چرا سال ۲۰۲۶ برای بازار هنر یک سال محوری است، به گفتهٔ ماسیمو دِ کارلو
Maurizio Cattelan – یک روز کامل، ۱۹۹۹ – MASSIMODECARLO
پرترهٔ ماسیمو دِ کارلو. عکس توسط پاسکواله آباتتیستا. با اجازهٔ ماسیمو دِ کارلو.
تنها ماه اکتبر بود که ماسیمو دِ کارلو، بنیانگذار گالریای که نام او را دارد، در حال بازنگری بر روند سال بود. «۲۰۲۵ سالی برای بازتنظیم بود»، او گفت. پس از آنچه او «سال بد» ۲۰۲۴ مینامد، این دیلر برجسته ماههای اخیر را به ریزتنظیم نحوهٔ عملکرد گالریاش اختصاص داده تا «کمتر به نوسان بازار و نوسان روابط وابسته باشد». او استدلال میکند که حکم واقعی در سال ۲۰۲۶ خواهد آمد، زمانی که واضحتر میشود آیا چالشهای بازار ساختاری هستند یا «موقت». آیا جمعآورندگان بهطور کامل رفتارهای خرید خود را بازتنظیم میکنند، یا کاهش اخیر یک رکود دورهای است؟
این موضع عموماً عملی است از سوی این دیلر با طنز خشک که تقریباً در طول چهار دههٔ تأسیس گالریاش، نوسانسنج بازار هنر را به همان سرعت سرنوشت تیم فوتبال محبوبش، آث میلان، مشاهده کرده است. از زمان تأسیس گالری میلان خود در سال ۱۹۸۷ — پس از توقفی در مسیر تحصیل داروسازی و علاقهٔ اولیهاش به موسیقی پیشرو — دِ کارلو شاهد تحولهای متعددی در بازار هنر بوده است. یکی از تأثیرگذارترین دیلرهای هنری ایتالیایی، دِ کارلو بیش از ۶۰ هنرمند را نمایندگی میکند، از جمله Maurizio Cattelan (که مشهوراً او را در سال ۱۹۹۹ با نوار چسب به دیوار چسباند) و Rudolf Stingel. گالری او اکنون شعبههایی در هونگکنگ، لندن، پاریس و یک دفتر در سئول دارد، علاوه بر مکان اصلی خود در میلان.
نمای بیرونی گالری MASSIMODECARLO میلان. عکس توسط دلفینوی سستو لگنانی و مارکو کاپلتی. با اجازهٔ MASSIMODECARLO.
برای دِ کارلو، بخشی از بازتنظیم جاری در بازار، فرهنگی است. او اشاره کرد که تجارت به «سالهای آسان» عادت کرده بود و «ادراک اینکه بازار هنر بیثبات است» را از دست داد. پاسخ گالری او این بوده که پیوندهایش با مهمترین افراد—هنرمندان، جمعآورندگان و مؤسسات—را تقویت کند. هر چه این روابط بهتر پرورش یابند، کسبوکار کمتر تحت «نوسان» قرار میگیرد.
این تلاش درباره بازنگری در فلسفهٔ گالری نیست که با فضایی خانوادگی مشخص میشود. او گفت: «ما هرگز گالری شرکتی نبودیم»، و تأکید کرد که هنرمندان کلید کسبوکار او هستند. او با به کار بردن مقایسهای با انتشاراتکنندگان گفت: «برند توسط نویسندگان ساخته میشود». امروزه او روابط چند دههای با هنرمندان را با کنجکاوی بیقرار برای استعدادهای نو ترکیب میکند؛ نامهای جوانی چون Diane Dal‑Pra و Ludovic Nkoth در سالهای اخیر به گالری پیوستهاند. او افزود: «هر کاری که انجام دادیم، برای هنرمندان بود».
افزایش توجه
Ludovic Nkoth – زیبای خفته I، ۲۰۲۵ – MASSIMODECARLO – €۸,۰۰۰
این موضوع به رویکرد گالری در برنامهریزی نیز کشیده میشود. او میگوید هر نمایشگاه باید یک «تجربهٔ خاص» باشد. او به تنوع نمایشها در گالری لندن اشاره میکند که در یک طبقهٔ دلپذیر از یک خانهٔ شهری قرن هجدهم واقع شده است. اخیراً گالری یک نمایشگاه دقیق از پیتر هالی برگزار کرد، سپس بهطور کامل جهت خود را تغییر داد تا آثار نقاش جوان لِنس گیرک را به نمایش بگذارد: نمونهای مناسب از تنوع برنامهٔ آن.
دِ کارلو همچنین دوست دارد در گالریهای دیگرش نیز تغییرات ایجاد کند. در پاریس، نمای فروشگاهی گالری—Pièce Unique—شبیه یک ویترین در سطح خیابان عمل میکند. اگرچه در ابتدا دیوار آجریای به سمت خیابان بود، معمار کنگو کوما آن را با یک شیشهٔ یکپارچه بازطراحی کرد و مرز بین شهر و گالری را منقرض ساخت، و یک اتاق کوچک را به یک لحظهٔ عمومی تبدیل کرد. او میگوید: «این شبیه یک حفره در خیابان است که میتوانید هنر را ببینید». در اکتبر، این فضا در طول آرت بیسل پاریس مورد بحث فراوانی قرار گرفت، هنگامی که «اکتبر ۲۰۲۵» اثر دو هنرمند اسکاندیناوی Elmgreen & Dragset را به نمایش گذاشت (۲۰۲۵)، یک مجسمهٔ بزرگ، فراواقعی و در مقیاس طبیعی از یک دستیار گالری که بر روی یک میز بزرگ خمیده است. او افزود: «فضاهای گالری میتوانند امکانات نمایش را تحت تأثیر قرار دهند». «گالری در آن لحظه نوعی تولیدکننده است».
Elmgreen & Dragset، نمای بیرونی «اکتبر ۲۰۲۵» در گالری MASSIMODECARLO Pièce Unique. عکس توسط توماس لنس. با اجازهٔ MASSIMODECARLO.
رویکرد دقیق گالری نسبت به هنرمندان و برنامهریزیاش در تمام پیچوخمهای بازار هنر یک ثابت باقیمانده است. امروز، دِ کارلو معتقد است که بازار در حال تبدیل به «جدیتر، با جمعآورندگانی که کمتر هیجانزده هستند و روندهایی کمتر هیستریک هستند» میشود. بهصورت عملی، این به معنای کاهش سفتهبازی و اختصاص زمان بیشتر برای جمعآورندگان جهت بررسی خریدهاست. شاخص موفقیتی که او برگزیده، «بیشتر آثار هنری که مستقیماً از دیوار گالری به دیوار خانهٔ جمعآورندگان میروند» است، نه به انبار. او میگوید پیش از کووید، تعداد زیادی از آثار به انبارها ناپدید میشدند. اگر چرخهٔ کنونی بازار کندتر اما عمدیتر باشد، میتواند سالم باشد؛ زیرا منافع تجاری را با ایمان و تمایل به زندگی همراه با هنر همسو میکند.
اما آینده نیز وابسته به اقتصاد است، که باید شرایط مناسب را برای «پشتیبانی از دیدگاه ما و دیدگاه مخاطبان» فراهم کند. دِ کارلو خود را «نارسای آگاه» مینامد؛ نه به این دلیل که بدترین را پیشبینی میکند، بلکه چون تنها رویکرد این است که ریسک را به وضوح ببینیم و پیش برویم. او گفت: «همیشه میگویم یک فرد نارسای، خوشبینیک با اطلاعات فراوان است».
Jennifer Guidi، نمای نصب «نقطههای سفر شما» در گالری MASSIMODECARLO میلان، ۲۰۲۵. عکس توسط روبرتو ماروسی. با اجازهٔ MASSIMODECARLO.
دیدگاه او از میلان، شهری که او را شکل داد، این واقعگرایی را نشان میدهد. او میگوید مزیت شهر، تراکم فرهنگی آن است: طراحی، مد، غذا و تمرکزی شگفتانگیز از مؤسسات و بنیادهای خصوصی—Fondazione Trussardi، Fondazione Prada، موزهٔ طراحی تریناله، HangarBicocca پایرهلی—در شعاعی قابل دوچرخهسواری. او میگوید: «این تمرکز از تمامی این موارد شهر را بسیار جذاب میکند».
با این حال، او انتظار ندارد هیاهوی اخیر در صحنهٔ هنری آن—با گالریهای جدیدی که باز میشوند و ساکنان ثروتمند که به دلیل رژیم مالیاتی جذاب ایتالیا جذب میشوند—سلیقهٔ محلی بازار را تغییر دهد. میلان «شهری است که هنوز به برخی ارزشهای بسیار قدیمی پیوسته است». او اشاره کرد که بسیاری از جمعآورندگان میلان بیشتر به هنرمندان ایتالیایی قرن بیستم مانند لوسیو فونتانا، انریکو کاستیلانی، و پیرو مانزونی و جنبشهایی نظیر Arte Povera علاقه دارند. او افزود: «این هنوز شهری است که واقعاً بهطور کامل با آینده در حال تحول ارتباط ندارد». «من فکر نمیکنم یک یا دو گالری بتوانند این را تغییر دهند، اما مهم این است که امکانپذیری وجود دارد و این میلان را جذابتر میکند».
در مورد آینده بهصورت کلی، دِ کارلو «دو منظر» میبیند: یکی «جهنم»؛ دیگری «کی میداند چه». او جملهای مشهور را بازنویسی کرد: «وقتی در جهنم هستید، ادامه دهید». او میگوید: «این بخش هیجانانگیز کسبوکار است». «ما در وضعیت دشواری قرار داریم، اما باید به پیش برویم».