آسیا جنوب‌شرقی تشنهٔ انرژی، انرژی چین را می‌طلبد

0

در این منطقهٔ رو به رشد، انرژی‌های تجدیدپذیر به‌شدت تقاضا می‌شوند

نوشتهٔ Joseph Rachman، نویسندهٔ برگهٔ هفتگی «Southeast Asia Brief» از Foreign Policy، و Indra Øverland، رئیس مرکز تحقیقات انرژی در مؤسسهٔ نروژی امور بین‌الملل.

کارگران در تاریخ 9 مه 2024، پنل‌های فتوولتائیک را در پایگاه انرژی نو صحرای تنگر نیجیا در شهر ژونگوئه، منطقهٔ شمالی نیجیا، چین نصب کردند
کارگران در پایگاه انرژی نو صحرای تنگر نیجیا در ژونگوئه، منطقهٔ شمالی نیجیا، چین، در تاریخ ۹ مه ۲۰۲۴ پنل‌های فتوولتائیک نصب کردند. STR/AFP از طریق Getty Images
  • اقتصاد
  • چین
  • آسیا جنوب‌شرقی

قدرت ژئوپولیتیکی مدت‌هاست که با توان واقعی در ارتباط است. موقعیت بریتانیا به‌عنوان پیشرو در تولید زغال‌سنگ جهان نه تنها انقلاب صنعتی داخلی را تقویت کرد، بلکه به این کشور نفوذ جهانی عظیمی بخشید.

برای ایالات متحده، کلید این بود نفت و گاز. غول‌های نفتی این کشور به‌عنوان بازیگران قدرتمند ژئواقتصادی شناخته شدند؛ چه در همکاری با رژیم‌های دوستدار آمریکا در دوران جنگ سرد، چه در تأمین گاز مایع به اروپا که امروز با روسیه درگیر است. این شرکت‌ها به‌نوبه خود سیاست آمریکا را، از جمله درگیری دهه‌هاست در خاورمیانه، شکل دادند.

قدرت ژئوپولیتیکی مدت‌هاست که با توان واقعی در ارتباط است. موقعیت بریتانیا به‌عنوان پیشرو در تولید زغال‌سنگ جهان نه تنها انقلاب صنعتی داخلی را تقویت کرد، بلکه به این کشور نفوذ جهانی عظیمی بخشید.

برای ایالات متحده، کلید این بود نفت و گاز. غول‌های نفتی این کشور به‌عنوان بازیگران قدرتمند ژئواقتصادی شناخته شدند؛ چه در همکاری با رژیم‌های دوستدار آمریکا در دوران جنگ سرد، چه در تأمین گاز مایع به اروپا که امروز با روسیه درگیر است. این شرکت‌ها به‌نوبه خود سیاست آمریکا را، از جمله درگیری دهه‌هاست در خاورمیانه، شکل دادند.

امروزه برخی چین را به‌عنوان نوع جدیدی از قدرت انرژی می‌بینند—یک «الکتروستیت». چین نه تنها با سرعتی بی‌سابقه در جهان انرژی تجدیدپذیر را نصب می‌کند، بلکه فناوری‌های تولید انرژی تجدیدپذیر در مقیاس بزرگ را نیز صادر می‌سازد؛ این‌طور به گفتهٔ مؤسسهٔ پژوهشی انرژی «Ember». در سال ۲۰۲۵، ارزش این صادرات به ۲۰ میلیارد دلار رسید — رکوردی تازه. این به‌طور عملی چه معنایی دارد؟ همسایگان پرانرژی آسیا جنوب‌شرقی نگاهی جالب به این موضوع می‌اندازند.

مانند اکثر کشورهای در حال توسعه، تقریباً تمام کشورهای عضو انجمن کشورهای جنوب‌شرقی آسیا (آسیان) مایل نیستند تا انتقال انرژی را بپذیرند مگر این‌که فرصت سودآوری را در آن ببینند. از شرکای خود، انرژی سبز ارزان‌قیمت می‌خواهند و در صورت امکان، تولید داخلی محصولاتی مانند پنل‌های خورشیدی را نیز می‌خواهند. در کنار این، سوخت‌های فسیلی تا زمانی که اقتصادی باشند، همچنان ادامه خواهند یافت. هنگام گسترش در آسیان، انرژی‌های تجدیدپذیر جایگزین سوخت‌های فسیلی نمی‌شوند؛ بلکه به‌صورت لایه‌ای بر روی آن‌ها افزوده می‌شوند، همان‌طور که در چین رخ می‌دهد.

ایالات متحده و متحدان فعلی‌اش در آسیا و اروپا هنوز نقش قابل‌توجهی در حوزه انرژی این منطقه دارند؛ اما محدود به نفت و گاز هستند. به‌طور مشابه، دولت‌های آسیان نیز شرکت‌های فسیلی قدرتمند داخلی دارند، مانند پترا‌ناس در مالزی، که می‌توانند از آن بهره‌برداری کنند. اما انرژی تجدیدپذیر به‌طور عمده تحت سلطهٔ چین است.

چین بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار در بخش توان آسیان بوده است. براساس داده‌های ارائه‌شده توسط آسیان، از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴، چین ۳۱٫۹ درصد از تمام سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در تولید و انتقال برق و گاز (به‌استثنای خطوط لوله) را تشکیل می‌داد. سرمایه‌گذاری داخلی آسیان کمی بالاتر است، اما بخش عمدهٔ آن از مرکز مالی بین‌المللی سنگاپور می‌آید. ژاپن، کره‌جنوبی و به‌طور محدودتر اروپا نیز نقش‌های قابل‌توجهی داشته‌اند. در عین حال، به‌نظر می‌رسد ایالات متحده تقریباً از این حوزه خارج شده است؛ حتی پیش از آغاز دومین دورهٔ ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ.

اگرچه جزئیات دقیق به‌راحتی در دسترس نیست، اما مجموعه‌ای از داده‌ها نشان می‌دهند که تسلط چین در حوزهٔ انرژی به‌طور پیوسته در حال گسترش است.

به عنوان مثال می‌توان به پنل‌های خورشیدی اشاره کرد که رهبری چین در این زمینه امروز به‌حدی مسلم است. بر پایهٔ داده‌های Ember، از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، حدود سه‌چهارم ماژول‌های خورشیدی توسط چین تولید شد.

به‌نظر می‌رسد این تسلط ادامه یابد. جنگ تعرفه‌ای با ایالات متحده باعث انتقال بخشی از تولید به آسیان شد؛ به‌ویژه به مالزی و ویتنام. با این حال، شرکت‌های چینی همچنان نقش کلیدی ایفا می‌کنند؛ یا کارخانه‌ها را کنترل می‌کنند یا به‌عنوان تأمین‌کننده حضور دارند—چیزی که از طریق تعرفه‌های سنگین وارده بر آن‌ها توسط واشنگتن مشهود است.

در همین حین، تلاش‌های رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده جو بایدن برای افزایش تولید داخلی پنل‌های خورشیدی با تقلید از ترکیب تعرفه‌ها و یارانه‌های چین، به‌طور قابل‌توجهی تولید داخلی را ارتقا داد. اما در سال ۲۰۲۳، پنل‌های آمریکایی به‌طور متوسط ۴۴ درصد گران‌تر از پنل‌های چینی بودند. تصور یافتن بازار برای این پنل‌ها در آسیا جنوب‌شرقی دشوار به‌نظر می‌رسد.

فن‌آوری پیشرو چین به‌وسیلهٔ مقیاس عظیمش تقویت می‌شود؛ این موضوع به‌ویژه در حوزهٔ نیروی آب واضح است. از سال ۲۰۱۴، تقریباً نیمی از نیروگاه‌های آب که در آسیا جنوب‌شرقی به‌کار گرفته شده‌اند تحت مشارکت شرکت‌های چینی در ساخت بوده‌اند؛ این داده‌ها از منابع مختلفی همچون پیگیری زیرساخت‌های میانگاب در مرکز استیمسون، اسناد دولتی و گزارش‌های خبری استخراج شده‌اند.

بخش عمدهٔ این ساخت‌وساز به رهبری چین در لائوس متمرکز است؛ لائوس خود را «باتری آسیان» می‌نامد. گسترش نفوذ انرژی‌های تجدیدپذیر نیاز به پشتیبان‌های قابل‌اعتماد برای روزهای بدون ابری یا بادی نیز افزایش می‌دهد.

یک کابل که از سنگاپور به لائوس از طریق تایلند و مالزی عبور می‌کند، هم‌اکنون برق منتقل می‌کند. این پروژه به‌عنوان پیشرو برای شبکهٔ گستردهٔ منطقه‌ای شناخته می‌شود—شبکه‌ای که نیروگاه‌های آب ساخته و تأمین مالی‌شده توسط چین در هستهٔ آن قرار دارند. جریان‌های کنترل‌شده توسط چین از میکونگ بالا، از طریق پروژه‌های عظیم آب خود، لایهٔ دیگری از نفوذ بر این سامانهٔ انرژی را اضافه می‌کند.

چین همچنین در برخی انواع سوخت‌های فسیلی حاکم است. بر اساس تحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط Global Energy Monitor، شرکت‌های چینی بزرگ‌ترین سهام‌داران تقریباً ۲۹ درصد از تمام نیروگاه‌های زغال‌سنگ که از سال ۲۰۱۴ در آسیان به‌کار گرفته شده‌اند، هستند. با خروج سرمایه‌گذاران غربی از صنعت زغال‌سنگ به‌صورت جمعی، جای تعجب نیست که چین برای مدتی نقش عمده‌ای ایفا کند. وعدهٔ چین در سال ۲۰۲۱ مبنی بر توقف حمایت مالی نیروگاه‌های زغال‌سنگ‌پراوردهٔ خارجی، در عمل چندان مؤثر به‌نظر نمی‌رسد.

نقش قابل‌توجهی از جانب ایالات متحده و متحدانش تنها در حوزهٔ نفت و گاز باقی مانده است. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط Offshore Technology، از ۱۰ میدانی گاز بزرگ آسیا جنوب‌شرقی، دو میدانی توسط شرکت آمریکایی Hess به‌همراه پترا‌ناس اداره می‌شود، یک میدانی توسط شرکت بریتانیایی BP، یک میدانی توسط شرکت کره‌جنوبی Posco، چهار میدانی توسط PTTEP مالزی، یک میدانی توسط Mubadala امارات و یک میدانی توسط Pertamina اندونزی. از ۱۰ میدانی نفت بزرگ، سه میدانی توسط Shell و شش میدانی توسط شرکت‌های داخلی اداره می‌شوند؛ یک میدانی به‌صورت مساوی بین Shell و برونئی تقسیم شده است. شرکت‌های آمریکایی نظیر ExxonMobil و ConocoPhillips نیز به‌عنوان هم‌مالکان در برخی از این میادین حضور دارند.

منبع قدرتمند دیگر انرژی، هسته‌ای است. برای مدت طولانی، انرژی هسته‌ای در این منطقه که در سال ۱۹۹۷ خود را به‌عنوان منطقه‌ای بدون سلاح هسته‌ای اعلام کرد، تابوی فرهنگی بود و گاه به‌سؤال‌گری نسبت به انرژی هسته‌ای منجر می‌شد. اما فشار فزاینده برای تأمین انرژی پاک باعث شده است که امروز اندونزی، مالزی، فیلیپین، سنگاپور، تایلند، ویتنام و حتی کامبوج به‌صورت آرام به این امکان فکر کنند.

در این زمینه نیز ایالات متحده و متحدانش به‌دور از جایگاه پیشتازان هستند. بر پایهٔ داده‌های انجمن جهانی هسته، در حال حاضر ۶۵ رآکتور هسته‌ای در حال ساختند. بازیکن واقعی این عرصه، روسیه است که هم‌اکنون هفت رآکتور جدید در داخل کشور و ۱۹ رآکتور دیگر را در بنگلادش، چین، مصر، هند و ترکیه می‌سازد. چین نیز می‌تواند وارد بازی شود؛ در حال حاضر رآکتور دیگری در پاکستان می‌سازد. مهم‌تر از آن، چین ۳۳ رآکتور جدید در داخل کشور می‌سازد تا زیرساختی قوی برای گسترش به‌خارج فراهم کند.

در مقابل، ایالات متحده در حال حاضر هیچ رآکتور جدیدی نمی‌سازد. دو رآکتور توسط شرکت‌های فرانسوی در بریتانیا ساخته می‌شود. کره‌جنوبی سه رآکتور در داخل کشور می‌سازد و به‌تازگی نظارت بر ساخت چهار رآکتور در امارات متحده عربی را برعهده داشته است. این بار دیگر، فناوری کلیدی آینده به‌نظر می‌رسد در دست رقبای اصلی باشد.

به‌نظر نمی‌رسد این وضعیت تغییر کند. تحت ریاست جمهوری بایدن، ایالات متحده، اتحادیهٔ اروپا و ژاپن شراکت‌های انتقال انرژی عادلانه (Just Energy Transition Partnerships) با اندونزی و ویتنام را پیش بردند. این طرح‌ها هدف داشتند تا ایالات متحده و متحدانش هزینه‌برسانی به‌سازگاری‌کربن در این کشورها باشند. اما ترامپ به‌سرعت از این برنامه‌ها عقب‌نشینی کرد.

حتی پیش از آن، تحلیل‌گران به‌شدت نسبت به اعتبار این شراکت‌ها شک داشتند. فرضیات قهرمانانه‌ای که به‌تندی سعی در ترکیب قطعاتی از بودجهٔ عمومی برای «جلب» سرمایه‌گذاری‌های خصوصی عظیم داشتند، اعتبار این طرح را به‌چالش کشید و منجر به نارضایتی وزرای اندونزی و ویتنام شد.

ژاپن در پی سقوط تلاش‌های ایالات متحده سعی کرد گام‌های بیشتری بردارد، اما اقدامات خود نیز فاقد اعتبار هستند. بیش از یک‌سوم پروژه‌های حمایت‌شده توسط جامعهٔ «Asia Zero Emission» به رهبری ژاپن، به‌نحوی به‌صورت جزئی با سوخت‌های فسیلی مرتبط‌اند. اگرچه ۵۴ پروژه نوین در حوزهٔ تجدیدپذیر وجود دارد، به‌نظر می‌رسد واقعیت‌های زنجیرهٔ تأمین این پروژه‌ها را به‌گونه‌ای می‌کشاند که بسیاری از آن‌ها به‌طور جزئی از فناوری یا دانش فنی چین بهره‌مند شوند.

در چارچوب دینامیک‌های کنونی، اهمیت چین به‌عنوان شریک انرژی برای منطقه به‌صورت پیوسته افزایش خواهد یافت. در بخش نفت و گاز، ایالات متحده و متحدانش در حال حاضر شرکای خارجی مورد ترجیح هستند. اما این متحدان بیش‌ترین بار کاری را بر عهده دارند و ممکن است به‌زودی به‌خاطر هرج و مرج‌سازی ترامپ، کمتر با منافع آمریکا همسو شوند. حتی اگر روابط در درازمدت بهبود یابد، این بخش به‌نظر می‌رسد به‌تدریج کاهش یابد. در مقابل، چین به‌خوبی آماده است تا خود را به‌عنوان شریک ارجح برای ساختن سیستمی معرفی کند که در آن ذغال‌سنگ به‌عنوان پایهٔ توان، به‌همین ترتیب انرژی‌های تجدیدپذیر و شاید در آینده انرژی هسته‌ای لایه‌بندی می‌شوند.

نتیجهٔ این وضعیت می‌تواند وابستگی‌هایی باشد که سخت می‌توان از بین برد. همان‌طور که آسیا جنوب‌شرقی به‌توسعه ادامه می‌دهد، سرمایه، تخصص و فناوری به‌صورت مستمر از چین به این منطقه جاری خواهد شد؛ و چین نقش مرکزی در سامانه‌های انرژی منطقه‌ای را به‌دست خواهد گرفت. در قرن بیستم، ملی‌سازی منابع نفت و گاز به کشورهای آسیا جنوب‌شرقی این امکان را داد تا کنترل دستگاه‌های انرژی را از دست قدرت‌های استعماری بگیرند. اما در نظام انرژی جدید که عوامل فنی بیشتر از عوامل جغرافیایی وزن دارند، دستیابی به چنین دستاوردهایی دشوارتر خواهد بود.

  • اقتصاد
  • چین
  • آسیا جنوب‌شرقی

Joseph Rachman نویسندهٔ برگهٔ هفتگی Southeast Asia Brief از Foreign Policy است. او روزنامه‌نگار مستقل مستقر در جاکارتا می‌باشد. X: @rachman_joseph

Indra Øverland رئیس مرکز تحقیقات انرژی در مؤسسهٔ نروژی امور بین‌الملل است.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.