰۰۰ پرنده، بسیار بالاتر است.
برای بیان جزئیات بیشتر دربارهٔ داستان موفقیت حفاظت از این گونه، مایکل چمبرلین، استاد ممتاز فدراسیون ملی بوقلمونهای وحشی در دانشگاه جورجیا، در خدمت ما هستند.
متشکرم که امروز وقت گذاشتی و با من صحبت کردی، مایکل.
Michael Chamberlain: خوشحالم که با تو صحبت میکنم.
Pierre-Louis: فکر میکنم وقتی مردم به موجودات جذاب میاندیشند، به خرسها یا کویوتها یا گرگها فکر میکنند و اگر در مورد پرندگان فکر کنند، شاید به عقابها و بازها اشاره کنند؛ احتمالا بوقلمون را در ذهن ندارند. چرا تمام کار خود را به مطالعهٔ این پرندهٔ ساده اختصاص دادهاید؟
Chamberlain: بله، در دوران تحصیلات تکمیلی فرصتی برای انتخاب پروژهٔ پژوهشیام داشتم و یکی از گزینهها کار با بوقلمونهای وحشی بود. من در کودکی، در پاییز، بوقلمونها را شکار میکردم، بنابراین از این منظر به آنها علاقهمند بودم. اما وقتی پژوهش میدانی دربارهٔ بوقلمونها شروع کردم، به رفتارشان و نحوهٔ عملکردشان بهعنوان پرنده بسیار جذب شدم؛ بقیهٔ داستان این است که از آن زمان تا کنون بوقلمونها را مطالعه میکنم.
Pierre-Louis: گفتید که به رفتارشان شدیداً جذب شدهاید. چه نکات جالبی در رفتار بوقلمونها وجود دارد که شاید اکثر مردم از آنها ناآگاه باشند یا بهاصطلاح به آن فکر نکنند؟
Chamberlain: بوقلمونها سامانهٔ اجتماعی بسیار پیچیدهای دارند. پس وقتی گروهی از بوقلمونها میبینید—مثلاً ده عدد—…
Pierre-Louis: آره.
Chamberlain: در میان این ۱۰ پرنده ترتیب بسیار ساختمندی وجود دارد: یک پرندهٔ مسلط، سپس پرندهٔ دوم، سوم، چهارم و به همین ترتیب. این ساختارها را سلسلهمراتب تسلط مینامیم و تمام زندگی این گروه پرندگان بر این ساختار تسلطی پایهگذاری شده است. به همین دلیل است که مداوم بوقلمونها را میبینیم که با یکدیگر بحث میکنند و یکدیگر را تعقیب میکنند؛ چون بهطور مستمر این سلسلهمراتب تسلطی را آزمایش میکنند. بسیاری از مردم متوجه نیستند که زندگی بوقلمون چقدر ساختارمند است، از همان روزی که از تخم مینشیند. آنها پیوسته سعی میکنند یکدیگر را پیشی بگیرند و پرندهٔ مسلط شوند.
Pierre-Louis: آیا مزایایی برای پرندهٔ مسلط وجود دارد؟
Chamberlain: حتماً. پرندگان مسلط دسترسی برتری به منابع تغذیه دارند؛ بهعبارت دیگر آنها پرندگان زیرمجموعه را از دسترسی به غذا محروم میکنند. پرندگان مسلط ابتدا و به دفعات بیشتر بارور میشوند؛ پس اگر شما یک نر مسلط باشید، با تعداد بیشتری از مادهها جفت میشوید نسبت به پرندگان زیرمجموعه. اگر شما یک ماده مسلط باشید، ابتدا تولیدمثل میکنید و اولین لانهگذاری را انجام میدهید، چون پرندهٔ مسلطی هستید؛ این مزیتی است، بهگونهای که گفته میشود «پرندهٔ زود لانهگذار» موفقتر است. در دنیای بوقلمون، اگر زودتر لانهسازی کنید، شانس موفقیت بیشتری دارید. و اگر موفق شوید، جوجههای شما، که بوقلمونهای جوان هستند، شانس بقا بیشتری دارند اگر زودتر از تخمگذاری شوند. بنابراین مزایای واضحی برای بودن بهعنوان پرندهٔ مسلط وجود دارد.
Pierre-Louis: من بهنظر میرسد شهر بروکلین در ماساچوست بوقلمون را بهعنوان نماد غیررسمی خود انتخاب کرده است؛ آنها کالاهای مرتبط با بوقلمون میفروشند. در حالی که بهسوی فصل عید شکر پیش میرویم و مردم شاید بیشتر از بقیهٔ سال به بوقلمون فکر کنند، آیا برای بوقلمون امیدی وجود دارد—یا بهعبارت دیگر، وضعیت کنونی نسبت به دهههای ۵۰ و ۴۰ چهگونه است؟
در واقع آنچه اشاره میکنید، بهوضوح نشان میدهد که مسائل پیش روی بوقلمونها چقدر پیچیده است. زیرا میتوانید بهطور واقعی به مکانهایی بروید که، همانطور که اشاره کردید، پنج یا شش دهه پیش بوقلمونها در آنجا نبودند، اما امروز نه تنها فراواناند؛ در برخی موارد حتی بیش از حد فراواناند و بهدلیل تضاد انسان‑وحش مشکلاتی ایجاد میکنند.
و میتوانید به بخشهایی از ایالات متحده غربی بروید که بوقلمونها بهطور تاریخی در آنجا حضور نداشتند، اما اکنون رونق یافتند. در عین حال، اگر به هستهٔ محدوده جغرافیایی آنها، یعنی جنوبشرق و شرق ایالات متحده، بازگردید، جمعیتهایی را میبینید که در چند دههٔ اخیر بهطور چشمگیری کاهش یافتهاند.
بنابراین بله، این نکتهها نشاندهندهٔ پیچیدگی عملکرد این جمعیتها هستند؛ چون میتوانید بهصورت واقعی به مناطق حومهای و شهری حاضر شوید [خنده] و بوقلمونهایی را بیابید که گاهی مزاحمتهای واقعی بهوجود میآورند، و سپس تنها چند-چهار شهرستان دورتر، سناریویی کاملاً متفاوت را ببینید که — میدانید — با طبیعت هماهنگ است.
این موضوع برای سازمانهای مدیریت چالشهای واقعی ایجاد میکند؛ حتی در ایالتی بهاندازهٔ ماساچوست که کوچک است، میتوانید بوقلمونهای بیشازحد و مشکلساز در بخش شرقی ایالت داشته باشید و وقتی به بخش غربی، که روستایی است، میروید، وضعیتی کاملاً متفاوت مشاهده میکنید. این مسأله چالشهایی برای مدیریت بهوجود میآورد.
Pierre-Louis: من در نیویورک سیتی مستقر هستم و هنوز به نقطهای نرسیدهایم که بوقلمونها در میدتاون حضور داشته باشند، اما در استیتنآیلند بوقلمونهایی داریم که این برایم تعجبآور بود [خنده]؛ من زمان زیادی در استیتنآیلند نمیگذرانم. شگفتانگیز است که بوقلمونها — پرندگان بزرگ — میتوانند در شهرها و مناطق شهری عملکرد داشته باشند.
Chamberlain: آنها بهعنوان گونهای بهطور شگفتآوری سازگار شناخته میشوند. اگر از دید بوقلمون نگاه کنید، واقعاً برای تولیدمثل و بقا بهطور ذاتی برنامهریزی شدهاند؛ پس برای بقا کافی است مکان مناسبی برای خواب در شب داشته باشند، زیرا معمولاً شبها بر فراز زمین استراحت میکنند. این کار بهدلیل ضعف بینایی شبانهٔ آنهاست تا از شکارچیان دور بمانند، بنابراین از زمین بالا میخوابند.
بنابراین تا زمانی که بتوانند از روی زمین بخوابند، غذای کافی پیدا کنند و از شکارچیان دور بمانند، میتوانند در بسیاری از شرایط مختلف بهخوبی ادامه دهند. اگر به حومه یا حتی شهر نگاه کنید، شکارچیان عملاً غایبند، بهجز شکارچیان انسانی؛ اگر شکار نشوند و نیازهایشان تأمین شود، میتوانند در مکانی امن بخوابند، غذا بخورند و بهطور فوقالعادهای رشد کنند. این همان چیزی است که در بسیاری از مناطق حومهای و شهری میبینید: بوقلمونها در حال شکوفاییاند — که نکتهای جالب است؛ چون برای یک پرنده، آنها نسبتاً بزرگ هستند.
Pierre-Louis: بهعنوان شکارچی، میتوانید کمی در مورد نقش شکار در حفاظت، و چگونگی تأثیر شکارچیان بر پیگیری جمعیت بوقلمونها صحبت کنید؟
Chamberlain: بله، شکارچیان در اصل عامل اصلی حفاظت از بوقلمونها هستند و این از زمان آغاز بازسازی در دهههای ۱۹۴۰، ۵۰، ۶۰ و به بعد ادامه داشته است. منابعی که شکارچیان از طریق خرید مجوزها، خرید تجهیزات برای تعقیب بوقلمونها و گونههای دیگر میگذارند، عمدتاً بهسازمانهای ایالتی میرسد و میتواند در مدیریت زمین و تلاشهای حفاظتی سرمایهگذاری شود؛ بنابراین شکارچیان عامل اصلی تلاشهای حفاظتی در سطح ایالتی هستند.
و میدانم افرادی که این را میشنوند ممکن است به من نگاه کنند و بگویند: «صبر کنید، تو بوقلمونها را مطالعه میکنی». من در تمام دوران کاریام بوقلمونها را بهطور تماموجوانهوار مطالعه کردهام. من به آنها جذب شدهام و تمام توانم را صرف مطالعهٔ رفتارشان و تلاش برای اطمینان از پایداری آنها کردهام. «خب، چطور میتوانی یک بوقلمون را بکشید؟» بله؟ «چگونه میتوانید همان پرنده را شکار کنید و جانش را بگیرید؟» این پارادوکسی است که برای برخی دشوار است درک شود.
اما من اعتقاد دارم که از دیدگاه من، این موضوع به من امکان میدهد بوقلمون را از زوایای مختلف ببینم. من این پرنده را هم بهعنوان یک دانشمند و آکادمیک میبینم و هم بهعنوان حیوانی که دنبال میکنم، اغلب—معمولاً بدون موفقیت، اما …
[خنده]
آنها بیشتر از یکبار موفق میشوند. اما این به من زوایای مختلفی میدهد که اگر فقط بهعنوان یک آکادمیک یا فقط یک شکارچی بودم، نداشتیم؛ برای این از خود سپاسگذارم و قدردان این موهبت هستم.
جمعیتهای بوقلمون در مناطق حومهنشینی چه وضعیتی دارند، جایی که بهدلیل واضح، معمولاً شکار زیادی انجام نمیشود؟
بله، این شاید کمی بیپرده و غیررسمی به نظر برسد، اما مشکلاتی که بوقلمونها در شهرها ایجاد میکنند، اگر شکار شوند تا حد زیادی از بین میروند. بهعنوان مثال، اگر به جایی که من در جورجیا زندگی میکنم بروید، بوقلمونی که به پستچی حمله میکند را نخواهید یافت؛ اینچنین رفتارهایی وجود ندارند. همچنین بوقلمونی که روی سقف خودرو کسی نشسته هم وجود ندارد. این رفتارها بهدلیل عدم وجود ریسک برایشان است. و اگر در منطقهٔ من این کار را انجام دهید، احتمالاً نمیتوانید زنده بمانید، درست است؟
بنابراین تعادلئی وجود دارد که دوباره برای نهادها مشکلاتی ایجاد میکند؛ چرا که در این مناطق وسیع حومهای و شهری، شکار یا قانونی نیست یا مورد انتقاد قرار میگیرد یا حتی عملی نیست—میدانید، موقعیتهایی وجود دارد که ممکن است شکار قانونی باشد اما در واقع ایمن یا عملی در مناطق خاص حومهای نباشد. بنابراین بوقلمون تقریباً زندگی بدون خطر دارد. وقتی اینگونه میشود، رفتارهای نامطلوبی بهوجود میآید [خنده]، اگر بخواهیم اینطور بگوییم …
انجام کارهایی که بوقلمون در مناطق روستایی انجام نمیدهد.
میدانید، با نزدیک شدن عید شکر، آیا موضوعی هست که میخواهید دربارهٔ بوقلمون بگویید، شاید چیزی که مردم نمیدانند و بهگونهای به ایدهٔ بوقلمون و این جشن بزرگ برداشت‑سالانه مرتبط باشد؟
اگر به بوقلمونهای وحشی علاقهمندید—نه بوقلمون فروشگاهی که در عید شکر میخورید، بلکه اگر به پرندهٔ وحشی علاقه دارید، چه گاهی میبینید، چه با آن تعامل دارید—سعی کنید بیشتر از صرفاً در زمان عید شکر به آن فکر کنید.
این بخشی از هدف من بهعنوان یک دانشمند است و همانطور که در شبکههای اجتماعی و همهٔ پلتفرمهایی که برای ترویج علم دربارهٔ بوقلمونهای وحشی استفاده میکنم، هدفم این است که مردم را تشویق کنم تا بیشتر از زمان عید شکر به این پرنده فکر کنند. چون همانطور که اشاره کردید، این همان زمانی است که بیشتر مردم بهصورت منطقی به بوقلمون فکر میکنند، زیرا آن روز—که عجیب است—روزیکه بوقلمون میخوریم [خنده]، میدانید؟
صرفاً میخواهم بگویم، سعی کنید خود را تشویق کنید تا بیشتر از زمان عید شکر به بوقلمون فکر کنید. و اگر این کار را کنید—بهخصوص دربارهٔ پژوهشهای علمی انجامشده بر بوقلمون—میتوانید به وبسایت WildTurkeyLab.com مراجعه کنید. این وبسایت که من نگهداری میکنم، منبعی جامع از اطلاعات دربارهٔ بوقلمونهای وحشی است و تصور میکنم قدردانی شما از بوقلمون و مکانهای زیستی آنها افزایش یابد.
Pierre-Louis: خیلی ممنون از وقتتان. این گفتگو فوقالعاده بود.
Chamberlain: قطعاً. خوشحال شدم که با شما صحبت کردم.
Pierre-Louis: این تمام قسمت امروز است. جمعه و دوشنبه استراحت میکنیم و در یک هفته آینده بازمیگردیم.
برای Scientific American، این من کندرا پیره‑لوئیس هستم. عید شکر خوشی داشته باشید! تا هفتهٔ آینده میبینمتان!