«تعرفهها افزایشی بزرگ مالیاتی هستند»: بانک برتر اعداد پرداختهای آمریکاییها برای رژیم تجاری ترامپ را بررسی میکند
نوشته: نیک لیتنبرگ و ایوا رویتبورگ

«رکود یا رونق؟» سؤال اساسی که در قلب پیشبینی بزرگ UBS برای اقتصاد ایالات متحده در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ قرار دارد. تیمی به سرپرستی اقتصاددان جانیاتن پینگل نیز به مسالهای میپردازد که اقتصاددانان در طول ۲۰۲۵ بارها مطرح کردهاند: اینکه تعرفهها عملاً یک افزایش بزرگ مالیاتی هستند، هرچند در نام اینگونه نامگذاری نمیشود. تحلیل آنها نشان میدهد که تعرفهها بهعنوان یک مانع جدی بر رشد عمل میکنند و بهطور فعال در تورم پایدار نقش دارند، درحالیکه دستاوردهای واقعی درآمد مصرفکنندگان را کاهش میدهند.
«تعرفهها افزایشی بزرگ مالیاتی هستند» بهسادگی در گزارش ذکر شده است. بر اساس گفته UBS، سیاستهای فعلی تعرفهای نرخ متوسط وزنی ۱۳.۶٪ را نشان میدهند که بر پایه سهمهای واردات ۲۰۲۴ محاسبه شده و پنج برابر از ۲.۵٪ ابتدای سال افزایش یافته است. این نرخ تند در واقع معادل مالیاتی بر واردات برابر ۱.۲٪ از تولید ناخالص داخلی است.
فراگیرترین اثر فوری رژیم تجاری در افزایش قیمتها احساس میشود که «قیمتها را در سطح بالایی نگه میدارد». UBS تخمین میزند که رژیم تجاری جدید در سال ۲۰۲۶، ۰.۸ درصد به تورم اصلی PCE اضافه خواهد کرد؛ این مقدار برای از بین بردن یک سال پیشرفت کاهش تورم کافی است و حتی اگر فشارهای دیگر مانند مسکن یا انرژی کاهش یابد، قیمتها حدود ۳.۵٪ رشد خواهند کرد.
در درازمدت، UBS انتظار دارد که تعرفهها تأثیر مستقیم تجمعی ۱.۴ درصد بر سطح تورم اصلی PCE تا سال ۲۰۲۸ داشته باشند و با در نظر گرفتن اثرات جانبی مانند بازنگری مسیر زنجیره تأمین و افزایش قیمتهای تولیدکنندگان داخلی تحت حمایت تعرفه، این مقدار بهحدود ۱.۹ درصد برسد. بهطور ساده: تنها تعرفهها میتوانند تقریباً دو‑سوم اختلاف باقیمانده بین تورم جاری و هدف ۲٪ فدرال رزرو را تشکیل دهند.
بادهای تورمی بر خانوارها
انتقال قیمت ناشی از تعرفه در حال حاضر فشار بر خانوارهای آمریکایی را ایجاد کرده است. رشد متوسط دستمزد ساعتی در شش ماه گذشته به حدود ۳.۵٪ سالانه کاهش یافته و درآمد کل دستمزدها نیز تقریباً ۳.۲۵٪ سالانه است؛ این افزایش تورمی هزینهبر است. اقتصاددانان پیشبینی میکنند که تورم فصلی PCE بهصورت سالانه بین ۳٪ تا ۴٪ در دو ربع آینده خواهد بود که بهطور مؤثر این دستاوردهای درآمدی را از بین میبرد.
گزارش نشان میدهد که اکثر خانوارها امروزه توان کمتری برای مقابله با تورم نسبت به دو سال پیش دارند. در حالی که خانوارهای با درآمد بالا از ثروت بازار سهام ناشی از هوش مصنوعی بهرهمند میشوند، خانوارهای زیر ۲۰٪ برتر توزیع درآمد، از داراییهای نقدی تاریخیاً کم رنج میبرند. هزینههای رو به افزایش همراه با کندی بازار کار، ادراک مصرفکنندگان از چشماندازهای آینده را تضعیف میکند.
این باد مخالف بهویژه نگرانکننده است چون گسترش اقتصادی ایالات متحده پیشتر بهعنوان «بهصورت محدود و ناپایدار» توصیف شده است. چشمانداز اقتصادی فعلی درواقع بهعنوان «یک شرطبندی بزرگ بر هوش مصنوعی» شناخته میشود؛ که تنها حوزههای رشد واضح، سرمایهگذاری در نرمافزار و رایانههای هوش مصنوعی و مصرف پشتیبانیشده توسط ثروت بازار سهام برای افراد با درآمد بالا است. UBS افزوده است: «بخش قابل توجهی از اقتصاد آمریکا در رکود است»، که شامل سرمایهگذاری واقعی مسکونی و ساختوساز غیرمسکونی است که یا در رکودند یا بهوضوح کاهش یافتهاند.
بازگرداندن پول به مردم؟
همانطور که فشارهای تورمی ارتقا مییابند، رئیسجمهور دونالد ترامپ تعرفههای خود را نه تنها بهعنوان سپری برای صنعت آمریکایی، بلکه بهعنوان منبع جدیدی برای درآمد خانوار تبلیغ میکند. او ایده «سهم تعرفهای» را مطرح کرده است؛ پرداختی حداقل ۲٬۰۰۰ دلار برای هر نفر (بدون شامل افراد با درآمد بالا) و معتقد است که افزایش درآمدهای تعرفهای بهحدی است که میتواند مستقیماً با آمریکاییها به اشتراک گذاشته شود.
آمارهای سرصفحه بهوضوح چشمگیر هستند. خزانهداری در سال مالی ۲۰۲۵، ۱۹۵ میلیارد دلار درآمد از تعرفهها کسب کرد که نسبت به سال قبل ۱۵۳٪ افزایش داشت (۷۷ میلیارد دلار). کمیته بودجه فدرال مسئول پیشبینی میکند که «تعرفههای متقابل» گسترده ترامپ میتوانند تا سال ۲۰۲۹، ۱٫۳ تریلیون دلار و تا سال ۲۰۳۴، ۲٫۸ تریلیون دلار جمعآوری کنند. این امر سهم تعرفهها را از حدود ۲٫۷٪ کل درآمد فدرال به تقریباً ۵٪ ارتقا میدهد که تقریباً معادل اعمال مالیات جدید بر دستمزدها یا کاهش یکپنجم بودجه دفاعی است.
اما تحلیلگران میگویند محاسبات پشتسرآمد سود پیشنهادی ترامپ قابلتایید نیست. جان ریکو از آزمایشگاه بودجه ییل تخمین میزند پرداخت ۲٬۰۰۰ دلار به هر آمریکایی حدود ۶۰۰ میلیارد دلار هزینه دارد که بسیار بیش از درآمد حاصل از تعرفههای دولت است.
«درآمدهای در حال رسیدن کافی نخواهد بود»، ریکو به آسوشییتد پرس گفت. حتی وزیر خزانهداری، اسکات بسنت نیز بهنظر میرسید که از این ایده غافل بود؛ او در برنامه «این هفته» شبکه ABC گفت که این پیشنهاد را با ترامپ مطرح نکرده و بر این باور است که هر «پسافتخاری» بیشتر بهصورت یک کاهش مالیاتی آینده ظاهر میشود.
اقتصاددانان همچنین هشدار میدهند که اگرچه تعرفهها درآمد تولید میکنند، اما این کار را از طریق افزایش قیمتها انجام میدهند. واردکنندگان معمولاً این هزینهها را به مصرفکنندگان منتقل میکنند؛ بنابراین این سیاست بیشتر شبیه یک مالیات نزولی است تا یک سود نقدی.
اقتصاددانان میبیند که یک حلقهٔ بازخوردی در حال شکلگیری است: تعرفههایی که برای احیای قدرت صنعتی طراحی شدهاند، اکنون بهپایدار نگهداشتن تورم کمک میکنند؛ که به نوبهٔ خود رشد واقعی درآمد را تضعیف کرده و مصرفکنندگان هدف این سیاست را محدود میسازد. UBS این وضعیت را «گسترش محدود» مینامد؛ اما شاید حتی محدودتر باشد: اقتصادی که رشد آن بر سرمایهگذاریهای مکرر هوش مصنوعی و طرحهای ایجاد درآمد دولتی متکی است، نه بر توان خرید گسترده شهروندان.