آیا سرنوشت اقتصاد آمریکا اکنون به یک شرکت وابسته است؟

0

کل بازار سهام و در نتیجه کل اقتصاد، به این شرکت متکی است تا معیارهای رشد تقریباً غیرممکن را حفظ کند.

نوشتهٔ هادی ماوژده و نوئل کینگ

نوییدیا - تصویر مفهومی

نمودار سهام NVIDIA.
جاناتان راء/نُر فوتو از طریق گتی ایمیجز

همان‌طور که قیمت تقریباً تمام کالاها افزایش یافته و دستمزدهای کارگران آمریکایی تقریباً متوقف شده‌اند، سیاست‌مدارانی همچون رئیس‌جمهور دونالد ترامپ سعی کرده‌اند تا با گفتن این که اقتصاد «در وضعیت عالی» است و بازار سهام رونق دارد، نگرانی‌های ما را تسکین دهند. «رکورد بالا، رکورد بالا، رکورد بالا»، ترامپ در یک مراسم در اوایل ماه جاری در فلوریدا گفت.

نکات کلیدی

  • مهم‌ترین شرکت جهان، Nvidia، رشد کل بازار سهام آمریکا را به‌گونه‌ای پیش می‌برد که در سال‌های اخیر هیچ شرکت منفردی این‌چنین تأثیری نداشته است.
  • اگر این شرکت دچار ضعف شود، ترسی وجود دارد که کل اقتصاد آمریکا را به همراه خود به سقوط بکشاند — و نشانه‌هایی هم وجود دارد که این احتمال واقعی به نظر می‌رسد.
  • تأثیرات سقوط Nvidia می‌تواند ویرانگر و فراگیر باشد — از استارت‑آپ‌های فناوری و سرویس‌های ابری تا ساخت‌وساز، توسعه زمین و فولاد — به‌دلیل زنجیره تأمین هوش مصنوعی.

سخت است روزی پیدا شود که در آن هیچ پادکستری، اینفلوئنسر یا اقتصاددانی هشدار ندهد دربارهٔ این که رونق هوش مصنوعی که اقتصاد را پیش می‌برد ممکن است حبابی باشد — حبابی که به‌زودی می‌شکند —

شرکتی که حرکت مثبت وال‌استریت را راند، Nvidia است؛ پرارزش‌ترین شرکت جهان. این به این دلیل است که به‌تازگی تعداد زیادی دیتاسنتر در سراسر کشور راه‌اندازی شده‌اند که پر از واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) یا چیپ‌های Nvidia هستند.

پس چرا سلامت این شرکت منفرد تبدیل به نیرویی بزرگ‌پراکندگی در اقتصاد شد؟ و چرا وضعیت سلامت آن این‌قدر افراد را نگران می‌کند؟ Today, Explained هم‌میزبان نوئل کینگ از مفسّر اقتصادی، مدرس و نویسندهٔ کتاب In This Economy? کیلا اسکانلون پرسید.

در ادامه بخشی از گفت‌وگوی آن‌ها به‌صورت مختصر و واضح ویرایش شده است. در پادکست کامل مطالب بیشتری وجود دارد؛ پس Today, Explained را در هر پلتفرمی که پادکست می‌شنوید، از جمله Apple Podcasts، Pandora و Spotify، گوش کنید.

اخیراً بازارها مانند یک رولِر‌کوستر بوده‌اند. و وقتی می‌پرسید چرا، پاسخ کلی این است که همه چیز به Nvidia برمی‌گردد. چرا جهان با تمام نفس خود برای Nvidia منتظر مانده است؟ نگرانی اصلی چیست؟

خب، Nvidia به‌نوعی نماد تمام ساختار هوش مصنوعی است. بنابراین هر شرکت فناوری، از مایکروسافت تا متا و آمازون، تمام برنامه‌های آیندهٔ خود را بر پایهٔ Nvidia قرار داده‌اند. (اگر چیزی دربارهٔ «تامین مالی چرخشی» می‌شنوید، این همان است.)

Nvidia به‌قدری در بازار گسترده ادغام شده است — بخشی بزرگ از هوش مصنوعی — که اگر آن‌ها عطسه کنند، همه دیگران سرما می‌خورند. به همین دلیل بازارها اندکی ناآرام شده‌اند، چون تمام روایت هوش مصنوعی، و به‌طبع آن کل بازار سهام، و در نهایت کل اقتصاد، به حفظ معیارهای رشد تقریباً غیرممکن توسط Nvidia وابسته است.

واقعا احساس می‌شود این نباید رخ دهد — این‌که نباید یک شرکتی به‌قدر کافی بزرگ و مهم باشد تا بازارهای جهانی را به‌هم بزند.

دقیقا چه اتفاقی رخ داد؟

Nvidia به‌سرعت بسیار بزرگ شد و اقتصاد آمریکا تصمیم گرفت خود را دور هوش مصنوعی بپیچد. می‌دانید، ۴۰٪ از رشد تولید ناخالص داخلی ناشی از توسعهٔ هوش مصنوعی است. بنابراین Nvidia، به‌دلیل این تمرکز و به‌دلیل شرطی که اقتصاد آمریکا روی هوش مصنوعی می‌بندد، به‌نوعی متغیر کلان شده است.

می‌توانید گزارش‌های درآمد Nvidia را همانند گزارش‌های کاری که از BLS می‌گیریم یا گزارش‌های تورمی که می‌خوانیم، در نظر بگیرید. روز گزارش سود Nvidia آزمونی برای روایت هوش مصنوعی است و بنابراین آزمونی برای اقتصاد آمریکا. این به این دلیل است که ما سرمایه‌گذاری بسیار زیادی برای دیتاسنترها (سرمایه‌گذاری) صرف کرده‌ایم — این‌همه پول برای این چیپ‌ها و شرکت‌هایی که به‌صورت مستمر در حال گسترش هستند. بنابراین همین اتفاق رخ داد.

آیا شرکت‌های دیگری وجود دارند که این‌چنین نفوذی داشته باشند؟ آیا والمارت یا شفرون چنین قدرتی دارند؟

خیر. Nvidia بخشی آن‌چنان بزرگ از S&P 500 است؛ نزدیک به ۸٪ از کل شاخص را تشکیل می‌دهد. به‌نظر می‌رسد که حدود یک‌پنجم از کل افزایش شاخص در این سال را به خود اختصاص داده است.

درصد وزن والمارت در شاخص S&P 500 به این حد نیست و آن‌چنان به رشد، قدرت سودآوری یا سرمایه‌گذاری کمک نکرده است. Nvidia در این زمینه واقعاً خاص است. …

شاخص S&P 500 همیشه به‌صورت پرنقش از شرکت‌های بزرگ بوده است. همواره شرکت‌هایی وجود داشته‌اند که از دیگران مهم‌ترند. اما بدون Nvidia، داستان سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به‌مانند رکود اقتصادی خواهد بود.

آیا می‌دانید ضرب‌المثل قدیمی: «بازار سهام برابر اقتصاد نیست»؟ آیا Nvidia فقط این نقش عظیم را در بازارها ایفا می‌کند یا بخش بزرگی از دیگر بخش‌های اقتصاد را نمایان می‌کند؟ اگر Nvidia دچار لغزش شود، آیا یک میلیون آمریکایی شغل خود را از دست می‌دهند؟

فکر نمی‌کنم این‌چنین جدی باشد. بازار سهام قطعاً برابر اقتصاد نیست، اما به‌تدریج به‌هم پیوسته‌اند چون روایت هوش مصنوعی این‌قدر مهم است. اگر Nvidia فروپاشی کند، این‌طور نیست که پزشکان، رانندگان اتوبوس یا کارگران ساخت‌وساز ناگهان بی‌کار شوند.
بلکه صرفاً بازار سهام سقوط می‌کند و روایت رشد اقتصادی نیز سقط می‌شود. ممکن است اثرات ثانویه‌ای بروز کند؛ برای مثال، شاید شرکت‌های ساخت‌وساز به‌دلیل رکود ناشی از فروپاشی Nvidia تصمیم به اخراج نیروهای خود بگیرد. اما این یک همبستگی مستقیم نیست.

همه می‌پرسند: «آیا ما در یک حباب هوش مصنوعی هستیم؟» و اخیراً شنیده‌ام که افراد می‌گویند Nvidia یکی از نشانه‌های بزرگ خواهد بود که به ما می‌گوید آیا این حباب در شرف انفجار است یا نه.

در مورد تهدید حباب هوش مصنوعی و جایگاه Nvidia چه می‌دانیم؟

اگر به ازای هر باری که کسی دربارهٔ حباب هوش مصنوعی صحبت می‌کرد، یک نیکِل می‌داشتم، می‌توانستم در Nvidia سرمایه‌گذاری کنم. اما من فکر می‌کنم می‌توانید این‌را این‌گونه درک کنید: Nvidia کل نظریهٔ هوش مصنوعی است.

اگر ناگهان Nvidia لغزش کند — و نگرانی‌ها دربارهٔ اینکه این اتفاق خواهد افتاد، چون مسیر رشدشان بسیار چشمگیر و در عین حال غیرقابل‌پایدار است — شرکت‌ها ممکن است هزینه‌های ده‌ها میلیارد دلاری روی دیتاسنترها را کاهش دهند. ارائه‌دهندگان خدمات ابری گسترش خود را به تعویق می‌اندازند و استارت‑آپ‌های مبتنی بر «هوش مصنوعی آینده است» با مشکلات تأمین مالی مواجه می‌شوند. بازار سهام درصدهای دو رقمی از دست می‌دهد. رونق ساخت‌وسازهای منطقه‌ای که به دیتاسنترها وابسته‌اند، کاهش می‌یابد. مکان‌هایی مانند ایوا که به‌طور متفاوت به احیای اقتصادهای محلی کمک کرده‌اند — از کارخانه‌های فولاد تا کارگران برق، کارگران ساخت‌وساز و توسعه‌گران زمین — به این شوک می‌خورند.

و البته اگر بازار سهام سقوط کند، به‌طبع آن اقتصاد گسترده نیز رنج می‌برد؛ زیرا در این صورت فدرال رزرو مجبور به ارائهٔ طرح اضطراری مالی خواهد شد. شاید رئیس‌جمهور ترامپ نیز مجبور شود برنامهٔ سیاست مالی برای جلوگیری از فروپاشی شدید اقتصاد تدوین کند.

نگرانی این است که اگر Nvidia سقوط کند، کل زنجیرهٔ تأمین هوش مصنوعی ناپایدار می‌شود. و از آنجا که اقتصاد و بازار سهام به شدت به آن وابسته‌اند، می‌تواند منجر به پیامدهای دیگری شود.

در پایان روز، کنجکاوم که نظرتان درباره‌ی معنای شرکت Nvidia برای اقتصاد آمریکا چیست؟ این یک اژدهاست. سهمی عظیم از بازار را به خود اختصاص داده است.

ما در چه موقعیتی هستیم که شرکتی این‌چنین تأثیرگذار داشته باشیم؟

در واقع، گرگ ایپ از وال‌استریت ژورنال مقاله‌ای عالی نوشته که Nvidia را «انقلاب فناوری بی‌لذت» می‌نامد. و من فکر می‌کنم این یک روش بسیار خوب برای درک این موضوع است. اگر تجارت هوش مصنوعی موفق شود، منافع آن عمدتاً به عده‌ای محدود اختصاص خواهد یافت. بنابراین شرکت‌هایی مثل Nvidia — مردم کمی در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند. شرکت‌های Open AI، Anthropic — اگر تمام این موارد به‌خوبی پیش بروند، به‌طور چشمگیری بهره‌مند خواهند شد.

اما زیان‌های ناشی از هوش مصنوعی به‌صورت اجتماعی توزیع می‌شود. بنابراین اگر ناگهان دیتاسنترها عمل نکنند و تجارت هوش مصنوعی به‌کامل‌گی فروپاشد، حساب‌های بازنشستگی مردم به‌شدت آسیب می‌بیند، زیرا S&P 500 محلی است که اکثر مردم برای بازنشستگی خود در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند و Nvidia بخش بزرگی از این شاخص را تشکیل می‌دهد. اگر دیتاسنترها عمل نکنند، جوامع محلی که امید خود را به این فناوری‌ها بسته‌اند و تصور کرده‌اند که شغل‌های جدید ایجاد خواهد شد، دچار خسارت می‌شوند. به همین دلیل این موضوع به‌ویژه در مورد هوش مصنوعی و سهم بزرگ Nvidia در اقتصاد برجسته می‌شود.

به همین دلیل گرگ آن را «انقلاب فناوری بی‌لذت» می‌نامد — چون بسیاری از مردم این وضعیت را نمی‌پسندند. من فکر می‌کنم این نکته‌ای مهم برای در نظر گرفتن است. آمارها نشان می‌دهد حدود شش نفر از هر ده آمریکایی این همه را نمی‌خواهند. آن‌ها از آنچه شرکت‌های هوش مصنوعی وعده می‌دهند خوششان نمی‌آید، به‌ویژه وقتی مدیران عامل می‌گویند شغل‌های مردم را می‌گیرند.

همچنین نموداری از Financial Times وجود دارد که به‌نظر من این گفتگوهای گسترده را به‌خوبی خلاصه می‌کند؛ جایی که می‌گوید هوش مصنوعی می‌تواند یا پایان کمبود (به‌معنی حل تمام مشکلات) باشد، یا پایان بشریت (یعنی نابودی تمام انسان‌ها)، یا بتواند ۰٫۲ درصد به تولید ناخالص داخلی اضافه کند. این شبیه به اینترنت در یک مقطع تاریخی است.

به‌نظر می‌رسد پتانسیلی وجود دارد که این مشکل نابرابری که حدود یک نسل است، به‌طور قابل‌توجهی تشدید شود.

مسئله ناخوشایند در گفتگوهای هوش مصنوعی این است که همه درباره‌اش صحبت می‌کنند، اما هنوز راه‌حل سیاسی وجود ندارد. ما نظری نداریم که چگونه افراد را بازمهندسی مهارت کنیم. همچنان نمی‌دانیم آیا به نوعی درآمد پایهٔ همگانی (UBI) برای کمک به مردم در دورهٔ انتقال نیاز داریم یا نه.

ما می‌توانیم از تجاربی مانند آنچه برای «منطقهٔ زنگ‌دار» (Rust Belt) رخ داد، زمانی که تولیدات به‌خارج رفتند و جوامع محلی را ویران کردند، درس بگیریم. ممکن است به‌مرور زمان شاهد مشابه‌سازی این وضعیت در حوزهٔ هوش مصنوعی باشیم.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.